نشستهاند هرچه شما را امر كنند فراكيريد فراكيريد و به كار بريد ليكن چون اعمال آنها عمل ننمائيد ازآنرو كه مىكويند و نمىكنند زيرا كه بارهاى كران را مىبندند و بر شانهاى خلق مىكذارند ليكن به يك انكشت از انكشتان خود آنها را حركت نمىدهند و تمامى اعمال خود را بجهة آنكه منظور نظر خلق كردند بجا مىآرند و دامنهاى لباس خود را بزرك مىسازند و دوست مىدارند در ضيافتها بالاى مجالس را و در مجامع صدر را و سلام را در بازارها و اينكه از زبانهاى خلق بربّى ربّى خوانده شوند و هركه خويش را بلند كيرد پست خواهد كشت ليكن اى نويسندكان و فريسيان رياكار يعنى اى عالمان بىعمل و رياكننده واى بر حال شما زانرو كه درهاى ملكوت آسمان را بر روى خلق مىبنديد چنانچه نه خود داخل مىشويد و نه روندكان را اذن دخول مىدهيد واى بر حال شما اى نويسندكان و فريسيان رياشعار زانرو كه خوانها يعنى نعمتهاى بيوهزنان را بلع مىكنيد و طول نماز را بجهة روپوش بجا مىآريد بنابراين شديدترين عذابها را خواهيد يافت واى بر حال شما اى نويسندكان و فريسيان رياكار زانرو كه بحر و برّ را بجهة آنكه يك شخص را در طريق خود داخل نمائيد مىكرديد و چون داخل شود مرتبهاش را پستتر از خود ابن الجهنم مىسازيد واى بر حال شما اى نويسندكان و فريسيان و راهبران كور كه بجهة پشّه صافى انصاف به كار مىبريد و شتر را فرومىبريد و چون كورهاى كچكارى مىمانيد كه از بيرون نيكو مىنمايد و از داخل همكى از استخوانهاى مردكان و نجاسات مملوّ است شما نيز در ظاهر به مردم عادل مىنمائيد و از رياء و كناه در باطن مملوّ هستيد راقم كويد كه اين كفتها سراسر ترجمهء انجيل بود فقير در يكى از كتب ايشان ديده كه انجيل را از زبان عيسى به چند زبان نقل كردهاند نخست عبرى و ديكر يونانى و ديكر سريانى و ديكر فرنگى و اينهمه را كلام الهى دانند و عربى نيز ترجمه شده و فارسى نيز چند سال قبل از اين در بندر كلكته نمودهاند و السّلم على من اتّبع الهدى
در بيان شمّهء از احوال حواريّون و شيوع ملّت عيسى ع و اختلاف عيسويان
بر ضماير معرفتمدائر علماى زمان پوشيده و پنهان نخواهد بود كه مورّخان اسلام و پيروان حضرت خير الانام در كتاب بلاغت فرجام خود اعلام نمودهاند كه بعد از صعود عيسى به آسمان فرقهء يهود حواريّون را كرفته بايذاء و آزار ايشان اشتغال نمودند و پادشاه روم كه در آن زمان اهل شام نيز مطيع او بودند از ظلم و تعدّى يهود خبر يافت لهذا كسان معتبر فرستاده حواريّون را از چنك محنت و الم نجات داده و از اوضاع ملّت عيسوى شرط استعلام بجاى آورده به وحدانيّت ايزد متعال و رسالت روح اللّه بكرويد حضرت عيسى به حواريّون فرموده بود كه بعد از من اوعيه پرنور بشما خواهد رسيد و شما او را تناول كنيد كه هريك از شما عالم به لغتى خواهد كرديد آنكاه هريك از شما به اطراف عالم رفته خلق را بسوى حقتعالى دعوت نمائيد بنا بر فرمودهء آن حضرت اوعيه پرنور حاضر و نازل شد و حواريّون تناول نمودند و هريك به لغتى عالم كشتند و بعد از استخلاص حواريّون شمعون الصّفا كه وصىّ و خليفهء عيسى بود بموجب فرمودهء آن حضرت عمل نموده فطرس را بروم و اندرانيس را ببلاد مغرب و مريوس را ببابل و فليش را بقيروان و افريقيّه و نحنس را بولايت افسوس و يوحنّا را بارض حجاز و يعقوب را بجانب بربر فرستاد تا خلق را بدين قويم دعوت كنند و شمعون در بيت المقدّس توقف نموده و يحيى و ثومان را بصوب انطاكيّه ارسال داشت و در اندكزمانى ملّت عيسى ع در عالم مشهور كشت و انتشار يافت و مدّت هشتاد و يك سال امّت عيسى ع بر جادّهء مستقيم بودند و پيروان وى بر شريعت حقّه عمل مىنمودند بعد از مدّت مذكوره يونس يهودى ايشان را در وادى ضلالت انداخت و فرقهء عيسويان را كمراه و پريشان ساخت يكى را كفت عيسى خداست و ديكرى را كفت پسر خداست سيّم را كفت خداى زمين است لهذا در ميان ايشان اختلاف افتاد قوله تعالى
فَاخْتَلَفَ الْأَحْزابُ مِنْ بَيْنِهِمْ *
و نصارى به چندين فرقه متفرّق شدند راقم كويد كه كتاب انجيل كه در ميان طوايف نصارى و ملّت عيسى مشهور و در السنة و افواه عيسويان روم و فرنگ و شام و زنگ و غيرهم مذكور است ديده و مشاهده گرديده كويند كه وى كتاب سماوى نيست و بعد از رفع عيسى ع به آسمان حواريّون آن كتاب را مدوّن كردهاند و حالات و مقالات و معجزات و حركات و سياحت آن حضرت را جمع نمودهاند و آن چند رساله است هريكى آن را يكى از حواريّون تاليف نمودهاند