ميرزا به رفتن نزد قرال روسيّه مامور كشته و در آن سفر بخدمات پسنديده موفق كرديده و مقضى المرام بركشته و ديكر مولانا مرتضى على فاضلى كرانمايه و عالمى بلندپايه است بهواسطه فقير مريد جناب مجذوبعلى شاه همدانيست قدس سرّه العزيز در آن ديار بنشر علوم نبوى و ترويج فنون مصطفوى مشغولند و ديكر مولانا محمّد على بن الحاج عبد القادر مجتهد زمان و در علوم اصول و فقه وحيد دوران بود بواسطهء فقير مريد جناب مجذوبعلى شاه طاب ثراه بود در سنه هزار و دويست و چهل و پنج هجرى از جهان فانى رحلت نمود اكر خواهم كه وصف هريك از آن بزركان را بطريق تفصيل بيان نمايم به طول انجامد
ذكر تتّه
بفتحين و تاء مشدّده ثانيه و سكون هاء شهريست دلكشا دار الملك يك صوبهء سند و مدينهء خاطرپسند است وى در زمين هموار واقع و اطرافش واسع از اقليم دويّم و هوايش بسيار كرم و آبش از چاه و خاكش دلخواه چمنى خوش دارد بيت
سروى چو قدت در چمن تتّه نباشد * مانند كل روى تو البتّه نباشد
از درياى سند دو مرحله دور و يك منزلى حيدرآباد سند است و ميوهء كرمسيريش موفور است قرب شش هزار باب خانه در اوست و مواضع خوش و مراتع دلكش مضافات اوست مردمش اكثر حنفىمذهب و كروه باادب و ديكر هندوان و قليلى اهل ايمانند مولانا احمد بن نصر اللّه قاضى بهغايت فاضل متبحر بوده و تاريخ الفى را بفرمودهء اكبر شاه او تاليف نموده از تتّه ظهور كرده است راقم دو سه روز در آن شهر بوده
ذكر ترلال
بكسر تاء و سكون راء ناحيهايست از بلاد كشمير و سمت جنوب دار الملك آن واقع تر مخفّف تين است و لال مخفّف لعل است چون آن ناحيه از قيمت سه قطعه لعل آباد شده لهذا آنجا را تين لعل كويند و تين در لغت هندى سه عدد را كويند از كثرت استعمال ترلال خوانند قرب چهل پاره قريه در اوست و قراى خوب و دهات مرغوب مضافات اوست مصراع
بهشتى است ليكن پر از دوزخى است
ذكر ترك
بضمّ تاء در اصل نام يكى از پسران يافث بوده بارىتعالى او را ذريّتى عظيم كرامت فرموده اكنون نام طايفهايست بزرك و از اكثر طوايف ستركند كروه انبوه و قومى باشكوهند به اعتقاد فقير طايفه ترك با قبيلهء عرب در عدّت و كثرت برابر و يكسان باشند و هيچ فرقه از فرق امم در كثرت و جمعيّت مقابل اين دو فرقه نباشند صاحبان مذاهب مختلفه در آن قوم بسيارند و اغلب ايشان طريقه اهل سنّة و جماعت دارند و جمعى كثير جماعت كفّار و جمّى غفير غلام حيدر كرّارند و جماعت ديكر از آن طايفه علىاللّهى و قليلى اسماعيلىاند در اكثر بلاد سيّم و چهارم و پنجم و ششم سكونت دارند و در بعض ديار اقاليم مذكور شهريار بااقتدارند غالب ايشان صحرانشين و ديكر قريه كزين و ديكر شهرىاند قوم ترك چند قبايل و هر قبيله ايشان چندين فرقه و هر فرقهء ايشان چندين طايفهاند كه عدد آنها را خدا داند از قبايل ترك چندان ملوك نامدار و امراى كردون اقتدار و عرفاى عالىمقدار و حكماى كبار و علماى فضيلتمدار و شعراى بلاغتشعار برخواستهاند كه محاسب و هم از حساب آن عاجز باشد منجمله معلّم ثانى و ابو على ترك بودهاند و از آن فرقه ظهور نموده و سلطان ابراهيم ادهم از آن فرقه ظاهر شده و شيخ نجم الدّين خوارزمى از اين فرقه برآمده و مجذوب على شاه طاب ثراه از اين خاندان و مريد او مستعلى از اين دودمانست
ذكر تركمان
كويند اصل ايشان ترك نيست امّا به جماعت ترك پيوستهاند و تركمانند شدهاند در كتاب جامع التواريخ مسطور است كه لفظ تركمان در قديم نبوده و هر قبيله از قبايل ترك را لقبى معين بوده در وقتى كه اقوام اوغوز خان از ولايات خود به بلاد ماوراءالنّهر و ايران آمدند و توالد و تناسل ايشان در بلاد مذكوره واقع شد و بسبب اقتضاء آبوهوا شكل ايشان مانند تاجيك كشت و چون تاجيك مطلق نبودند لهذا ايشان را تركمان نام كردند بمعنى تركمانند اكنون تمامى قبايل تركمان تركزبانند و داخل تركان ايشان طايفه بسيار و جماعت بيشمارند كويا قرب دويست هزار خانه دارند و اغلب باديهنشين و ديكر قريه كزين و قليلى شهريند عموما حنفىمذهب و ديكر علىاللّهى و قليلى شيعهء اماميّهاند راقم كويد با فرقهء ترك و تركمان بسيار معاشرت نموده و طريق مجالست ايشان پيموده و ايّام بسيار با هر دو جماعت بوده الحق در شجاعت و سخاوت و سماحت بىنظير و در مهماننوازى و پاسدارى دلپذير و در غيرت و حميّت مشهور برنا و پيرند
ذكر تربت
بضمّ تا و سكون