تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
بسيار شنيده اكر خواهد بذكر همه آنها اقدام نمايد به طول انجامد مكر آنكه بعضى را در موقع خود ذكر نمايد اجمالا آنكه بزعم فقير در بحر هند و سند و چين و ماچين و روم و زنك و مغرب و فرنك و قلزم و خزر و يونان و غيرهم قرب بيست هزار جزيره خورد و كلانست و ايضا جزاير نام شهريست سمت مغرب در كنار دريا واقع شده مردم آنجا به‌غايت شجاع و دلير و در مراتب مروّت دلپذيرند و در مردانكى بىنظير تفنك جزاير مشهور و در افواه ناس مذكور است سكنهء آنجا همكى حنفىمذهب و ترك‌زبان و تابع خوندكارند

ذكر جعفرآباد

نام چند موضع است در عراق و فارس مشهورترين آنها بلوكيست كه ميان قم و قزوين واقع شده قرب بيست پاره قريه دارد راقم ديده چندان تعريف ندارد

ذكر جكادرى

بضمّ جيم و كاف فارسى مع الالف و بكسر دال و راء مع الياء محلّى است در كنار رود كنك و جوانب اربعه‌اش واسع است و آنجا را هر دو ارنيز كويند طرف شمالش كوه دارد جكادرى قريه دلكشا و محلّى روح‌افزاست قرب هزار خانه در اوست آبش به‌غايت خوب و هوايش فىالجمله نيكوست در آنجا بتخانه‌ايست آب كنك و آن بت در نزد مذهب هندوان به‌غايت عظيم‌الشّأن است و در مذهب ايشان رود كنك از بهشت مىآيد كه تعظيم آن بجهة آنست و رود آن مكان محلّى شريفست و در مذهب هندوان واجب است سالى يك‌دفعه به شرط استطاعت در آنجا آمدن مانند كعبهء مسلمانان در روز معيّن در آن مكان جمعيّت و ازدحام تمام مىشود و در آب كنك غسل كنند و بعضى از مرتاضان خود را جهة رضاى بارىتعالى در آن آب غرق نمايند رسم و قانون هندوان و مسلك و مذهب ايشانست كه چون سالى يك‌بار اهل قدرت و قوّت آنجا بيايند مردان ايشان شارب و ريش و زنان ايشان سر بتراشند و در آن آب غسل كنند و عبادات و مناسك چند كه مخصوص آن مكانست به عمل آورند و بزعم خود حاجى شوند فقير در هنكام جمعيّت و ازدحام هندوان آنجا بوده و سير و تفرّج ايشان نموده و با طايفهء جوكيان و برهمنان و سناسيان هندوان معاشرت كرده و روزكار چند با طوايف ثلاثه بسر برده و تحقيق مذهب هندوان نموده اكنون مناسب مىنمايد كه لختى از مذهب متشرّعين ايشان كفته آيد

در بيان فصلى از عقايد هندوان و لختى از مذهب متشرّعين ايشان

پوشيده نماند كه فرقهء هندوان مذاهب بسيار و مشارب بيشمار دارند اكثر بل يكسر ايشان بتناسخ قايلند و جماعت متشرّعه ايشان نيز عقايد مختلفه دارند جمعى از دانشمندان ايشان بر آن رفته‌اند كه صانع موجودات و خالق مخلوقات وجود ندارد و سراسر جهانيان كرفتار اعمال و افعال و اقوال خويشند و بىكردار خوب و زشت قابل دوزخ و بهشت نباشند برمها ملكى است خالق اشياء و بشن فرشته‌ايست حافظ چيزها و مهيس روحانيست محرّب موجودات كه هريك بواسطهء اعمال صالحه و اعانت افعال حسنه به آن مرتبه رسيده‌اند و بوسيلهء اقوال كزيده و احوال پسنديده و به درجهء بلند و اصل كرديده‌اند برمها بقوّت طاعت و كثرت عبادت و بسيارى رياضت عالم را ايجاد كرده و بدين نظم و نسق كه مشاهده مىشود از كتم عدم بوجود آورده چنان كه پند كه كتاب سماويست بر اين معنى ناطق است يعنى هر سه مرتبه از مراتب ملكى مربوط به عمل صالح و مشروط به كردار نكوست و چون نفس ناطقه با جواهر ملكوت هم‌كوهر است لهذا مىتواند كه بافعال نكو به يكى از مناصب عاليه برسد و مالك آن منصب كردد تا مدّت مديد و عهد مقرّر كامران شود مثلا يكى از ارواح بشرى كه در علم و عمل به مرتبهء رسد كه قابل منصب برمها كردد و احكام او را جارى كرداند بعد از غايت نوبت برمهاى موجود منصب موعود بوى مقرّر شود و همچنين ساير مراتب ملائكه و فرشتكان بناء على هذا جهان را نه بدايت و نه نهايت و نه حد و نه غايت باشد و ايشان كويند اعمال بر دو قسم است قسمى كردنى و قسمى ناكردنى امّا آنچه كردنى و بجاآوردنى است در پند يعنى كتاب سماوى باقدام و قيام آن امر و حكم صادر شده چون عبادت مقرّرى و طاعت لازمى از غسل كردن و روى به آفتاب آوردن و علم آموختن و احسان كردن و هوم خوردن و زنّار بستن و امثالهم و قسم ناكردنى مثل خون ريختن و با زن بيكانه آميختن و فساد كردن و ظلم نمودن و دزدى كردن و امثالهم جماعتى از دانشمندان و متشرّعان ايشان
بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 200 | زين العابدين شيروانى