تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
ايام آل بويه جمعى از ديالمه كه قوم ايشان بودند بر آنجا مستولى شدند در آنجا قلعهء ساختند و از اطاعت سلطان بيرون رفتند و چون دولت ديالمه منقضى شد و بعد از ايشان دولت سلجوقيّه نيز منتهى كشت خلفاى بنى عباس را قدرت حاصل شد و آن بطايح در حوزهء حكم ايشان برآمد راقم كويد كه حويزه در دو منزلى بصره و چهار منزلى دزفول واقعست هوايش كرم و آبش در موسم تابستان بد است و زمينش بارطوبت و نخلستان بسيار دارد سكنه‌اش قوم عرب و همكى شيعىمذهب‌اند

ذكر حوران

بفتح حاء مع الواو و راء مع الالف و راء مع الالف و سكون نون بلوكيست از مضافات دمشق آبش خوب و هوايش مرغوب مشتملست بقراء قصبه‌مانند و دهات كرامند باغات بسيار و زراعات بيشمار دارد كندمش به‌غايت ممتاز و بعضى از ميوه‌هايش بامتياز حوران در دو منزلى دمشق واقع است مردمش قوم عرب همكى شافعىمذهبند

ذكر حيدرآباد

نام چند شهر و قريه است مشهورترين آنها دو شهر است يكى حيدرآباد دكن و ديكر حيدرآباد سند و مراد راقم در اين مقام حيدرآباد دكن است و آن مدينه‌ايست معظّم و شهريست مكرّم به عظمت شان معروف و به كثرت دولت و جمعيّت موصوف از اقليم دويّم و هوايش كرم و آبش وسط و فراوان و اكثر مشتهيّات آن ديار ارزانست و نهرى از كنارش مىكذرد و كوهى در قرب اوست در حدود سنهء هزار هجرى محمّد قلى قطب شاه ابن ابراهيم قطب شاه از ملوك قطب شاهيّه و از خانوادهء امير على شكر بهارلو تركمان شهر حيدرآباد را بنياد كرد و در تعمير و توسيع آن اهتمام تمام به عمل آورد و آن شهر را دار الملك خويش ساخت و باستظهار آنجا لواى افتخار برافراخت از آن تاريخ تا حال دار القرار ملوك ذىجاه و امراى سكندر دستكاهست و قرب شصت هزار باب خانه در اوست و نواحى معموره و قصبات مشهوره توابع اوست و مسكن ارباب دولت و ثروت و مأمن اصحاب مكنت و جمعيّت و مشتملست بر عمارات دلكشا و همكى از آجر و دو سه طبقه و محتويست بر جوامع خوب و صوامع مرغوب و اسواق رغبت‌فزا و دكّاكين پركالا اكثر سكنهء آنجا هندوان و ديكر مسلمان حنفىمذهب و ديكر شيعهء اماميّه‌اند باغات فرح‌انكيز و بساتين مسرّت‌آميز فراوان دارد و ارباب فضل و كمال و اصحاب وجد و حال و اهل جاه و جلال در آن ديار بسيار و مردمش از متاع ملاحت‌پيكر و صباحت‌منظر فىالجمله بهره‌ور و برخوردارند و عموما با زمرهء عرفاء و فقراء و غرباء و اهل دانش و اصحاب بينش اخلاص و ارادت دارند آن شهر در زمين هموار واقع و جوانب اربعه‌اش كشاده است راقم كويد كه خصوصيّات آن ديار بسيار است كه تفصيل آن طول دارد بذكر دو نفر از اكابر آن ديار اكتفا مىشود

ذكر مجدّد سلسلهء عليّه و مروّج طريقهء رضويّة القتيل فى سبيل اللّه السّيّد معصوم‌على شاه طيّب اللّه ثراه

آن بزركوار از اشراف روزكار و از اكابر صوفيّه عالىمقدار بود و در تكميل ناقصان و تربيت مريدان و كشف حقايق و شرح دقايق كوى سبقت از عرفاى زمان مىربود مولد ؟ ؟ ؟ همان ديار بود آن جناب از خاندان دولت و از دودمان عزّت بود و هم در بدايت حال صاحب جاه و جلال و خداوند ملك و مال بود و در ريعان جوانى و عنفوان زندكانى آن جناب را جذبة من جذبات الحق رسيده دست از امور دنيوى كشيده پاى طلب بوادى جستجو نهاده آخرالامر در همان ديار به خدمت العارف باللّه شاه علىرضاى ولى رسيده مريد كرديد و سالها در خدمت آن حضرت به مجاهده و رياضت و تخليه و تزكيه اشتغال نمود و از يمن انفاس بركت اساس آن حضرت به مرتبهء عظمى و درجهء قصوى ارتقا نمود بيت
كار نه اين كنبد كردون كند * هرچه كند همّت مردان كند
جناب شاه علىرضا قدّس سرّه العزيز وى را بدست خود خرقه پوشانيد و صاحب اجازت كردانيد و فرمود كه اكنون به كشور ايران رفته خلق را هدايت نما و طريقه علويّه رضويّه را بر طالبان آن ديار برسان و اهل آنجا را به راه سداد و طريق رشاد ارشاد كن و از خواب غفلت بيدار و از مستى جهالت هشيار نما آن جناب حسب الفرمان در اواخر دولت كريمخان فى سنه هزار و صد و نود و اند هجرى از راه دريا با زوجه مكرّمه سيّده بشيراز