تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
كويند كه معبود حقيقى و صانع موجودات منزّه از مخلوقات باشد و او را از ايصال آثار بمخلوقات مبرّا و معرّا دانند و خلق را چنان كه مذكور شد كرفتار بند اعمال و كمند افعال شناسند در كتب هندوان مسطور و در زبان ايشان مذكور است كه مبدع حقيقى در بدايت پركرت بفتح پاء فارسى يعنى طبيعت را ايجاد كرد و او را چهارده بهون يعنى خلعت داد يعنى طبيعت چهارده چيز را بامر حق در وجود آورد اوّل زمين كويند وسعت آن پنج كوث جوجن است و هر جوجنى يك فرسخ و ثلث آنست دويّم آب و آن فوق زمين است سيّم آتش و آن بالاى آبست چهارم هوا و آن فوق آتش است پنجم آسمان و آن محيط هواست ششم آهنكار يعنى انانيّت و خودى وى بالاى آسمانست هفتم مهاتت يعنى مادّه و آن ده برابر همه است و طبيعت جميع آنها را فروكرفته است كه عارف خرق همه را كرده بالا رود هشتم طبع آسمان كه ادراك اصوات مىكند نهم طبع هوا كه مدرك اجسام است دهم طبع آتش كه مدرك صورت و لمس صورتست يازدهم طبع آب كه ادراك صورت و لمس و ذوق مىكند دوازدهم طبع زمين كه ادراك صوت و لمس و صورت و طعم و شم مىنمايد سيزدهم طبع آهنكار كه انانيّت و خودى است كه تميز همه مىكند و فرق مىكذارد و من و تو و آن و اين مىكويد چهاردهم طبع مهاتت كه مادّه است جميع اين‌ها از آن حاصل مىشود و بعضى كفته‌اند كه وجود سه مرتبه دارد فوق و تحت و ميان و مجموع چهارده مرتبه يا سه مرتبه عبارت از ذات حق و وجود مطلق است و كروهى از ايشان كويند كه از حق مطلق اوّل طبيعت بوجود آمد آنكاه از طبيعت زمان خلق شد و از زمان مهت بضمّ ميم يعنى مادّه موجود كشت و از مادّه آهنكار در وجود آمد و از آهنكار ساتك و راجس و تامس موجود شد ساتك عبارت از قوّه عقلى است و راجس عبارت از جذب ملايم طبع است و تامس عبارت از قوّه غضبى است از ساتك طبايع موجود شدند و از راجس حواس باطنى پديد آمدند و از تامس حواس ظاهرى موجود كرديدند بعد از آن آسمان و هوا و آتش و آب و زمين ظاهر كشتند آنكاه بشن و برمها و مهيس كه سه فرشته‌اند بعرصهء وجود خراميدند و بعضى از ايشان كفته كه حق عبارت از زمان و عمل و طبيعتست و برخى بر آن رفته‌اند كه اين‌ها آلت حقّند و فرقهء كويند كه حق‌تعالى نوريست در غايت اشراق و عظمت و نهايت ضياء و از حلول و مكان مبرّا و از جسم و جسمانيّت معرّا و مجرّد و بسيط و بلا صفات و جميع موجودات را خلق نموده و همكى مخلوقات را بىمادّه ايجاد فرموده جمعى ديكر كويند كه موجود حقيقى وجوديست بحت و واحدى بىعدد و ذات بىضدّ و ندّ است و طريقهء وصول به حضرت او مشروط بقمع و قلع شهوت و غضب و عزل حواس ظاهرى و باطنى است و آن ذات مقدّس را راين كويند در حينى كه عالم و عالميان به آب غرق شده بودند آن حضرت در خواب وحدت بود و چون از خواب بيدار شد يعنى تعقّل نمود عالم بوجود آمد و بعضى كفته‌اند كه آن ذات بحت در مقام صرفيّت برنجن باشد يعنى بىرنك و لون و در آن‌وقت از الوان و اشكال مبرّا و از جهات و مكان معرّاست همان ذات از آن مقام تنزّل نموده شخصى را آفريد برمها نام نهاد و او را واسطهء آفرينش ساخت و باقى موجودات را برمها از پردهء نيستى به جلوه‌كاه هستى آورد و همچنين آن ذات پاك در نفس بشن جلوه نمود تا اوتار كرفت و باعث محافظت آنچه برمها آفريد در مرتبه بثنيّت گرديد بعد مهاديو را آفريد و هروقت كه حكمت ازلى اقتضا كند مهاديو عالم را خراب كند كويند برمها مرويست پير با چهار سر و نار اين يعنى بشن حربهء مدوّر در دست دارد و هميشه اوتار مىكيرد يعنى در هر مدّتى بكسوتى ظهور مىكند همه هندوان برآنند كه ممكنات و مخلوقات را بذات واجب طريق وصول مسدود و سبيل قرب به حق‌تعالى مفقود است پس ايزد تعالى را لازمست از ذات صرفيّت و اطلاق نزول نموده در هر نوعى از انواع و انسان ملك و حيوان و امثال ايشان ظهور فرموده خلق را هدايت كند و مردم را بطريق معرفت ارشاد نمايد و بجهة تسلّى خاطر اهل اطاعت ظهور فرمايد و اين ظهور را اوتار خوانند و نيز كفته كه مهاديو فرشته‌ايست ژوليده‌موى و سه چشم دارد كه عبارت از ماه و آفتاب و آتش باشد و پنج سر دارد و مارى حمايل كرده و خرقه از پوست فيل بر دوش اوست و عدد ملائكه سه
بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 201 | زين العابدين شيروانى