تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
و حواشيش كمتر است راقم مكرّر بدان ديار رفته و چند كاه مقام كرفته صاحبان استعداد در آن مكان بسيار است سادات عالىدرجات و علماى فضيلت‌آيات دارد من‌جمله آقا محمّد على كه از علماى آن ديار و از فضلاى ستوده اطوار روزكار بود و در اكثر صفات حميده و اخلاق پسنديده بر علماى زمان تفوّق مىنمود و در مراتب ذوق و عرفان و فقر و وجدان نيز بىبهره نبود و به‌غايت متّقى و پرهيزكار و حليم و بردبار و باذل و كريم بود و در استرضاى خاطر عموم ناس و خصوص معامله‌شناس به‌غايت كوشيدى و زحمت بسيار و جور بيشمار از ابناى زمان كشيدى با فقير كمال الفت و نهايت محبّت داشتى و همواره به استرضاى خاطر فقير همت كماشتى آخرالامر بمضمون اين بيت
اكر صد سال مانى در يكى روز * ببايد رفت از اين كاخ دل‌فروز
در حدود سنهء هزار و دويست و سى و اند هجرى به رحمت ايزدى و اصل گرديد رحمة اللّه عليه قريه آرتمان كه از قراى تويسركان و نيم‌فرسخى از قصبه دور و محلّى مسرّت موفور است عارف معارف ربّانى سيّد رضى الدّين آرتمانى كه در زمان شاه عبّاس ماضى صاحب‌ديوان و ساقىنامهء مشهور است از آنجا بوده امّا اولادش اكنون از جدّ خويش نصيب و بهره ندارند در كسوت ملّائى محض دنيا دارند از سادات آن ديار جناب طريقت‌مآب سيّد محمّد تقى الملقّب به مهدى على مظهر الطاف خفى و جلى است صاحب صدق و صفا و مهر و وفاست الحق قريه ارتمان روضة من رياض الجنان كذلك قريه سركان شعر
بهشت روى زمين است خطّهء سركان * به شرط آنكه تكانش دهند در دوزخ
تفصيل حال سركان در حرف سين خواهد آمد و ديكر جمعى از طايفه به يكدلى در بعض قراء آن ديار سكونت دارند و بزرك ايشان مهر عليخان نام كويند شخص عالىمقام است در نسب به يكدلى صاحب جامع التواريخ كفته كه لفظ به يكدلى در لغت ترك يعنى مانند سخن بزركان عزيز باشد و نيز نام پسر سيّم يلدوز خان بن اغور خان بن قراخان بن ديب باقوى خان بن بولجه خان است و بقول تركان بولجه خان يافث بن نوح است اكنون طايفه بوى منسوبند كه ايشان را به يكدلى كويند قومى انبوه و كروهى باشكوه بوده‌اند سيّما در زمان چنكيز خانان به‌غايت معتبر بوده‌اند و در زمان شاه اسماعيل نيز اعتبار تمام داشته‌اند اكنون در كشور ايران و توران و روم و هندوستان بسيارند ليكن چندان اعتبار و اقتدار ندارند راقم بسيارى از ايشان ديده و بصحبت آن طايفه رسيده است جمعى شيعهء اماميّه و فرقهء اهل سنّت و جماعتند

ذكر توقات

بلده‌ايست خلدآيات از اقليم چهارم از كشور اناطولى ميان كوهستان واقع و سمت شمالش فىالجمله واسع است چون عمارات آنجا در پستى و بلنديست لاجرم در نظر بيننده به‌غايت زيبنده است آبش از رود و خوش‌كوار و هوايش سازكار است و خاكش حاصل‌خيز و زمينش حسن‌انكيز مردمش حنفىمذهب و ديكر عيسوى و در بعضى قراى آن علىاللّهىاند همكى ترك‌زبان و مهربان باشند و دل درويشان را به تيشهء جفا نخراشند قرب بيست هزار باب خانه در اوست مواضع خوب و مزارع مرغوب مضافات اوست فواكه سردسيرى و غلّاتش موفور است و باغات مرغوب و بساتين خوب آنجا نامحصور است مساجد دلكشا و عمارات بهجت‌افزا و خوانق آباد و قهوه‌خانه‌هاى پاكيزه‌بنياد و اسواق مسقف و دكاكين مكلّف در آن شهر فراوان و به كثرت دولت و نعمت و افزونى ثروت و مكنت و بسيارى عيش و عشرت معروف اين و آن است راقم كويد در آن ديار چند كاه توقّف نموده و طريق معاشرت اهل آنجا پيموده بعضى از معارف آن ديار و غرايب آن مكان در كتاب رياض السّياحه نوشته شده حاجت بتكرار نيست

ذكر توبرتو

ولايتى است نيكو از دار الملك كابل هشت مرحله دور آن ولايت به كافرستان و ملك سياه‌پوشان مشهور است و بر جميع آن ديار محيط است جبال سخت و جنكلهاى پردرخت و تردّد آمدوشد باد صبا را صعب و دشوار است و كرفتن آن ديار بطريق قهر و غلبه از محالات روزكار است چنان كه هيچيك از ملوك اسلام آن مقام را مسخّر نكرده‌اند مكر آنكه امير تيمور قدر قليلى بر ايشان تاخت و به حكمت عملى ايشان را پريشان ساخت سكنهء آنجا همكى كافر و بت‌پرست و صاحب حسن
بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 193 | زين العابدين شيروانى