و بساتينش نيكوست آن بلوك از مضافات قم آبش خوب و هوايش مرغوب است ميان جبال واقع و اطرافش فىالجمله واسع است فقير مكرّر ديده و مردمش مشاهده كرديده همكى شيعهمذهب و نيكمشربند كويند اصل محقق طوسى از آنجا بوده و بعضى از ارباب كمال نيز از آنجا ظهور نمودهاند كيوهء بسيار ممتاز در آنجا سازند
ذكر جهرم
بفتح جيم و سكون هاء و بضمّ راء و سكون ميم قصبهايست شهرمانند و محلّى است خاطرپسند از بلاد فارس و مسافت پنج مرحله از شيراز دور و به قلّت آب و كثرت حرارت مشهور آن قصبه در زمين هموار واقع و طرف شمالش واسعست نخلستان فراوان و غلّاتش ارزان ميوهء كرمسيريش ممتاز و خرماى شاهانى آنجا بامتياز است قديم الزّمان شهرى بوده و مرور ايّام خرابش نموده اكنون دو سه هزار خانه در اوست و چند قريه مضافات اوست مردمش شيعهمذهب و بدمشرب و به خسّت طبع و پستى همّت معروف و به دنائت مزاج و لئامت حال موصوفند و با وجود عدم ادراك دشمن فقرا و عدوّ عرفائند از عادت ذميمهء ايشان يكى آنست كه معارف ايشان كيسهء تنباكو بجيب نهاده بهر محفلى رسند بدست خود غليان پرتتن داده بكشند امّا اشخاص نيكمحضر و ستودهسير از آنجا برخواستهاند
ذكر جوكند
قريهايست دلپسند از قراى اردستان در راه يزد و كاشان واقعست قرب پنجاه خانه در اوست ديده شده است
ذكر جوين
ولايتى است رزبن از ولايات خراسان و بلوكيست خلدنشان آبش از كاريز و هوايش بهجتآميز طولش از جزاير خالدات سول و عرضش از خطّ استوى لح مردمش همكى شيعىمذهب و شريعتدوست قرب پنجاه پاره قريه در اوست ارباب فضل و كمال و اصحاب وجد و حال از آنجا بسيار برخواستهاند منجمله عبد الملك امام الحرمين از فحول علماى شافعيّه و خواجه شمس الدّين وزير هلاكو خان و پسرش اباقاآن خان و سعد الدّين از آنجا بودهاند راقم ديده
ذكر جند
بضمّ جيم لفظ جند در لغت عرب لشكر است و در اصطلاح اوّل نام شهريست از طوران كه بابا كمال جندى مريد شيخ نجم الدّين خوارزمى از آنجا بوده دويّم آنكه بلاد شام را پنج جند كردهاند و هر جندى از ان مشتمل است بر بلاد فراوان و هريك از آن در موضع خود ذكر خواهد شد
ذكر جيلم
بفتح جيم قصبهايست از صوبهء پنجاب در قرب وى رودى عظيم و آن رود را بنام آن قصبه خوانند و سه هزار خانه در اوست و چند قريه از مضافات اوست اغلب هندو و ديكر حنفىمذهبند و آن قصبه در زمين هموار واقع و اطرافش واسعست آبش خوب و هوايش فىالجمله مرغوبست راقم كويد كه يك شب در آن قصبه توقّف كرده كذشتم
ذكر جويم
بضم جيم بلوكيست از فارس وى در دو منزلى جهرم است آبوهوايش بد و خلقش رد همكى شيعىمذهب و ناستودهمشربند تنباكوى اعلى در آنجا حاصل مىشود
ذكر جيحون
نام روديست مشهور و در كتب اخبار مسطور آبش بهغايت كوارند و منبع آن از جبال بدخشان و از سمت جنوب به طرف شمال روانست و در اقصى بلاد خوارزم بصحرا روانست و از صحرا كذشته به دريا داخل شود آن رود فاصله ميان ايران و تورانست
ذكر جيحونآباد
قريهايست خجستهبنياد از بلوك همدان قرب پانصد خانه در اوست آبش خوب و هوايش نيكوست نهرى از ميان قريه جاريست باغات بسيار دارد و سكنهاش همكى شيعىمذهب و تركزبان و با فقرا مهربانند طايفهء قراكزلو باشند بزركان آن ديار ستوده كردار و حميدهاطوارند بذكر يك نفر ايشان اقدام مىكند
ذكر امير مكرمتنشان و دبير معرفتتوامان الحاجّ محمّد خان ابن الحاجّ عبد اللّه خان
به جلالت قدر و انشراح صدر و علوّ مكان و رفعت شان معروف و به اصابت راى و حسن تدبير و لطافت طبع و صفوت ضمير موصوف از وفور جود و كرم زر و خاكستر در نظر همّتش يكسان و برابر بود و در حسن اخلاق و عفّت ذيل و صدق و صفا از اقران خود احدى به آن بزركوار برابرى نمىنمود و بهغايت ديندار و پرهيزكار و در رعايت رعايا هشيار بود در تعمير بلاد و تكثير عباد سعى بليغ مىفرمود و عزم راسخ و روى ثابت و طبع عالى داشت و در نصرت دين و حمايت شرع مبين و نشر طريقت رضوى دقيقهء فرونكذاشت ان امير معرفت بصير ابا عن جد از امراى جليل القدر بودند و در خدمت ملوك عصر طريق قرب