نمود و او را يافث ارغلان نيز مىكفتند يعنى پسر يافث ترك در آن نواحى سير و سفر مىكرد ناكاه به جائى رسيد كه آن را بتركى سيلوك خوانند و آنجا بحيرهء يعنى درياچهء ديد در نواحى آن آبهاى كرم و چشمهاى خوشكوار و مرغزار بسيار مشاهده نمود ترك را آن مكان موافق طبع افتاده با اتباع خويش در آنجا رحل اقامت انداخت و از چوب و كياه جهة سكونت عمارات ساخت بعد از چند كاه باحداث و اختراع خركاه پرداخت و از پوست كوسفند و ساير حيوانات قبا و طاقيه دوخت و به ساير اولاد خويش آموخت در كتب اخبار آمده كه ترك شهريار عادل و باذل و پادشاه فاضل بود و در باب رعايت رعايا و اداى حقوق برايا دقيقه نامرعى نمىنمود بارىتعالى او را فرزندان رشيد كرامت فرمود يكى از آن جمله فورك نام روزى بعزم شكار بصحرا رفته نخجيرى كرفته مقدارى كوشت او را كباب كرده مىخورد ناكاه لقمه از دست او در نمكزار افتاد فورك چون لقمه برداشت در دهان نهاد لذيذتر از لقمهء اوّل ديد بعد از ان نمك را با طعام ضمّ كردانيد اين رسم از آن روز معتاد طبيعت مردم كرديد مخفى نماند كه تمامت تركستان و مغولستان و تاتارستان و توران و خوارزم و دشت قبچاق كه خوبترين بلاد مشرقست ترك و اولاد او آباد كردند و ملك ختن كه محتويست بر هفت شهر از كشور تركستانست منجمله ياركند و قرقز و آقسو از بلاد ختن است و چكل و تاشكند و خلّخ و طراز و سراى و فرخار و فرغانه و قباه و يغما و اوزكند و بىكند از بلاد تركستانست و غير از اينها مداين بسيار و قصبات بيشمار در آن ديار است ساكنان آنجا عموما تركزبان و قليلى فارسىكوى و لغات ديكر نيز هست كه مخصوص مردم آنجاست همكى سفيدچهره و كلرخسار و از متاع حسن و جمال برخوردارند غريبدوست و فقيرنواز و در آن شيوه ممتازند و اكثر و اغلب حنفىمذهب و ديكر كافر بتپرست و ديكر شيعهء اماميّه و ديكر اسماعيلى و ديكر علىاللّهىاند كويا صاحبان مذاهب ديكر نيز باشند مدّتى آن ولايت در تصرّف اهل اسلام بود اكنون سالهاى فراوانست كه در حيطهء ضبط اولياى سلاطين ختاست ملوك ختا را در قهر اعدا و تربيت احبّا و تعمير بلاد و تكثير عباد درجهء اعلى است جميع بلاد ختا و ختن و مغولستان و تاتارستان و ايغور و غير اينها در تصرّف خواقين ختاست و ايشان از نسل چنكيزخانند در آن زمان كه فقير در نواحى طخارستان و غيره بود ازمير خان نام خاقان كلّ مملكت مذكوره بود فقير كويد آنچه معلوم مىشود كه در كفر مانند پادشاه ختا و در اسلام مانند قيصر روم سلطانى نباشد از جهة كثرت جمعيت و ولايت و افزونى شوكت و بسيارى قدرت و عظمت و كمال دولت و مكنت از ملوك زمين روى اين دو پادشاه ممتازند بعد از اين دو پادشاه والاجاه خاقان چين شهريار دولتقرين و كثرتآئين است و ثالث اين دو پادشاه توان گفت و دولت روسيّه در بعض مراتب رابع ايشانست و دولت انگليس در بعضى مطالب خامس آن فرقهء عظيمالشّانست و تفصيل اين سخن موجب تطويل بيانست باىّ حال آنچه از بلاد تركستان معلوم گرديده و از سيّاحان دانشمند شنيده بيان مىكند
ذكر تعز
بضمّ تاء و كسر عين و سكون زاء معجمه بلدهايست از يمن هوايش معتدل و بكرمى مايل و آبش وسط است در ميان جبال واقع شده انهار جاريه دارد مردمش قوم عرب و همكى زيدىمذهبند حاكمش از جانب سلطان يمن مقرّر است راقم از يكمنزلى آن ديار كذشته و داخل ملك او نكشته امّا مردم تعز را ديده و به حقيقت آنجا رسيده از اقليم دويّم است و ساير احوال آن ديار در ضمن ذكر يمن خواهد آمد
ذكر تكرور
بفتح باء و سكون كاف عربى و راء مع الواو و سكون راء ثانى ولايتى است مشهور و در السنة و افواه مذكور از بلاد سودان و مشتمل است بر نواحى فراوان از اقليم اوّل هوايش كرم و آبش وسط و خلقش سياهفام و كريهاندام اغلب ايشان اهل سنّة و جماعت ديكر كافرند ملك تكرور جنوبى كشور مصر و غربى حبش و شرقى بربر اتّفاق افتاده محتويست بر بلاد معموره و نواحى مشهوره و مواضع بسيار و مراتع بيشمار اكنون قرب ده سال مىشود كه محمّد على پاشا والى مصر آنجا را تصرّف كرده در تعمير بلادش اهتمام تمام دارد راقم كويد اكرچه تكرور ديده نشده و به نظر نيامده امّا تكرورى