تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
بركهء بزركى در آن قريه است ماهيان فراوان دارد كسى مزاحم آنها نشود قبر حسن ابدال جدّ اعلاى افاغنه در آن ديار مطاف اهل روزكار است آن قصبه را بنام وى خوانند هواى حسن ابدال كرم است مكرّر ديده شده

ذكر حسين‌آباد

نام قراى چند است در عراق و فارس و كرمان اكثر آنها معمور و همه چيزش موفور است اكثر آنها ديده شده چندان تعريف ندارد و مرتع حيواناتست

ذكر حسبه

بفتح حاء از قراى بعلبك جائى خوب و محلّى است مرغوب مردمش همكى شيعىمذهب و قوم عربند قبر حضرت شيث ع ابن آدم ع آنجاست به زيارت آن حضرت موفق شده‌ام

ذكر حسكه

بر وزن مسكه ناحيه‌ايست از بلاد عراق عرب از مضافات ملك خزاعى اكثر قراى آن در كنار فرات واقع شده آبش خوش‌كوار و هوايش حارّ در دو منزلى شهر حلّه اتفاق افتاده جوانب اربعه‌اش كشاده است مردمش همكى عرب و قوم بىادبند برنج فراوان حاصل اوست

ذكر حسن‌كنج

از قراى لكنهو و محلّى است نيكو پانصد خانه در اوست اكثر مردمش هندو است و ديكر مسلمان و قليلى اهل ايمان در زمين هموار اتّفاق افتاده و جوانب اربعه‌اش كشاده است ديده شده

ذكر حصن الاكراد

از بلاد شام و از ديار خلّت مشام است راقم نديده

ذكر حصن كيف

قصبه‌ايست از بلاد دياربكر سكنهء آنجا همكى كرد و صاف نيستند كه دزدند و اهل سنّة و جماعت و جبلىسيرتند

ذكر حضر موت

ولايتى است مشهور و در كتب اخبار مسطور است از اقليم دويّم هوايش كرم و آبش بسيار كم از ديار عمّان و جائى وسعت‌نشانست مشتمل است بر بلاد قديمه و نواحى عظيمه و محدود است از شمال بنفس عمّان و از جنوب بولايت يمن و از مغرب ببادية العرب و از مشرق به درياى يمن بعضى بلادش در كنار دريا واقع است سكّان آنجا قوم عرب و شافعىمذهب و قليلى خارجيند راقم برخى از بلاد آن ديار را ديده است بطريق معهود مذكور خواهد شد

ذكر حلب

شهريست معروف و به عظمت شان و قدمت بنيان موصوف در بناى آن اختلافست برخى كويند اورغاس نام بانى انطاكيه حلب را احداث كرده امّا اكثر مورّخان شام و روم كفته‌اند كه باعث آبادى آن شهر حضرت ابراهيم ع بوده و سبب عمارت او را چنين بيان نموده‌اند كه آن حضرت را ماده‌كاوى بود شهبا نام و چون آن حضرت شير او را دوشيدى على الصّباح فقرا و اهل استحقاق را صلا زدى كه حليب الشّهبا يعنى شير كاو شهبا آماده و مهيّاست از كثرت استعمال حليب را حلب كفتند لهذا آن شهر را در دفاتر ديوانى حلب الشّهبا نويسند و بعضى كويند شهبا نام كوسفندان آن حضرت بود و اللّه اعلم بالجمله شهر حلب جائى خوش و مدينهء دلكش است بوفور دولت و كثرت نعمت و بسيارى ازدحام از ساير بلاد شام ممتاز و ميوه‌هاى آن مانند انجير و زيتون و ساير فواكه سردسيريش بامتياز است از اقليم چهارم آبش بسيار كم و هوايش خرّم آب خوردن آنجا از بركه‌هاى باران و شرب باغات و بساتينش نيز از آنست بر درب آن شهر نهريست عويق‌نام در زمستان جاريست و قرب بيست و پنج‌هزار باب خانه در اوست و چندين ناحيهء آباد از توابع اوست متاع ربع مسكون و كالاى هفت كشور در آن شهر بىحدّ و مرّ است مساجد خوب و مدارس مرغوب و صوامع دلكشا و جوامع طاعت‌افزا و دكانهاى مسقّف و خانهاى مكلّف و كاروان‌سراهاى محكم و حمّامهاى نظافت‌توام و قهوه‌خانه‌هاى راحت‌انكيز و بوستانهاى مسرّت‌آميز فراوانست جميع عمارات آنجا را از سنك تراشيده و دو سه طبقه ساخته‌اند و با اسلوب خوش‌طرح انداخته‌اند حلب در زمين هموار واقع و اندك پست و بلند اتّفاق افتاده و اطرافش كشاده است و در ميان شهر تلّ عالى است و بر سر آن حصار به استوار بنياد كرده‌اند و برج و باروى محكم برآورده‌اند همواره از جانب خواند كار حراست آن حصار مىكنند و جامع حضرت زكريّا در ميان شهر در غايت وسعت و با زيب و زينت و در كمال متانت است و قبر حضرت زكريّا در اندرون مسجد و سمت مشرق آن واقع شده و در اندرون باب العراق مسجد غوث اتّفاق افتاده در آن محلّه سنكى است نوشته شده به اعتقاد مردم آنجا آن سنك خطّ امير المؤمنين على ع است قديم الايّام در شهر حلب مذهب اماميّه رواج تمام داشت چنان كه آورده‌اند كه چون معزّ الدّوله ابن