تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
كه خالصا و مخلصا جهة عبادت حق‌ّتعالى ساخته شده است بايد كه آنى و زمانى از علماى ربّانى و طالبان نعم جاودانى خالى نباشد و تعظيم و تكريم اين خانه بر اناث و ذكور و نزديك و دور واجب و لازم باشد آورده‌اند كه بيت المقدّس در زمان بنى اسرائيل و دولت ايشان بزرك‌تر از شهر مصر بوده و چون حضرت سليمان از جهان فانى انتقال نمود چند كاه بر وفق دلخواه كذشت تا آنچه در بطون كون و فساد بود ظاهر كشت و فلك ناهنجار خاصيّت خويش را آشكار ساخت و اساس راحت و بنياد فراغت را از آن ولايت برانداخت لهذا اسباط بساط انبساط را از خانهاى قلوب اولاد سليمان ع برچيدند و روى انقياد از احفاد آن حضرت كردانيدند و چنبر متابعت از كردن خويش برآوردند و طريق ملوك‌الطوايف را پيشه كردند هرج‌ومرج و اغتشاش تمام در ملك و ملّت ظهور يافت و هركس بوادى خودسرى و ستمكرى شتافت مدّت دويست و شصت و يك سال بر اين منوال كذشت و روز به روز و هفته‌به‌هفته و ماه‌به‌ماه فساد و عناد ايشان زياده كشت و جمعى كثير از انبياء و اوصياء و دوستان خدا بقتل آوردند و جمّى غفير از اشراف و اعيان ملّت و اهل معرفت را خوار و بىاعتبار كردند بنابراين آتش قهر حضرت بارى اشتعال يافته آبروى آن بادپيمايان را بر خاك هلاك ريخت و غبار مذلّت بر فرقشان بيخت و بخت‌النصر را با ششصد هزار كس از ديار بابل برانكيخت بعد از آنكه اكثر بلاد شام را شام را تصرّف كرد آنكاه روى توجّه بصوب بيت المقدّس آورد پس از اندك زمان آن شهر را مسخّر نمود و هفتاد هزار كس از اعيان و اشراف آنجا را بقتل رسانيد و هفتاد هزار نفر از اولاد ملوك و احبار و اخيار بنى اسرائيل را اسير كردانيد و عمارات و بناهاى حضرت سليمان ع را ويران ساخت و چنان شهرى كه قرنهاى بسيار از حوادث روزكار مصون بود از حيّز آبادى برانداخت و چندين آتش ظلم و جور افروخت كه تورية حضرت موسى ع را بسوخت و چون خرابى آن ديار به‌غايت رسيد و ويرانى به نهايت انجاميد خداوند كريم از لطف عميم خود بهمن ابن اسفنديار را برانكيخت كرّة بعد اخرى طرح تعمير و آبادى بيت المقدّس را بريخت و كسوت معمورى بر قامت آن ولايت پوشانيد و در تعمير آن شهر مساعى جميله بظهور رسانيد ايزد متعال در كلام مجيد اشارت فرموده در آيهء
ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَ أَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً
الى آخره چون مدّتى بر اين منوال كذشت ديكرباره رسم طغيان و عصيان بنى اسرائيل ظاهر كشت چنان كه حضرت عيسى را بدار كشيدند و در قتل و آزار اخيار كوشيدند و جمعى كثير از ايشان را بقتل رسانيدند عاقبت آن بدعاقبتان زهر هلاك از جام مكافات چشيدند چون از رفع حضرت عيسى ع چهل سال منقضى كرديد طيطوش رومى از ديار فرنك با لشكر بسيار بملك شام رسيد و بيت المقدّس را قهرا و جبرا به حوزهء تصرّف درآورد و مجموع اعالى و ادانى و اراذل و و افاضل آن شهر را قتل كرده بقية السّيف را كه قليلى بودند اسير نمود و بعد از مراجعت طيطوش چند كسى كه در زواياى خفا بودند بيرون آمدند چه ديدند در هر مقامى دلارامى روى هلاك بر خاك نهاده و در هر قدمى خون محترمى ريخته و در هر كذرى ماه‌پيكرى افتاده و در هر كوچه و بازارى كل رخسارى از خون خويش رنكين شده از مشاهدهء آن واقعه ناله و زارى كردند و كريه و افغان نمودند آخرالامر پاى تحمل به دامن صبر پيچيدند و اوقات خود را در عمارت شهر مصروف داشتند بعد از سعى و كوشش بسيار فىالجمله صورت آبادى كرفت و مسجد اقصى و صخرهء صمّا رونق پذيرفت تا آنكه هيلانه مادر قسطنطين ثانى بر آن ديار مظفّر كشت و در تعمير و توسيع آن مبالغه كرد و بعد از مراجعت بر اسلامبول حصارى كشيده قسطنطنيّه نام نهاد الحاصل بيت المقدّس همواره مكان شريف و قبلهء اهل كتاب بود و فرقهء اهل يهود و امّت داود ع و قوم عيسى و جماعة ديكر هنكام عبادت بدان جهت توجّه مىنمودند و آن بىجهت را ازآن‌جهت بندكى مىكردند و چون خاتم انبياء ص مبعوث كشت و صيت اسلام از شش جهت دركذشت آن حضرت نيز مدّتى بدان جهت نماز مىكرد تا اينكه در سنهء دو يا سه هجرى در بين صلاة عصر بامر الهى روى توجّه به طرف كعبه آورد قوله تعالى
قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ
بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 171 | زين العابدين شيروانى