انداخته عارفان معارف اخبار اشعار نمودهاند كه اكثر انبياء و رسل در آن مقام بودهاند و از بلاد دمشق و فلسطين ظهور كردهاند چنان كه در كتب مورّخان مذكور است از ارزه الى برزه كه طول ارض دمشق و فلسطين است هفتاد هزار پيغمبر مدفونست و صاحب تاريخ شام و بعضى از مورّخان عاليمقام كفتهاند كه از دمشق الى غزّه بضمّ غين معجمه و تشديد زاء منقوطه كه نهايت ارض فلسطين است هفتاد هزار نبى آسوده است و بعضى از علماى اخبار نوشتهاند كه در شهر انطاكيّه كه از بلاد شام است قبر حبيب نجّار است و بعضى از انبياء كبار مدفونند و در بلدهء عريش ده نفر از پيغمبران آسودهاند و در مدين سى نفر از انبياء مدفونند و در دمشق پانصد نفر از پيغمبران مدفون شدهاند و حضرت موسى ع در پنج فرسخى جانب مشرق بيت المقدّس آسوده و جناب عزير ع در نيمفرسخى شهر غنوده و حضرت يوشع ع در سه منزلى راحت فرموده و حضرت صالح ع در مكّه وفات نموده و حضرت ابراهيم ع و يعقوب ع و اسحاق ع و يوسف ع و ساره ع در چهار فرسخى مدفون شدهاند و جمعى ديكر در آن نواحى از اولياى عظام و مشايخ كرام آسودهاند هريك در موضع خود مذكور خواهد شد منّت خداى را كه به زيارت ايشان موفق شده و سر بر آستان ملائك پاسبان ايشان سوده و امّيد درجات و ترقّيات از باطن فيض مواطن آن مقرّبان حضرت قاضىالحاجاتست پوشيده نماند كه ساكنان آن ديار اكثر شافعىمذهب و ديكر نصارى و ديكر حنفىاند اهل ايمان و اصحاب عرفان نيز اقلّ قليل دارند عموما مردمش غريبنواز و مهماندوست و سليمنفس و خوشخوى و سفيدرخسار و از متاع حسن و جمال برخوردارند راقم طرفه احوالى از آن ديار مشاهده نموده از آن جمله بيت المقدّس سى پاره قريه دارد هر سالى قريب پنجاه هزار فقير و زائر بدان ولايت تردّد و آمدوشد مىكنند جميع ايشان را اطعام كرده با حسن وجه پرورش نمايند و ديكر مدّت سه ماه در آن ديار مكث نموده و در آن مدّت هركز نزاع و جدال مشاهده ننموده و چون بنى اسرائيل آنجا بودهاند و فرقهء يهود از آنجا ظهور نمودهاند لهذا شطرى از مذهب ايشان بيان نمودن لايق مىنمايد
در بيان يهود و مذهب ايشان و فصلى از عقايدشان
بر ارباب هوش و اصحاب معرفتنيوش مخفى و پوشيده نماند كه از رسول اكرم ص منقولست كه آن حضرت فرمود كه قوم موسى بعد از رحلت او هفتاد و يك فرقه شدند يك فرقه از ايشان ناجى و ساير ايشان هالك كشتند و هر فرقهء يكدكر را ضالّ و مضلّ دانستند فرقهء از ايشان كويند كه كفر و فحش و ظلم و جور بر ايزد تعالى روا نباشد و ثواب و عقاب خلايق به قدر افعال ايشان باشد و بارىتعالى جسم و جسمانى و روح و روحانى نيست و او را جاى و مكان نباشد و او را نتوان ديد و جمعى از ايشان كويند كه بارىتعالى جسم و جسمانى است و بر پيكر انسانى جسد مثالى دارد و كاه پراكنده كردد چون شعاع آفتاب و بعضى كويند كه ايزد تعالى بر عرش خود نشسته و جملهء اعضا دارد و او را بتوان ديد و برخى كويند كه روح جسم لطيفى است به پيكر انسانى كه مظهر او اين جسم محسوس است و ثواب و عقاب در دار دنياست چون انسان بميرد شب شود و جسد او پاره به صورت جماد و مقدارى نبات و قدرى حيوان و امثال آن گردد و چون صد و بيست سال بكذرد شب به آخر برسد و صبح بدمد و اكر ذرّه از خاك جسد بمشرق باشد و ذرّهء در مغرب همكى يك جا جمع شود و زنده كردد كويند هرچه هست در پيكر انسانست و جمعى ديكر از يهود معتقدند بر آنكه نسخ شرايع جائز نيست عقلا و بعضى كويند نسخ شرايع عقلا رواست امّا شرع منع نموده و موسى ع فرموده كه شرع من منسوخ نشود و طايفهء از ايشان كويند نسخ شريعت جائز است عقلا و شرعا و كويند محمّد ص رسول خدا بود ليكن او را بعرب فرستادند نه بر بنى اسرائيل امّا اكثر برآنند كه عيسى ع و سليمان ع و محمّد ص رسول نبودند و خود را بسحر و جادو پيغمبر نمودند و نيز كويند كه ابراهيم ع پيغمبر نبود امّا ولى بود آخر يهودان عيسى ع را بدار كشيدند و به اعتقاد خود كشتند و كويند عيسى پسر يوسف نجّار بود و مريم زن او بود و عيسى ازو متولّد شد و كويند در تورية دعوى الوهيّت فرعون مذكور نيست و امّا مرد ظالم بود و بر بنى اسرائيل ظلم مىنمود و چون موسى او را از ظلم و جور منع