تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
و جمال بكمال باشند فقير ارباب حسن و جمال بسيار ديده و مشاهده گرديده ليكن مانند حسن ايشان كمتر مشاهده شده است مردم آن ديار مسلمان را دشمن جانى و عدوّ جنانى باشند و هركه از ايشان يك مسلمان بكشد يك عدد زنك بر خود بندد و بعدد زنك معلوم مىشود كه چند كس از مسلمان كشته كويند تا كسى از ايشان مسلمانى نكشد بوى زن ندهند با وجود اين شرارت درويشان را دوست دارند و نسبت با فقرا خدمتكزارند و زنان و دختران ايشان از درويشان حجاب نكنند و در كمال عزّت و حرمت فقرا را خدمت نمايند و درويشان را فرزندان خداى تعالى كويند و از خدمت و ملازمت ايشان قرب بارىتعالى جويند زنا و لواط در ميان ايشان نباشد و اكر كسى اقدام بزنا و لواطه كند بقتل رسانند

ذكر توران

كشوريست معروف و دياريست موصوف محدود است از جنوب بولايت چترلال و طخارستان و از شمال ببلاد خوارزم و دشت قبچاق و از مشرق بارض تركستان و مغولستان و از مغرب بديار خراسان قديم الزّمان اهل فرس آن ملك را دهستان كفتندى چون به حكم فريدون بتور مسلّم كشت لهذا توران آنجا را خواندند و چون طرف مشرق جيحون واقع شده بدين جهت ماوراءالنّهر كفتند جميع بلاد آن كشور از اقليم چهارم و پنجم است كوهستان آن زياده از دشت و بيابانست مسكن طوايف مختلفه امّا عشاير ازبك و تركمان و مغول از ساير فرق بيشترند و سكنه بلاد و نواحى آن تاجيك و فارسىكوى و صحرانشينان ترك‌زبان و مجموع آن ملك سردسير و هوايش دلپذير است قبل از ظهور اسلام مردم آن مقام كافر بت‌پرست و آتش‌پرست و ستاره‌پرست بودند بعد از ظهور ملّت بيضا اسلام قبول نمودند در سنهء پنجاه و سه هجرى اهل اسلام آن ملك را كشودند اكنون ساكنان آنجا اغلب مذهب ابو حنيفه دارند و شيعهء اماميّه نيز بسيارند و در بعض جبال آن ديار اسماعيلى بيشمار و قليلى غالى و اقلّ قليل يهود و جامه سفيدند عموما سپاهى و دلير و غريب‌نواز و در مروت و فتوّت ممتازند خصوصا علماء و دانشمندان آن مكان باكثر اوصاف حميده و اخلاق پسنديده موصوف باشند و بىجهت و سبب دل بندكان خدا را به تيشهء جفا نخراشند اغلب سكنه‌اش كوسج و سفيدچهره و از متاع حسن و جمال بانصيب و بابهره‌اند در اكثر بلادش فواكه سردسيرى ممتاز خصوص انكور و خربزه و هندوانه‌اش باامتياز است و در بيشتر اوقات حبوب و غلّاتش ارزان و اكثر مشتهياتش فراوان و كاريز و قناة آن كمتر از رود و نهر روانست چون بر وفق تقدير تور پسر فريدون چند كاه در آن كشور والى كشت آنكاه بنا بر حسدى كه داشت در موافقت برادرش سلم كه از مادر يكى بودند ايرج را بطريق مكر و غدر بقتل رسانيدند بعد از چند كاه منوچهر به حكم جدّش بقصاص پدر هر دو عمّش را بقتل آورد بعد از تور پشنك كه ارشد اولاد او بود حاكم توران كشت در زمان او پسرش افراسياب به ايران آمد مدّت دوازده سال آنچه لازمهء ظلم و جور بود در ايران نمود نخست به سياوش پسر كيكاوس دختر داد و عاقبت او را بقتل آورد آخرالامر بدست كيخسرو نبيره‌اش افتاد بعد از كفتكوى بسيار بقتل رسيد كه تفصيل آن در كتب تواريخ مسطور است از آن‌وقت تا حال از اهل توران بر اهالى ايران زحمت مىرسد بيت
يك شيشه مى آريد ز ايران سوى توران * تا خون جكركوشهء كاوس ببنديم
بعد از ظهور اسلام علماى اعلام و عرفاى عاليمقام و حكماى ذوى الاحترام و ملوك كردون احتشام از آن ديار زياده از چندوچون برخواسته‌اند و اكثر زمان سلاطين كشورستان از آن مكان ظهور نموده‌اند ساحت روم و ايران را جولانكاه يكران ساخته‌اند و لواى اقتدار در ميدان روزكار افراخته‌اند من جمله ملوك سامانيه و سلاطين غزنويّه و خواقين سلجوقيّه و پادشاهان خوارزم شاهيه و خواتين چنكيزيّه و ملوك تيموريّه و امثالهم قرنهاى بيشمار در ملك روم و ايران و هند و توران و خوارزم و تركستان مقتدر بودند اكنون قرب دويست سال مىشود كه بنا بر مخالفت مذهب علماى توران فتوى داده‌اند و حكم شرعى نموده‌اند كه از اهل ايران اسير مىتوان آورد و شيعه را بيع و شرى مىتوان كرد
بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 194 | زين العابدين شيروانى