تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
و رياضت كذرانند و در بندكى غير از رضاى خداى تعالى مطلبى نداشته باشد و نيز كفته‌اند مستحقّ خيراتست كسى كه محتاج باشد در هر مذهبى كه باشد امّا رعايت هم‌كيش خود نمودن اولى است و سبب رحمت چهارده چيز است هفت جسمانى و هفت روحانى و هفت جسمانى اينست اوّل سير كردن گرسنگان دويّم سيراب كردن تشنگان سيّم پوشيدن برهنگان چهارم جاى دادن اسيران پنجم پرسيدن بيماران و تسلّى دادن بنديان ششم رهانيدن اسيران هفتم دفن نمودن مردكان امّا اعمال روحانى اوّل علم آموختن بر جاهلان دويّم مصلحت دادن محتاجان سيّم آسايش دادن غمكينان چهارم موعظت كردن كناهكاران و نصيحت عاصيان پنجم بخشيدن بر دل‌خستكان و آزردكان ششم تحمّل نمودن از بىادبان و صبر بر آزار مردمان هفتم دعاى نيكو كردن در حق زندكان و مردكان و در باب پنجم انجيل اين معنى آمده كه خوشا حال صلح‌كنندكان از آنجا كه فرزندان خدا خوانده خواهند شد و تصوّر مكنيد كه من از بهر از هم پاشيدن تورية و رسايل انبيا آمده‌ام بلكه بجهة تكميل آمده‌ام بشمار است مىكويم تا آنكه آسمان و زمين زائل نشود يك همزه يا شوشه از شريعت به‌هيچ‌وجه زائل نخواهد كشت شنيده‌ايد كه كفته شده است دوست خويش را محبّت كن و دشمن خويش را بغض نما ليكن من بشما مىكويم اعداى خود را دوست بداريد و از براى آنها كه بر شما لعن مىكنند بركت طلبيد و با آنان كه شما را عداوت مىنمايند احسان كنيد و از بهر آنها كه شما را فحش مىدهند دعا كنيد تا پدر خود را كه در آسمانست فرزندان باشيد زيرا كه او آفتاب خود را بر بدان و نيكان طالع مىنمايد و باران خود را بر عادلان و ظالمان مىفرستد و در باب هيجدهم كفته كه شاكردان عيسى ع نزد وى آمده كفتند كه در ملكوت آسمان بزرك‌تر كيست پس طفلى را نزد خود طلب نموده در ميان آنهايش بر پاى داشت و فرمود به درستى كه بشما مىكويم مادامىكه مبدّل نكرديد و چون اطفال صغير نشويد داخل ملكوت نخواهيد شد پس هركه مانند اين كودك خود را حقير دارد همان در ملكوت آسمان بزرك‌تر است و هركه چنين طفلى را بنام من قبول نمايد مرا قبول نموده است و در باب سيّم انجيل يوحنّا مذكور است كه عيسى ع كفت هرآينه به تو راست مىكويم كه تا كسى تولّد تازه نبايد ملكوت خدا را نمىتوان ديد سائل كفت كسى كه پير باشد چكونه متولّد مىشود عيسى ع جواب داد بتحقيق كه من به تو مىكويم كه تا كسى از اب و روح متولّد نشود در ملكوت خدا نمىتواند آمد و آنچه از جسم متولّد شده جسم است و آنچه از روح متولّد شده روح است حيران مباش كه تو را كفتم كه بايد شما تولّد تازه بيابيد و در باب نوزدهم انجيل متّى نيز آمده كه شخصى وى را كفت اى استاد نيكو چه فعل نيكو به عمل آورم تا زندكى جاويد را يابم كفت از چه روى مرا خوب كفتى و حال‌آنكه هيچ‌كس خوب نيست جز يكى و آن خداست و اكر اراده دارى كه داخل حيات كردى فرائض را نكاه دار كفت كدام فرائض كفت قتل مكن و زنا مكن و دزدى مكن و شهادت زور مكوى و پدر و مادر خود را محترم دار و آشناى خود را چون خود دوست دار پس آن جوان وى را كفت كه جميع اين كفتها از ابتداى جوانى خود محفوظ داشته‌ام از چه حال ناقص مىباشم عيسى وى را كفت اكر قصد آن دارى كه كامل كردى برو و اشياء خود را فروخته به فقرا تسليم نما كه در آسمان كنجى خواهى يافت پس آمده مرا متابعت نما و چون آن جوان اين كلمات را شنيد اندوهكين كشته روان گرديد ازآن‌رو كه املاك بسيار داشت پس عيسى ع به شاكردان خود فرمود كه هرآينه بشما مىكويم كه شخص دولتمند در نهايت دشوارى داخل ملكوت آسمان خواهد كشت و نيز شما را مىكويم كه شتر در سوراخ سوزن داخل شدن اسهل است از داخل شدن دولتمند در ملكوت خدا و در باب بيست و دويّم همان انجيل نيز كفته كه يكى از آنها كه فقيه بود از وى بر سبيل امتحان سؤال نمود كفت اى استاد حكم بزرك در شريعت چيست عيسى ع وى را كفت كه آن خداوندى كه خداى تست بهمكى دل و جان و انديشه خود دوست دار كه نخستين و بزرك‌ترين احكام اينست دويّم آنست كه آشناى خويش را چون خود دوست دار و همكى تورية و رسائل رسل به اين دو حكم معلّق است در باب بيست و سيّم انجيل متّى نيز كفته كه عيسى به آن جماعت و شاكردان خود كفت كه نويسندكان و فريسيان يعنى عالمان و ملّايان در كرسى