تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
ثلاثه منافق بودند و غصب خلافت نمودند و ابواب جور و ظلم بر اهل بيت رسول كشودند و باغ فدك را از دختر رسول خدا بستم و جور كرفتند و كواهان بضعة الرسول نپذيرفتند و در به شكم آن معصومه زدند و بىاذن آن حضرت داخل خانه‌اش شدند و تغيير و تبديل در شريعت رسول ص دادند و بدعتهاى بسيار در دين آن جناب نهادند امير المؤمنين على ع را ريسمان بر كردن انداختند و حسنين ع كه دو كوشواره عرش بودند خوار و ذليل ساختند ابن عباده كه يكى از صحابهء كبار بود در خفيه كشتند و ابا ذر غفارى را كه درين امّت نظير عيسى ع بود آزار و اذيّت نمودند و حلال نبى را حرام و حرام آن حضرت را حلال نمودند آنچه عايشه و طلحه و زبير و معاويه و خالد ابن وليد نسبت با على ع ابن ابى طالب ع از جنك و جدال نمودند باعث آنها خلفاى ثلاثه بودند بدين جهت ما كه شيعيان رسول خدائيم بر آن كروه ستم‌پژوه لعن مىنمائيم و به حكم آيهء شريفه على لعنة اللّه على القوم الظّالمين بر آن قوم لعن مىكنيم و از آل ابو سفيان و بنى اميّه و از پيروان آن كروه مكروه بيزاريم و از ظلم و جور و فجور و فسق ايشان كه نسبت به خاندان رسول كردند در آزاريم و اين لعن و طعن را باعث قرب بارىتعالى و خشنودى رسول خدا مىشماريم خواجه در جواب فرمود كه مكر شما چنين اشخاص را دوست داريد و از محبّت و اخلاص امثال اين اشخاص مكر احتراز لازم نشماريد البتّه بر چنين مردم كه متّصف به اين اوصاف و فاعل اين افعال باشند لعن لازم و طعن كردن از لوازمست ما و شما خلفائى را دوست داريم كه بدين اوصاف ذميمه موصوف نباشند و به‌آن‌چنان خلفا محبّت لازم شماريم كه به تيشهء جفا خاطر خاندان رسول ص خدا را نخراشند و از مخالفت حضرت رسول و زوج بتول اجتناب واجب دانند و در موافقت اولياى خدا در ترويج شريعت غرّا مساعى جميله بظهور رسانند از باب مدينهء علم تجاوز نكنند و دم از بندكى و عبوديّت او زنند بيت
هركه با جانب على ع نه نكوست * هركه كو باش من ندارم دوست
و صلّى اللّه على محمّد و آله اجمعين

ذكر چيناپتن

لفظ پتن بفتحتين و سكون نون در لغت هند شهرى را كويند كه در كنار دريا واقع شده باشد و چينا اسم آن شهر است از بلاد دكن و از بنادر مشهوره است از اقليم دويّم هوايش كرم و سكنه‌اش اغلب هندوان و ديكر مسلمان و قليلى اهل ايمانند كويند بندرى بزرك و شهرى ستركست

ذكر چكل

نام شهريست از تركستان خوبان آن مكان بىبدل و دلبرانش ضرب المثل دانشمندانست بيت
محقّق همان بيند اندر ابل * كه در روى خوبان چنين و چكل
مردمش قوم ترك‌زبان راقم مشاهده نكرده است

ذكر چورس

لفظ چورس راقم را معلوم نيست كه چه لغت است ليكن نام قريه‌ايست قصبه‌مانند در يك منزلى بلدهء خوى واقع شده و ما بين تبريز و خوى اتفاق افتاده طرف شمالش كوه قريب و بحيرهء طرف جنوبش واقع شده قرب هزار خانه در اوست و اكثر ميوهء سردسيريش نيكوست مردمش همكى شيعىمذهب و ترك‌زبانند آبش خوش‌كوار و هوايش سازكار است راقم يك شب در آن قريه بوده

ذكر چين

كشوريست معروف و دياريست موصوف از اقليم دويّم و سيّم و چهارم مشتملست بر بلاد قديمه و مداين عظيمه و قصبات معموره و نواحى مشهوره قانون ملوك چين چنين باشد كه غريب را بولايت چين نكذارند و احدى را از كفر و اسلام از بيكانه بملك خود راه ندهند امّا آنچه در كتب مورّخان ديده و از اهل تجّار نيز كه بقرب و جوار آن رفته‌اند شنيده و از اشخاص چند از انكليس كه بطريق سفارت به چين رفته بودند استماع نموده خلاصهء همه اين است كه چين نام پسر يافث ابن نوح ع بوده آن ملك را آباد كرده و بنام خود موسوم فرموده است چنانچه در ضمن تركستان اشاره بدان شده و آن ملك ما بين مشرق و جنوب ايران اتّفاق افتاده راه تردّد و آمد شد بدان ديار بسه طرف منحصر است اوّل از راه دريا اكثر تجار و خلق روزكار ازين ره تردّد نمايند و در بندر لاسا كه از بنادر چين است فرود آيند بعد از دادوستد و انجام امور از همان‌جا مراجعت نمايند دويّم از ملك ختن و آن راه خشكى است و تردّد مسافران آسان امّا در سرحدّ و ثغور آن ديار لشكريان بجهة محافظت آشنا و ممانعت بيكانه در آن حدود معيّن است كه معاملات ارباب تجارت در آن بلده مىشود