تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
و برزخ ميان غيب و شهادت و تمثيل بر صور عالم پس هرآينه شهريست در غايت عظمت و ديكر آنكه جابلسا عالم مثال و برزخيست كه ارواح بعد از مفارقت از نشاء دنيويّه كسب نموده‌اند چنان كه آيات و اخبار وارد است و آن برزخ در جانب مغرب عالم اجسام است و هرآينه شهريست در غايت وسعت در مقابل جابلقاست و خلق جابلقا الطف و اصفاءاند زيرا كه خلق شهر جابلسا بحسب اعمال و اخلاق رديّه كه در نشاء دنيويّه كسب كرده‌اند اكثر آن است كه مصوّر بصور مظله باشند و اكثر را تصوّر آنست كه هر دو برزخ يكى است فامّا بايد دانست كه برزخى را كه بعد از نشاء دنيا ارواح در آن خواهند بود ايمن از برزخيست كه ميان ارواح مجرّده و اجسام واقعست زيرا كه مراتب تنزلات وجود و معارج او دوريست چه انتقال نقطهء اخيره به نقطهء اوّل جز در حركت دورى متصوّر نيست و آن برزخى كه بعد از نشاء دنيويست از مراتب معارج است و او را نسبت بانشاء دنيوى آخرتيست ديكر آنكه صورى كه لاحق ارواح در برزخ اخير مىشوند صور اعمال و نتايج اخلاق و افعال و ملكاتست كه در نشاء دنيوى حاصل شده بخلاف برزخ اوّل پس هريكى غير آن ديكر باشد فامّا در اينكه هر دوعالم روحانى و جوهر نورانى غير مادّى متمثل بر صور عالمند بايد كه مشترك باشند و اللّه اعلم بحقايق الأمور

جانيك

دياريست نيك و كشوريست بدل نزديك محتويست بر بلاد معموره و قصبات مشهوره و جنكلهاى پردرخت و مسالك بسيار سخت همكى از اقليم پنجم و هواى بعض بلادش خرّم آب فراوان دارد و اكثر مواضع آن ديار در كنار دريا واقع و سمت مشرق قسطنطنيّه اتّفاق افتاده است خلقش اغلب حنفىمذهب و ديكر عيسوىملّت و اكثر خوب‌صورت و نيك‌سيرتند حكّام آن ديار از طرف ملوك عثمانيّه مقرّر است از فواكه فندق آنجا ممتاز است

ذكر جام

نام قصبه‌ايست خجسته‌فرجام از بلاد خراسان و از توابع هرات آبش از كاريز و هوايش مسرّت‌آميز و خاكش حاصل‌خيز از اقليم رابع و جوانب آن واسع است و سمت مغرب هرات و شمال با خزر واقع شده قبل از اين شهر بوده و مرور ايّام خرابش نموده اكنون قرب هزار باب خانه در اوست و بيست پاره قريهء معموره مضافات اوست باغاتش فراوان و غلّاتش ارزان و مردمش حنفىمذهب و به‌غايت متعصّبند قرب پنجاه خانه قزلباش در اوست قبر شيخ احمد زنده‌پيل ابن حسن از اولاد جرير ابن عبد اللّه العجلى از صحابهء رسول ص آنجاست اشخاص صاحب‌كمال و ارباب وجد و حال از آنجا بسيار برخواسته من جمله مولانا عبد الرّحمن جامى و خواجه ناصر الدّين خليل اللّه از آن ديار بوده‌اند احوال سلسله مولانا جامى در ضمن ذكر نقشبنديّه خواهد آمد

ذكر جات

نام طايفه‌ايست در هندوستان همكى هندوان و تناسخىمذهبند و قوم بسيار و بىحد و شمارند

ذكر جاده

نام جزيره‌ايست از جزاير هندوستان به‌غايت عظيم‌الشّأن و عقاقيرش فراوان است از اقليم دويّم هوايش كرم و اكثر مردمش هندوان و ديكر مسلمان راقم مردم جاده بسيار ديده صورت ايشان مانند ازبك امّا سياه‌فام باشند

ذكر جانپور

شهريست از توابع دهلى نيل جانپورى مشهور است

ذكر جاجرود

محلّى است از توابع طهران و رودى منسوب به اوست آب آن رود به‌غايت كواراست راقم نديده

ذكر جاجرم

بلده‌ايست از خراسان و چند پاره قريه مضافات اوست مردمش همكى شيعه‌مذهبند

ذكر جبل

در لغت عرب كوه را جبل خوانند و جمع آن جبال است و در اقاليم سبعه كوه بسيار است بموجب آيهء كريمه و جعلنا
الْجِبالَ أَوْتاداً
ميخ زمين كوه است فقير كوه بسيار ديده و اكر خواهد همكى را بيان نمايد به طول انجامد و ايضا نام ولايتى است كه آنجا را جبل عامل كويند از اعمال شام به‌غايت معمور و اكثر مشتهيات آن موفور است از اقليم سيّم و هوايش خرّم و آبش از چشمه‌زار و خاكش كوهسار زمينش بابركت و حاصلش موقوف به رحمت است دويست پاره قريهء معموره در اوست مزارع خوب و مراتع مرغوب مضافات اوست اهلش قوم عرب و همكى شيعه‌مذهب در شرايع اسلام درجهء عالى دارند و با وجود استيلاى اهل سنّت و جماعت تقيّه جائز ندارند طرف مغرب آن ديار به دريا متّصل است و دارالأماره آنجا صور نام دارد فيثاغورث حكيم از آنجا بوده و اقليدس حكيم نيز از آنجا ظهور نموده جمعى كثير از علماى اماميه از جبل عامل برخواسته و به زيور فضائل انسانى آراسته‌اند و بكمالات نفسانى پيراسته من جمله شيخ