بسيار و هواى اكثر بلادش سازكار است جبالش فراوان و ساكنانش اكثر كافر پادشاهپرست و بتپرست و آفتابپرست و مشترىپرست و آتشپرست و قليلى مسلمان و حنفىمذهبند اكرچه راقم آن ملك را نديده امّا بصحبت اشخاصى چند رسيده كه ايشان ديده بودند و در كتب تواريخ نيز احوال ختا را مشاهده نموده است كويند دور مملكت ختا يكساله راهست در مدّت سيصد سال دور آن باروئى محكم از سنك رخام كشيدهاند و چندين جبال و تلال را تراشيدهاند و داخل بارو نمودهاند و نيز كويند پادشاه چين و ختا از نسل چنكيز خانند ملك ختا محدود است از جنوب بولايت چين و تنكتاش و از مغرب بديار تركستان و مغول و از شمال بدشت و ملك كتمياك و از مشرق بر فقير معلوم نشد پادشاه ختا در غايت جاه و جلال و در كمال استقلالست و چندين ديار و امصار كه خارج ختاست مثل تركستان و ايغور و مغول و تاتار و بعضى از بلاد توران همه را فرمانرواست و تحقيق شده كه در جماعت كفّار مانند وى سلطان بااقتدار نيست و به كثرت دولت و جمعيّت و بسيارى خزاين و دفاين و افزونى لشكر و اسباب شوكت از سلاطين روزكار ممتاز و در زيب و زينت و حشمت و وفور ثروت و مكنت از ملوك ايّام بامتياز است دوازده هزار دختر خورشيدمنظر و ماهپيكر در سراى اوست و چهار صد نفر از آن دختران صاحبمنصب و جاه و كمر و كلاهند ملوك ختا در عدل و داد درجهء عالى دارند و از قتل و غارت و ظلم و جور احتراز لازم شمارند و اهل حنج و جرايم را به مقدار جرم در حبس كذارند و بعضى اهل جرائم را در مهمّ قلعهسازى و ساير مشاغل بازدارند و قوت لا يموت از سركار شاهى به محبوسان برسانند و جميع رعايا و برايا را بكارى مشغول دارند و شخص بىشغل و بيكار در آن ديار نباشد و در آن ملك معادن سيم و زر و ياقوت و سرب و آهن و غيره بسيار باشد و در آن كشور رسم باجستانى و مال ديوانى و عشارى و راهدارى نيست آنچه معدنى است مثل نمك و شوره و قير و كبريت و جواهر و فلزّات همكى خاصّهء سلطانست و آنچه روئيدنيست مانند كندم و جو و نخود و برنج و ساير حبوب مخصوص رعيتبيشهكانست آن مملكت چندان معمور و آبادان و امن و امانست كه تحرير آن خارج از حيّز امكانست در لشكركشى و ملككيرى قانون ايشان چنانست كه چون ولايتى را خواهند مسخّر كنند بعد از تحقيق طريق دخول و خروج و جمع و خرج آن ديار نخست دههزار سواره و پياده ارسال دارند و ايشان از جنك و جدال محترز و طريق محاصره را واجب شمارند و در لوازم حبس و سدّ حدود ضبط محاصره اهتمام به عمل آورند پادشاه بعد از هفته پنجهزار سواره و پيادهء ديكر ارسال دارد و هفتهء دويّم كذلك پنجهزار لشكر بفرستد و در هفتهء سيّم همان مقدار پياده و سواره ارسال نمايد تا آن ملك مفتوح كردد و ديكر قاعدهء ملوك ختا چنانست كه متاعى كه نه در ولايت ايشانست بر آن اعتنا نكنند و كويند چيزى كه از ملك بيكانه آيد در تحصيل آن به رعيّت زحمت رسد و زر و سيم كه از ولايت بيرون رود نقصان در حال رعيّت ظاهر شود چنان كه شال در آن ولايت نخرند و اهل كشمير بدان سبب شال نبرند و متاعى كه از ملك بيكانه بدان ديار برند مرواريد و كهربا و فيروزه و مرجانست و هركه خلاف فرمان كند هرچه دارد مال سلطانست اقسام پارچهاى حرير و جامهاى دلپذير در آن كشور بافته مىشود لباس ابريشمى به مرتبهء كثرت دارد كه عموم رعايا حريرپوشند و رنك زرد مخصوص ملوكست و ديكران نپوشند و اهل ختا مانند اهل چين و هند بوقوع طوفان اعتقاد ندارند و نقطهء صفر انكار بر آن كذارند كويند بملك ختا طوفان نيامده و در سمت مشرق طوفان نشده و ايضا بوجود حضرت آدم ع معتقد نباشند و طوايف امم را اولاد آن حضرت ندانند كويند آدم بسيار بوده و كثرت آدم در همهوقت ظهور داشته تاريخ چندين هزارهزار سال موجود است يكى از ايشان فقير را كفت كه در كتب اهل اسلام نيز مسطور است كه اكر حجّة اللّه در روى زمين نباشد نظام عالم و عالميان از هم بپاشد و قيامت قايم شود و آسمانها پيچيده كردد و از اين كلام معلوم مىشود
كه اهل اسلام نيز قائلند كه آسمانها و زمينها بوجود انسان قايمست و اكر انسان نباشد حجّة اللّه نيز نباشد و اكر حجّة اللّه نباشد زمين و آسمان معقود باشد بعضى از ايشان
بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 231
مساهمون: زين العابدين شيروانى
ص٢٣١