از آن جمله جمال الدّين علّامه و پسرش فخر الدّين و شيخ ابو القاسم و ابن فهد صاحبان تصانيف كثيره از آنجا ظهور نمودهاند
ذكر حصار
نام چند موضع است در عراق و روم اكثر آنها ديده شده است هريك در مقام خود خواهد آمد
ذكر حمص
بكسر اوّل و سكون ميم و صاد شهريست خجستهبنياد و در ميان حلب و دمشق واقع و جوانب اربعهاش واسعست قديم الزّمان مدينهء بزرك بوده مرور ايّام او را خراب نموده اكنون قرب پنجهزار باب خانه در اوست و بلاد چند و نواحى ارجمند مضافات اوست وى در آخر اقليم سيّم اتفاق افتاده و مشتهيّات در آنجا مهيّا و آماده است آبش از رود عاصى كوارنده و هوايش فرخنده است باغاتش بسيار و بساتينش بيشمار است و رود عاصى مسافت يك ميل از شهر دور و ميوههاى كرمسيرى و سردسيريش موفور است مردمش عموما شافعىمذهب و قوم عرب و قليلى ترك و حنفيند در نواحيش جمعى كثير اماميّهاند و در جبالش كروه علىاللّهيند و طايفهء يهود و نصارى نيز دارد از مشاهد و هزارات در آن ديار بسيار است منجمله مشهد امير المؤمنين على ع است كه در آنجا بعضى از صلحاء آن حضرت را بخواب ديدهاند و در آن مشهد عموديست كه موضع انكشت آن حضرت در آن نمايانست و قبر عبد الرّحمن ابن خالد و قبر قنبر غلام امير المؤمنين حيدر ع و قبور اولاد جعفر ابن ابى طالب ع در آن ديار است صاحب كتاب معجم البلدان كفته كه از عجايب آنچه در حمص ديدهام از فساد آبوهواى آنجا اينست كه عقل را فاسد مىسازد و خلق آنجا را از منهج قويم دور مىاندازد چنان كه بدترين مردمان در عداوت امير مؤمنان ع كه در حرب صفّين با معاويه بودند و زياده از همه كس در مقاتله آن حضرت اهتمام مىنمودند اهل حمص بودند و چون ايّام حرب منقضى كشت و مدّتى بر اين بكذشت همكى غلات شيعه شدند تا آنكه اكثر ايشان نصيرى و صالح ايشان اماميّهاند و سبّ و لعن سلف مىكنند پس در هر دومرتبه ملتزم ضلال بودند و زمانى بر ايشان نكذشته كه بر صواب باشند انتهى كلامه فقير معروض مىدارد كه اين كلام بىفرجام بهغايت سقيم و عاقبت وخيم است زيرا كه بنابراين لازم مىآيد كه هواى تمامت بلاد ربع مسكون چنين باشد و فساد در عقل كند چه كه سكنهء ايران و توران و روم كه زبدهء عالميانند در هر دور و زمانى مذهبى و ملّتى اختيار نمودند و از كيشى و روشى بدبينى و آئينى منتقل شدند از آن جمله اهل ايران كه در عقل و هوش بهتر از سكنه آن دو مكانند در به دو حال مذهب صائبيّه داشتند يعنى ستارهپرست بودند و بعد از آن مذهب هوشنك را قبول نمودند آنكاه كيش جمشيدى را اختيار كردند و در زمان فريدون آفتابپرست شدند و در ايّام كشتاسب به دائره ملّت زردشت درآمدند و در هنكام ظهور مزدك جمعى كثير دين مزدك را قبول كردند و چون ملّت بيضا ظهور يافت مسلمان شدند و مدّتهاى مديد در منابر و جوامع سبّ و لعن سرور اوصياء نمودند و چون شاه اسماعيل خروج نمود شيعه كشتند و از دين آباء و اجداد خويش دركذشتند اكنون در ايران اكثر صاحبان مذاهب مختلفه مىباشند و بنا بر قول مؤلّف معجم البلدان علّت اختلاف مذاهب ايشان آبوهوا خواهد بود و عقل و ادراك را در مذاهب ايشان تصرّف نخواهد بود و صلّى اللّه على محمّد و آله الطّيبين
ذكر حمى
بفتح حاء و ميم مع الياء مدينهايست دلكشا آبش كوارا و هوايش روحافزا خاكش طربانكيز و زمينش حسنخيز بيت
يا بريد الحمى حماك اللّه * مرحبا مرحبا تعال تعال
وى ما بين حلب و دمشق واقع و از مدينهء حمص يك مرحله دور و همه چيزش موفور است در پستى و بلندى اتّفاق افتاده و بعض اطرافش فىالجمله كشاده است در آخر اقليم سيم واقع و بقولى اوّل اقليم رابع است اكثر ميوههاى كرمسيرى و سردسيريش فراوان و حبوب و غلّاتش بهغايت ارزان قرب پنجهزار باب خانه در اوست و شصت پاره قريهء معموره مضافات اوست جميع عمارات آنجا را از سنك تراشيده و دوطبقه ساختهاند و آن شهر را در محلّ بسيار مناسب طرح انداختهاند نهر عظيمى مسمّى به عاصى از ميان شهر مىكذرد و بسبب پستى و بلندى شهر و نارسيدن آب آن نهر بر عمارات دولاب بسيار تعبيه نمودهاند كه آب