فرمود فرعون بسمع قبول نشنيد لاجرم غرق كرديد امّا بعضى سليمان را رسول دانند و قايل شدهاند بر آنكه داود اوريا را بكشتن فرستاد تا زن او را بكيرد و آخرالامر چنان كرد و بعضى از آن فرقه قايل شدهاند بر اينكه خواهرى كه از مادر متولّد شود او را بنكاح خود توان آورد و خواهرى كه از پدر بوجود آيد عقد كردن او نشايد راقم كويد از آن فرقه در هر ديار بسيار ديده شده خصوص در بلاد روم و شام و مصر و ايران فراوان مشاهده گرديده آنچه از صحبت و معاشرت ايشان معلوم شده و از كفتار و كردار آن طايفه دانستهام خلاصهء ان اينست كه عموما فرقه يهود اهل صورت و ظاهربين و با مسلمانان و نصارى در غايت كيناند و در تحصيل معاش نهايت تلاش دارند و دقيقه از دقايق اوقات خود را در بطالت نكذارند و در جميع بلاد عالم و معمورهء بنىآدم پادشاه ندارند و در هر بلاد و ديار خوار و بىاعتبارند خصوص در مذهب شيعهء اماميّه بهغايت مقهور و از درجهء اعتبار دوراند و اهل تحقيق در ميان ايشان قليل و ارباب رياضت و مجاهده از آن قبيل است و عبادات و رياضات آن فرقه به حكم صورتست امّا به چند صفات حميده و افعال پسنديده موصوف و باخلاق كزيده و مكارم نيك معروفند من جمله بر اهل ملت خويش مروّت و فتوّت دارند و طريق رحم و شفقت بر يكديكر سپارند و مراسم مرحمت و مكرمت بر زيردستان آرند و ديكر جميع فرق يهود ختنه كنند و خمر را مباح دانند و ذبح خلاف ملّت نخورند و دختر ندهند و امثال اينها احكام بسيار دارند اكر همكى نوشته شود به طول انجامد و صلّى اللّه على محمّد و آله الطّاهرين
ذكر بيت اللّحم
وى قريهايست قصبهمانند و محلّى است خاطرپسند در دو فرسخى بيت المقدّس و طرف جنوب آن واقع و در دامن تل بلند اتّفاق افتاده و سمت جنوب و مشرق وى واسع است آبش كم و هوايش ملايم قرب هفتصد باب خانه در اوست و مواضع چند مضافات اوست زراعت آن زمين بلكه اكثر بلاد فلسطين موقوف به رحمت يزدانست و با وجود آنهمه چيزش در غايت ارزانى است از فواكه انجيرش ممتاز و نانش بامتياز است كويند قديم الزّمان شهرى بزرك بوده و بمرور ايّام روى به خرابى نموده كليساى عظيم كه مشتملست بر چهل ستون بزرك يكپارچه از سنك رخام در غايت استحكام در آنجاست و اين كليسا باتفاق نصارى مولودگاه حضرت عيسى ع است و چشمهء كه آن حضرت را در آنجا شستوشوى نمودهاند هنوز بجاست چون حضرت عيسى ع در آن مقام تولّد نموده و ظهور كرده لهذا اكر لختى از مذهب ايشان بيان شود مناسب خواهد بود
در بيان مذهب و عقايد عيسويان و فصلى از اعمال ايشان
پوشيده نماند كه در اخبار آمده كه بعد از صعود حضرت عيسى ع به آسمان قوم آن حضرت هفتاد و دو فرقه شدند يكى از ايشان ناجى و ساير فرق ايشان هالكاند طايفهء يعقوبيّه كفتهاند كه عيسى هو اللّه و كذلك ملكانيّه و طايفهء نسطوريّه بر آن رفتهاند كه عيسى ابن اللّه و زمرهء مرموسيّه كويند كه ثالث ثلاثه و هريك از اين طوايف ثلاثه به چندين فرق متفرّق شدهاند جمله ايشان كويند كه معبود جوهريست از سه اقنوم و آن اقانيم يكى را اب كويند و آن قديمست دويّم را ابن خوانند و آن كله است سيم را روح القدس و آن حياتست يعنى ذات اللّه را عبارت از سه اصل مركّب دانند و آن وجود و علم و حياتست و ايضا كويند كه معلومات يا جوهر است يا عرض و نشايد كه خداى تعالى عرض باشد پس لا بد جوهر باشد و نشايد كه مركب باشد پس جوهر بسيط باشد و كلمه را معنى آنست كه خلق بوجود او را راه يابند و روح القدس يعنى كه ابن به او زنده كردد و نيز كويند كه عيسى جوهر و اقنوم است و كويند اجزاى عقايد ايمان چهارده است منجمله هفت مخصوص الوهيّت است و هفت ديكر به امّت عيسى اختصاص دارد و آنكه مخصوص بارىتعالى است اوّل اقرار كردن بر آنكه حق قادر مطلق است دويّم ايمان آوردن بهآنكه خالق است سيّم ايمان آوردن بهآنكه پسر است چهارم ايمان آوردن بهآنكه پدر است پنجم ايمان آوردن بهآنكه روح پاك است ششم ايمان آوردن بهآنكه بخشندهء بهشتست هفتم ايمان آوردن بهآنكه سلامتىدهنده است و آن هفت ديكر كه مخصوص مردم و امّت است