تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
شصت پاره قريه معموره در اوست و كندم و جوى آنجا به‌غايت نيكوست خلقش همكى شيعىمذهب و قليل الادب طايفهء ترك و تاجيك و لر به همند و مكرّر ديده شده است

ذكر خواف

ولايتى است بهجت‌مطاف از ولايات خراسان همه چيزش فراوان الّا انسان قرب سى پاره قريهء معموره در اوست و آب‌وهوايش فىالجمله نيكوست باغات فراوان دارد مردمش اكثر سنّى و حنفىمذهب و جنكلىمشرب و قليلى شيعهء اماميّه‌اند آسياى بادى بسيار دارد كه باد مىكرداند و آبش از كاريز است قديم الزّمان ارباب كمال و اهل حال از آنجا برخواسته‌اند من‌جمله شيخ زين الدّين ابو بكر و امير قوام الدّين صاحب تصانيف مفيده از آنجا بوده‌اند راقم دو مرتبه آنجا را ديده است طايفهء تيمورى در آنجا سكونت دارند

ذكر خوارپت

قصبه‌ايست شهرمانند و محلّى است خاطرپسند و از بلاد دياربكر است و سمت شمال مدينهء آمد بكسر ميم واقع و سه منزل دور و همه چيزش موفور است از اقليم چهارم و هوايش خرّم خاكش حاصل‌خيز و زمينش حسن‌انكيز باغات بسيار و نهرهاى بيشمار در اوست و قرب دويست پاره قريهء معموره مضافات اوست آن قصبه در دامن كوه اتّفاق افتاده و سمت شمالش كرفته و ساير اطرافش كشاده است و عماراتش مشرف بصحرا و مطمح نظر مردمش به‌غايت دلكشاست چه كه قرب بيست فرسخ طول و يك فرسخ و نيم عرض و جميعا معمور و آباد است الحق مضمون اين بيت در حق خوارپت ظهور تمام دارد بيت
بهشتى باطراوت سبز و خرّم * همه چيزش فراوان غير آدم
قرب دو سه هزار باب خانه در اوست همكى ترك زبان و حنفىمذهب و جبال شامخه دارد كه معدن نقره و نحاس در كوهستان اوست راقم چند يوم در آن ديار بوده و با اهل آن ديار صحبت نموده است

ذكر خبوشان

شهريست از خراسان اكنون مشهور به قوچانست آبش معتدل و هوايش به سردى مايل كويند در زمين هموار اتّفاق افتاده و جوانب آن كشاده است قرب سه هزار باب خانه در اوست و نواحى معموره مضافات اوست مردمش كرد و تاجيك و بدل نزديكند عموما شيعىمذهب و نيك‌مشربند شجاع و دلير و در بعضى اوصاف دلپذيرند حاكم آن ديار در كمال استقلال و اقتدار است و اسباب و آلات صلح و جنك او باستقرار مكرر تعريف حاكم آنجا را شنيده و چون نديدم بشرح احوال وى نپرداختم مرد خردمند آنست كه از ديده كويد نه از شنيده و از عيان سنجد نه از كمان آنچه كويد راست كويد و طريق كذب نپويد اصحاب فضل و هنر از آنجا ظهور نموده‌اند من جمله مخدوم الاعظم الشيخ حاجى محمّد مريد شيخ شاه على اسفراينى و از خلفاء شيخ رشيد الدّين محمّد و او از خلفاى امير شهاب الدّين عبد اللّه برزش‌آبادى مشهدى كه مدّعى خلافت خواجه اسحاق ختلانى بوده

ذكر خبيص

بلوكى است از كرمان و ناحيه‌ايست بهجت‌توامان بيست پاره قريهء معموره در اوست هوايش فىالجمله كرم و آبش نيكوست آبش از رود و فراوان و غلّه‌اش ارزان نخلستان بسيار دارد و حناى خبيص به‌غايت ممتاز و مركّباتش بامتياز است مردمش همكى شيعىمذهب و فارسىكوى باشند وى در سى فرسخى و سمت مشرق شهر كرمان اتّفاق افتاده راقم خبيص را نديده و ليكن بصحبت حاكم آن ديار رسيده نام ناميش علىرضا خان خلف ميرزا تقى خان كلانترزادهء كرمانست و بحسن صورت و خوبى سيرت و علوّ شان و رفعت مكان معروف خورد و كلانست و به اصابت راى و حسن تدبير و صفوت ضمير و لطافت طبع موصوف و عارف اميران و امير عارفانست ان امير والاشان برادر ميرزا حسن خان كلانتر و بعد از آن مرحوم در هر مرتبه از ساير اخوان بهتر است اخلاص و ارادت وى نسبت به سلسلهء عليّه ظاهر و هويداست و آنچه از مراتب صدق و صفاى آن امير نسبت به فقراى نعمةاللّهى نوشته شود بجاست راقم را با او محبّت تمام و خلّت لا كلامست

ذكر ختاى

بكسر خاء و بعضى بفتح خوانند و اهل ايران بطاء مؤلّف دانند و آن خطاست و در نزد اهل توران و تركستان و مغول و مردم آن ديار ختاست ولايتى است وسيع و عريض و كشوريست مفيد و مستفيض محتويست بر بلاد قديمه و مداين عظيمه و قصبات معموره و نواحى مشهوره از اقليم چهارم و پنجم و قليلى از سيّم آبش
بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 230 | زين العابدين شيروانى