تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
و محرميّت مىپيمودند خان والاشان از ريعان جوانى در سلك امراى عظام منسلك بوده و ملازمت شهريار ايران نموده هنكامى كه شهريار زمان دار الملك هلاكو خان را به كف كفايت نايب‌السّلطنه كذاشت خان معدلت‌نشان را بريش سفيدى شاهزاده مقرّر فرمود لواى عزيمت بصوب آذربايجان برافراخت نايب‌السّلطنه را خدمات پسنديده كرد و لوازم جان‌فشانى در ركاب شاهزاده به عمل آورد و با طايفه روسيّه محاربات دليرانه نمود و فتح و نصرت در همه‌وقت با امير معدلت‌مصير بود چند كاه حكومت بلده خوى و مراغه و قراباغ فرمود چند كاه ديكر در فرح‌انكيز تبريز اوقات خود را به خوش‌دلى كذرانيد و عمر كرامى خويش به ترفيه حال دوستان مولا و بندكان خدا مصروف كردانيد فقير كويد مدّت سى سال شد كه معرفت حال خجسته‌مآل آن خان والاشان را داشته و اكثر اوقات لواى ملاقات امير را افراشته با فقير كمال محبّت و مودّت داشت و همواره به استرضاى خاطر فقير همّت مىكماشت فقير نيز صحبت كرامى آن امير را غنيمت دانستى و از معاشرت و موانست خان والاشان محظوظ كشتى با وجود امور حكومت و مشاغل امارت با اهل حال قرين و با اصحاب كمال همنشين و در صدق و صفا يكانه و در فقر و فنا فريد زمانه بود و در ترويج شريعت غرّا كوشيده كسوت طريقت پوشيده زحمات بسيار كشيده و مرارت روزكار چشيده بود فقير مانند آن امير معرفت‌مصير به‌غايت كم ديده و كمتر شنيده بمضمون اين بيت
هركه آمد بجهان اهل فنا خواهد بود * آنكه پاينده و باقى است خدا خواهد بود
در سنهء هزار و دويست و چهل هجرى در دار السّلطنه تبريز داعى حق را اجابت نموده در جوار قطب العارفين حضرت مجذوبعلى شاه قدس سرّه بياسود آن جناب مريد العارف باللّه معطّر على شاه كرمانى و او مريد رونق‌علىشاه كرمانى و او مريد نور على شاه اصفهانى بود و نيز عمّ جناب مرشد فقير قدس سرّه بود و او در خدمت حسين‌على شاه قدّس سرّه مقبول بود رحمة اللّه عليه

ذكر جيره

نام دو موضع است يكى از بلاد ربيعه اكنون عماديّه شهر اوست فقير نديده و ديكر بلوكيست در محاذى قاهرهء مصر و سمت غربى رود نيل واقعست مصر قديم در آن بلوك بوده اكنون خرابست و كنبد هرمان در آن بلوكست در حرف هاء مذكور مىشود

ذكر جيراف

از بلاد يمن است بعضى كويند جيراف از توابع صنعاست و سمت مشرق آنست مسافت سه فرسخ دور و باغاتش موفور است مردم آنجا همكى زيدى مذهب و قوم عربند و محلّ سيركاه اهل صفا است

ذكر جيرفت

بلوكى است از كرمان و محلّيست كه آب فراوان دارد از اقليم سيّم و هوايش كرم و ناسازكار است حاصلش برنج و كندم و خلقش شيعىمذهب قرب چهل پاره قريه معموره دارد

ذكر جيرون

بفتح جيم قصبه‌ايست از قديم چون مزار كثير الانوار حضرت ابراهيم و حضرت اسحاق و حضرت يعقوب و حضرت يوسف و حضرت ساره عليهم السّلام در آن قصبه واقع شده لهذا آنجا را خليل الرّحمن و خليل القدس نيز كويند از بيت المقدّس مسافت پنج فرسخ دور و اكثر مشتهياتش موفور است قرب هزار باب خانه در اوست چند پاره قريه مضافات اوست وى در زمين پست و بلند اتّفاق افتاده و جوانب اربعه‌اش فىالجمله كشاده آبش از كاريز و هوايش مسرّت‌آميز از اقليم دويّم هوايش اندك كرم سكنه‌اش قوم عرب و همكى شافعىمذهب و مهمان‌دوست و غريب‌نواز و در آن شيوه ممتازند و از ميوه يا انجيرش بامتياز است مقابر انبياء سابق الذّكر ميان قصبه واقع شده عمارت آن همكى از سنك رخام در غايت استحكام و سنكهاى او دو ذرعى و سه كزى و پنج كزى تراشيده به ديوار و جدار آن كار شده بعضى كويند آن عمارات از بناهاى حضرت سليمان ابن داود ع است كه عفاريت بامر آن حضرت ساخته‌اند بقرب تربت آن بزركواران مطبخ خانه عظيمست كه آنجا جهة غرباء و فقراء و عجزه و مساكين مطعومات ترتيب داده صبح و شام منادى ندا كند كه طعام حاضر است ايشان آمده طعام خورند و براى عيال خود برند اين قاعده از زمان حضرت ابراهيم ع استمرار تا حال دارد و تا قيامت بر دوام خواهد بود

ذكر جيلان

آن را كيلان نيز كويند ولايتى است معروف و به كثرت آب و خضرت زمين و رطوبت