تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
دمشق و طرف جنوبش افتاده و از مصر هشت مرحله دور و شمالى مدينهء منوّره و بيست مرحله فاصله است از بلاد فلسطين و از كشور شام است از اقليم سيّم و آبش از قنات و كم و هوايش اندك كرم و خرّم و خاكش سنكلاخ و فيضمند و زمينش ارجمند طولش از جزاير خالدات سول و عرضش از خطّ استوى لان اكرچه باغات و زراعات آنجا از رحمت الهى آب مىخورند امّا حبوب و غلّات و فواكه آنجا فراوان و اكثر مشتهياتش ارزانست جبل زيت كه آن را جبل طور نيز كويند سمت مشرق شهر واقع و آن كوه كوچكى است امّا شان عظيم دارد مكرّر در قرآن مجيد مذكور است قبر مريم بنت عمران كه مادر حضرت عيسى ع است نيز همان سمت قريب به دروازهء شهر است و جمعى از اولياء كبار در جبل زيت مدفونند و بقولى حضرت عيسى ع از آنجا به آسمان صعود فرموده است و حضرت داود ع طرف جنوب شهر آسوده و مدفن آن حضرت قريب به دروازه اتّفاق افتاده در بناى آن شهر خلافست بعضى كويند كه بناى آن شهر را آدم عليه السّلام نهاده است و جمعى را عقيده آنست كه قبل از آدم ع به هزار سال جمعى از ملائكه بامر بارىتعالى آنجا را احداث كرده‌اند و زمرهء از علماء كفته‌اند كه اسرافيل به اشارت ربّ جليل آنجا را برآورده و برخى از ارباب سير بر آن رفته‌اند كه بيت المقدس را سام بن نوح ع ساخته و اكثر اصحاب تاريخ كويند نخستين كسى كه آن شهر را عمارت ساخت يعقوب بن اسحاق ابن خليل الرّحمن بود و سبب عمارت آن آنكه حضرت اسحاق ع يعقوب ع را وصيّت كرده بود كه از اهل كنعان متاهّل نشود بلكه از دختران خالهء خود زوجه اختيار كند چون مسافتى ميان ايشان بود يعقوب به حكم وصيّت والد بزركوار عزيمت سفر كرد و در اثناء راه شب تاريك پيش آمد و در بين راه آن جناب بخواب رفت در عالم خواب مشاهده نمود كه نردبانى نصب شده است تا به آسمان و جمعى از ملائكه عروج و نزول مىنمايند ناكاه بوى وحى رسيد كه اى يعقوب انّى انا اللّه لا إله الّا انا و قد ورثتك هذه الأرض المقدّسة و ذرّيتك من بعدك و انا معك و احفظك چون آن حضرت بيدار شد بموجب رؤيا عمل نموده در همان محلّ خانه و معبدى پديد آورد امّا به روايت مشهور مسجد اقصى را حضرت داود ع بنا كرد و آن چنان بود كه چون بليّه طاعون در ميان قوم شيوع و در بنى اسرائيل وقوع يافت و كروه انبوه و قومى باشكوه به راه عدم شتافتند چنان كه از طلوع آفتاب تا هنكام غروب هفتاد هزار كس در سجود بودند كه طريق عدم پيمودند در آن اثناء حضرت داود ع به صخره صعود نموده و بعد از اداى حمد و شكر به دركاه بىنياز سر عجز و نياز نهاده با سوز و كداز عرض نمود كه بارالها تو پناهى از سر اين مشت ضعيفان دركذر و بر اين بيچاركان رحم آور چون حضرت غفور از سر كناهان بنى اسرائيل دركذشت داود ع از جانب بارىتعالى مامور كشت كه بناى بيت المقدس را كذارد پس آن قوم را حضرت جمع نموده بنفس نفيس خود با بنى اسرائيل موافقت كرده بنياد مسجد اقصى كرد و لوازم سعى بجاى آورد امّا باتمام نرسيد و در ان اثناء متوجّه سفر آخرت كرديد چون سليمان بن داود ع بر سرير خلافت پاى عزّت نهاد و بتشريف اوتى الحكمة و العلم مشرّف و مفتخر گرديد و جماعت انس و جان و شياطين و عفاريت و طيور و وحوش مطيع و منقاد آن حضرت شدند و مدّت چهار سال از ايّام خلافت مرور يافت بموجب وصيّت پدر باتمام آن مسجد شتافت لاجرم در ماه آبان نهصد و سى سال از وفات حضرت موسى در كذشته بود كه بيت المقدّس را به انجام رسانيد و در غايت وسعت و تكلّف و متانت و عظمت تمام كردانيد در كتب تواريخ مسطور است كه عدد عملهء بيت المقدّس سى هزار نجّار چوب‌تراش بودند كه در ماهى ده هزار چوب مىتراشيدند و هفتاد هزار سنك‌تراش كه سنكهاى الوان مىتراشيدند و سيصد استاد بنّا و موافق عدد بنّايان عمله بودند و هر روز كار مىكردند به غير از مسخّرين جنّ و شياطين و چندان زيب و زينت و طلا و جواهر و در و كوهر و از انواع ياقوت ديوار و ستونهاى آن را مرصّع نمودند كه از لمعان آن عقل دوربين در حيرت افتاد و فضاى آن معبد در شب تار حكم روز روشن داشت بعد از فراغت آن مسجد حضرت سليمان جشنى عظيم نمود و احبار يهود و اشراف بنى اسرائيل را جمع فرمود و زبان به حمد و ثناى بارىتعالى كشوده كفت كه اين خانه‌ايست