تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
پس معنى تاريخ ازاله كردن كاو دشتى است بچه خود را و جهالت آن‌وقت باشد بعضى كفته‌اند لفظ تاريخ عربى نيست بلكه معربست و اصل آن چنانست كه در هنكام وضع تاريخ عرب هرمزان كه يكى از ملوك عجم بود باصحاب رسول عرض نمود كه عجم را حسابى است كه آن را ماهروز خوانند و چون كيفيّت استعمال او را شرح داد صحابهء رسول خدا را پسند افتاد لهذا ماه روز را معرّب ساخته مورّخ كفتند و مصدر آن تاريخ مىآيد امّا در اصطلاح تاريخ روزيست معيّن كه از سنهء كه بعد از آن بوده باشد به او نسبت دهند و بعضى كفته‌اند كه تعريف وقت حاضر است باسناد دادن آن بوقوع حادثه عظمى از حوادث عالم بالجمله اوّل سال كه در آن سال حادثه واقع شده باشد آن را مبدا سازند مانند ظهور ملّتى يا دولتى يا طوفان يا زلزله و امثال اين‌ها تا چون ضبط اوقات حوادث ديكر خواهند كنند به آن نسبت نمايند و آن را تاريخ كويند و آن نيز در هر فرقه چيزى ديكر باشد راقم تاريخ چند طايفه را جهة مزيد معرفت بيان مىكند

ذكر تاريخ ختائيّه

بدانكه شمار سال و ماه اهل ختا بر شيوهء ايغور است و ايشان دوازده سال را شمارى خوانند و پنج شمار را يك دن كويند و چون سه دن بكذرد باز حساب از سر كيرند بزعم ايشان از هبوط آدم ع تا جلوس چنكيز خان بيست و هشت هزار و هشتصد و شصت و دو دن كذشته بود

ذكر تاريخ هنديّه

بدانكه هندوان را تاريخ بسيار است امّا آنچه مشهور است از هلاك پادشاه ايشان كه سنكال نام است و آن سخت ظالم و ستمكار بوده و مردن او هندوان را فتوح عظيم روى نموده الحق مردن ظالم جهة عجزه و مساكين طرفه فتوحى و عجب راحت روحى است و هيچ راحتى و نعمتى بهتر از فقدان وجود ظالم نيست زيرا كه در عدم وجود ستمكر آسايش عموم ناس بخصوص ارباب معامله‌شناس است و چون خداوند كريم از لطف عميم خود بر بندكان راحتى رساند وجود مفسدين فى الارض را از روزكار ناچيز و نابود كرداند ابو ريحان از عقايد هندوان نوشته كه از عهد آدم ع تا ظهور حضرت خاتم ص صد و هفتاد و سه لك و هفت‌هزار و صد و هجده سال بود كه هر لكى عبارت از صد هزار سالست از مذهب هندوان شطرى در تلو بريلى نوشته شده و قدرى ديكر در مقام خود خواهد آمد

ذكر تاريخ روميّه

بدانكه اهل روم را تاريخ بسيار است امّا معتبرين آنها تاريخ اغشطشى كه اول قياصره بوده و در زمان او حضرت عيسى ع ظهور نموده بقولى از جلوس اوست و بقولى از قبول كردن روميان ملّت حضرت عيسى ع است

ذكر تاريخ يهوديّه

بدانكه تاريخ يهود از آغاز خروج بنى اسرائيل به هجرت از مصر و هلاك فرعون و هامان با قوم خود و آن در اوايل بهار و اواسط ماه نيسان بوده و سخت آسايشى و بهجتى در غرق فرعون و فرعونيان بر ايشان روى نمود الهى به عزّت انبياء عظام و اوصياء كرام كه فرعون و هامان ما را به نيل نيستى غرق كردان و ما را از تلاطم امواج فتن رهائى داده بساحل نجات رسان و صلّى اللّه على محمّد و آله اجمعين

ذكر تاريخ عربيّه

در ميان قوم عرب تاريخ فراوان بوده زيرا كه رسم ايشان چنان بود كه هر كار عظيم واقع شدى همان ابتداى تاريخ ايشان بودى در آخر قضيّه ابرهة بن صباح كه به ويران كردن خانهء كعبه آمد و بطيور ابابيل قومش هلاك شد مقرّر كشت آن تاريخ در نهم سال هجرت بنزول آيهء برائت دركذشت و چون در ايّام خلافت عمر بن خطّاب در سال هفدهم از هجرت وضع تاريخ عرب كرديد سال هجرت را از غرّهء محرّم الحرام اعتبار نموده‌اند بدانكه در زمان حضرت رسول اكرم تاريخ عادت نبود و بعد از رحلت آن حضرت نيز كسى بتاريخ عمل نمىنمود تا زمان عمر بن خطاب و آن‌چنان بود كه ابو موسى اشعرى از طرف عمر حكومت يمن داشت بدار الخلافه عرض نمود كه از جانب تو بعضى فرامين آمده كه شهر آنها شعبانست و مرا معلوم نيست كه شعبان كدام سالست اكر تاريخى من بعد وضع كنيد لايق خلافت خواهد بود پس اجماع و اتفاق عرب بر آن شد كه تاريخى وضع نمايند بعضى از يهود كه بشرف اسلام مشرّف شده بودند عرض نمودند كه ما را مانند اين تاريخست و اشارت بتاريخ روم كردند مرضى طبع ايشان نشد برخى اشارت بتاريخ فرس نمودند آن را نيز نپسنديدند پس راى ايشان بر آن قرار كرفت كه از ايام حضرت رسول ص تاريخ سازند