تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
كرديده كه يكى از ملوك آل عثمان آنجا را كشوده و مذهب ابو حنيفه را ترويج فرموده وقتى از اوقات مردم آنجا را با فرنكان محاربه رو نمود و اكثر مردم بوسنه بقتل آمدند بعد از آن واقعه ارباب تدبير جهة كثرت و جمعيّت انديشه نموده دختران را از پرده بيرون آوردند و حكم كردند كه با مردان بىحجاب معاشرت و مجالست كنند و اكر از غرباء و مسافران و شهريان به ايشان رغبت نمايند به عقد شرعى تصرّف كنند اين قاعده در آن ديار استمرار يافت و بدين تدبير كثرت و ازدحام روى نمود اكنون دختران آن ديار روى كشاده و بىساخته با هركه خواهند اختلاط نمايند امّا اكر قبل از عقد شرعى فسادى از ايشان ظاهر شود يقين آنها را بقتل رسانند و امّا زنان در حجاب باشند و خود را از نامحرمان پوشيده دارند و بىاذن شوهر بيرون نروند سكنه آن ديار ترك‌زبان و از خلاف شرع محترز باشند

ذكر بوزآباد

در شش فرسخى كاشان قرب دويست خانه در آنست آبش از كاريز و هوايش بهجت‌آميز است مكرّر ديده شد

ذكر بوجنورد

بضمّ باء مع الواو و جيم و نون مع الواو و راء و دال لفظ بوجنورد معلوم نيست كه فارسى است يا نه بارى قصبه‌ايست شهر مانند از بلاد خراسان راقم نديده امّا مردم آنجا را بسيار مشاهده كرده است

ذكر بوانات

فقير كويد كه مكرّر بوانات را ديده و به آن ديار رسيده بلوكيست از فارس و سمت شمال شيراز و مسافت پنج مرحله دور و فواكه سردسيريش موفور است بيست پاره قريهء معموره در اوست آبش خوب و هوايش به‌غايت نيكوست و مجموع قراى آن ديار در ميان كوهسار واقع شده است ما بين جبلين نيم فرسخ باشد زراعت كم دارد همكى شيعىمذهب و خالى از ادب نباشند

ذكر بنى سويف

چون آن قصبه از طايفه بنى سويف آباد شده لهذا آنجا را بنى سويف كويند از قصبات مصر است بيست فرسخى قاهره واقع و اطرافش واسع است قرب هزار خانه در اوست راقم يك شب در آن منزل كزيده

ذكر بهار

نام دو موضع است اوّل نام صوبه‌ايست از بلاد بنكاله و مشتمل است بر بلاد عظيمه و نواحى قديمه همكى از اقليم دويّم و خاكش خرّم و هوايش كرم و معمور و همه چيزش موفور دويّم نام قريه‌ايست از همدان و محلّى است خلدنشان آن قريه در دشت و دو فرسخى همدان واقع و جوانب اربعه‌اش واسعست باغات دلكشا و بساتين خلدنما دارد قرب هزار باب خانه در اوست آب و هوايش به‌غايت نيكوست مردمش ترك و شيعىمذهب و اكثر چاروا دارند

ذكر بهبهان

كويند دارالامارهء كوه كيلويه است راقم دو سه روز در آنجا بوده و بديده تحقيق مشاهده نموده بهبهان از اقليم سيّم هوايش كرم و آبش از رود و خاكش حاصل‌خيز و آن شهر در زمين هموار اتفاق افتاده و جوانب اربعه‌اش كشاده است كوه شمالش قريب و كوهسار سخت و بلوك پردرخت دارد قرب دو سه هزار خانه در اوست و نواحى بسيار مضافات اوست نركس‌زارى در قرب و جوار آنجاست كه از وصف آن هرچه كويند رواست سكنهء آن ديار دو فرقه‌اند لر و عرب و هر دو طايفه بىادبند از معارف انسانى دور امّا در مهمان‌نوازى مشهورند همكى مذهب اماميّه دارند خلق شهر فارسىزبان و لر طبيعتند سادات عالىدرجات آن ديار معروف و در سفره و سخاوت و مروّت در تمامت فارس موصوفند بزرك‌ترين خاندان سادات ميرزا منصور خان حاكم آن مكان بود اكنون معزول و در شيراز مخذول است ارباب فضل و كمال و اصحاب وجد و حال از آنجا برخواسته‌اند من‌جمله از متاخّرين مولانا يوسف صاحب رشحات شخصى عارف و صوفى و فاضل و جامع بوده و نيز مولانا آقا محمّد باقر ساكن كربلاى معلّى عالم بعلوم اصول و فقه و مجتهد بوده راقم مكرّر او را ديده و رساله مسائل نزد او خوانده است بارى موميائى اعلى در جبال آنجا حاصل مىشود

ذكر بهره

بضمّ باء و سكون هاء و فتح راء و سكون هاء ثانى نام طايفه‌ايست در كجرات اكثر ايشان در بندر بمبائى و بندر صورت و كنبات و احمدآباد كجرات و پونه سكونت دارند كويند ايشان اسماعيلىمذهب و مردمان به حال خود باشند

ذكر بيجاپور

صوبه‌ايست از كشور دكن از اقليم دويّم و هوايش كرم و آبش از چاه و ملايم محتويست بر بلاد مشهوره و مداين معموره و نواحى