نخوانندت مسلمان * درون هر بتى جانى است پنهان
به زير كفر ايمانى است پنهان * هميشه كفر در تسبيح حق است
و ان من شىء كفت اينجا چه دق است * بدان خوبى رخ بت را كه آراست
كه كشتى بتپرست ار حق نمىخواست * همو كرد و همو كفت و همو بود
نكو كرد و نكو كفت و نكو بود * يكى بين و يكى كو و يكى دان
بدين ختم آمد اصل و فرع ايمان
و السّلام على من اتّبع الهدى
ذكر جبيل
لفظ جبيل بضمّ جيم مصغّر جبل است امّا نام ناحيهايست از نواحى شام و چهار فرسخى شهر لاتقيه و شش فرسخى طرابلوس و آن در كنار دريا واقع و قراى خوب دارد و قبر سلطان ابراهيم ادهم در آنجا مطاف اهل روزكار است
ذكر جبّان
بفتح جيم نام طايفه از زمينداران هندوستان و قوم فراوانند و بعضى از آنها هندوان و جمعى مسلمانند
ذكر جدّه
بفتح اوّل و دال مشدّده و سكون هاء بندريست دلكشا از بنادر حجاز و محلّى مسرّتطراز است از مكّهء معظّمه دو مرحله دور و اكثر مشتهياتش موفور با وجود آنكه در حوالى آن زراعات و باغات نيست ليكن همه چيزش در غايت فراوانيست قرب سه هزار خانهء عالى در اوست از اقليم دويّم و هوايش كرم و آبش كم و مردمش متفرّقهاند اكثر شافعىمذهب و فرقهء عربند كافر در آن بندر نمىباشد قبر حضرت حوّا در خارج بندر واقعست لهذا موسوم بجدّه شده آن بندر در كنار دريا اتّفاق افتاده و اطرافش كشاده است
ذكر جبّان
بكسر جيم ولايتى است قريب بملك ختا سكنه آن ديار همكى علىاللّهىاند راقم نديده و مردمش نيز مشاهده نكرديده
ذكر جديده
بضمّ جيم قريهايست قصبهمانند از توابع يثرب مردمش عرب و همكى شافعىمذهب از طايفه بنى حربند ميان جبال واقع و طرف شمالش واسع است قرب هزار خانه در اوست و نخلستان بسيار دارد آبش از كاريز و هوايش ملايم است راقم كويد كه من هم جدّه را ديدهام و هم جديده را آبوهواى جديده خوبتر است از جدّه
ذكر جربادقان
بكسر جيم و سكون راء وى را كلپايكان نيز كويند از اقليم رابع و اطرافش واسع از بناهاى هماى بنت بهمن است آبش از رود و كاريز و هوايش معتدل و خاكش حاصلخيز در زمان بنى عبّاس بهغايت معمور بوده اكنون قرب دو سه هزار باب خانه در اوست و پنجاه پاره قريه معموره مضافات اوست ميوهء سردسيريش فراوان و غلّاتش ارزان است سكنهاش شيعهمذهب و قومى بىادبند و خالى از شرارت نباشند ارباب معرفت نيز از آنجا برخواسته و به زيور مردمى آراستهاند راقم مكرّر آنجا را ديده و قراى خوب از آن ديار مشاهده گرديده است
ذكر جرجان
در قديم شهرى عظيم بوده مرور ايّام وى را خراب نموده قبر محمّد ابن امام جعفر الصّادق ع آنجا است بعضى كويند نام مدينه استرآباد است و اللّه اعلم
ذكر جره
بكسر جيم بلوكيست از فارس در سه منزلى شيراز واقع هوايش كرم و آبش از رود و مردمش رنود اكثر دزد باشند در تلفّظ آنجا را كره كويند و چون بند امير بالاى شيراز واقع شده و بلوك كره در زير اتّفاق افتاده لهذا اين بيت را در مذمّت شيراز كفتهاند بيت
از خطّهء شيراز كشايش مطلب * كز زير كره باشد و از بالا بند
ذكر جرقويه
ناحيهايست از اصفهان و به طرف مشرق آن است و آن دو قطعه است جرقويه عليا و جرقويهء سفلى مراد راقم جرقويهء سفلى است و آن نه پاره قريه است بزركترين قراى آنجا پيكانست و آن نوشته شده است جميع قراى آنجا در دشت واقع و اطرافش واسع است آبش از كاريز و هوايش بكرمى مايل و حاصلش پنبه و كندم و خلقش همكى شيعهمذهب و مؤدّبند و مردم نيكنهاد و خوشاعتقاد از آنجا برخواسته در موضع خود مذكور مىشود
ذكر جرجه
بكسر اوّل نام شهريست از كشور مصر ده مرحله از مدينهء قاهره دور و در قديم الزّمان بهغايت معمور بود كرور سنين و شهور وى را خراب نموده اكنون قرب چهار هزار باب خانه در اوست و چند مواضع خوب مضافات اوست كويند در زمان سابق جرجه دار الملك صعيد بوده وى در كنار رود نيل اتّفاق افتاده آبش خوب و هوايش نامرغوب يعنى كرمست و از اقليم دويّم حبوباتش فراوان و نانش خوب و ارزانست مردمش شافعىمذهب و همكى قوم عربند اشخاص نيكمحضر و ستودهسير در آن ديار ديده شده
ذكر جزيره
در لغت عرب جائى باشد كه اطراف او را آب احاطه كند جمع جزيره جزاير آمده فقير جزاير بسيار ديده و ايضا