و اكر معلوم شود قتل آنكس لازمست پنجم مرد و زن زنّار پشم بندند و او را چهار كره زنند ششم آتش را دايم افروخته دارند و پليدى در آن نسوزانند هفتم كفن مرده بايد كه نو باشد هشتم روان پدر و مادر را شاد دارند نهم هرچه در نظر نيك آيد نام يزدان برند دهم پسران و دختران را زودتر كدخدا كنند و اكر نداشته باشند يكى را به فرزندى قبول نمايند و از كناهان پرهيز نمايند كه روزه از كناهان پرهيز كردنست و چون عهد كنند خواه با اهل دين و خواه با بيكانه پيمان استوار دارند و خلاف عهد نكنند و چون پايان كار معلوم نباشد اقدام ننمايند و با مؤبدان و هيربدان مشورت كنند و جوانمرد و اهل فتوت باشند و حيوان بسيار نكشند و از مخالفت دين و ملّت احتراز لازم دانند و استاد و مرشد را تعظيم كنند و زنان حايض بسوى آتش و آسمان و آب ننكرند و نظر نكنند و پاى برهنه بر زمين نروند و همواره از كناهان توبه كنند و كودكان را علم و دين آموزند و ايستاده بول ننمايند و براى مردكان احسان كنند و زنان را عبادت نباشد جز آنكه روزى سه مرتبه نزد شوهر روند و رضاى او جويند و راستى پيشهء خود كنند و از قحبكى و قلتبانى و زنا دور شوند و پرهيزكارى كنند و دزدى و راهزنى ننمايند و از كناهان ظاهر و باطن اجتناب كنند و كوشت مردار نخورند و كناهكاران را چيزى ندهند و سخاوت را پيشهء خود سازند كه يزدان فرموده كه بهشت جاى كريمانست فقير كويد كه اوامر و نواهى در كتاب زند و وستا بسيار است اكر همكى مرقوم كردد هرآينه دفترى شود لهذا به همين اكتفا رفت
در بيان طريقهء زردشتيان و لختى از روش ايشان
پوشيده نماند كه در مذهب زردشت و يزدانيان اهل شريعت و طريقت و حكمت باشند و هريك از آن فرقه كتب بسيار در طريق خود تاليف نمودهاند و در اثبات مذهب خويش دلايل و براهين آوردهاند عقلى و نقلى از آن جمله اهل مجاهده و رياضت بسيار دارند و به روش باطن عمل نمايند و در تزكيه نفس و تصفيه قلب و تخليه سر و تجليه روح كوشند و كسوت تجريد و پرهيزكارى و توكّل و بردبارى پوشند و بر توحيد قالى و حالى و افعالى و آثارى قايلند و كويند كه طالب يزدان نخست بايد ترك دين و مذهب آباء و اجداد خويش نمايد و با همه خلق صلح كل كرده دانائى طلب فرمايد و با مرد دانا خلوت كزيند و از غذاى معتاد روزى سه درم كم كرده تا بسه درم رسانند و بعضى به يك درم نيز رسانيدهاند و مدار رياضت بر پنج چيز مقرّر كردهاند كرسنكى و خاموشى و بيدارى و تنهائى و ياد يزدان بيت
صمت و جوع و سهر و عزلت و ذكر بدوام * ناتمامان جهان را كند اين پنج تمام
ايشان را اذكار بسيار است آنچه پسنديده است و بركزيدهء محقّقان ايشانست ذكر مكت روب است مكت در لغت ايشان چهار را كويند و روب ضرب را خوانند يعنى ذكر چهارضرب و ذكر ديكر سپار و بست يعنى سه ضرب و طريق جلسه ايشان نيز بسيار است آنچه پسنديده است چهارده است و از آن چهارده جلسه پنج قسم بركزيده است و از آن نيز دو قسم را اختيار كردهاند يكى آنكه چهارزانو نشسته پاى چپ را بالاى ران راست و پاى راست را بالاى پاى چپ كذارده و دستها را پس برده بدست يمين سرانكشت پاى يسار را بكيرد و بدست يسار شصت پاى يمين را كيرد و چشم را بر بينى كمارد و اين جلسه را فرنشين كويند و اكر خواهد بذكر مكت روب مشغول شود چهارزانو نشيند و هر دو چشم فروبندد و هر دودست را بر رانها كذارد و هر دو بغل را كشاده دارد و پشت را راست كند و سر در پيش اندازد و نفس را از سر ناف بقوّت تمام برآورد و سر راست دارد و هستىكويان بسوى پستان راست اشارت كند و به زير پستان چپ كه محلّ دلست ختم كند و در ميان كلمات فاصله نياورد و اكر تواند چند ذكر به يكنفس فزايد و ذكر چنين كويد كه نيست هستى مكر يزدان يعنى لا إله الّا اللّه يا اينكه نيست ايزدى مكر يزدان يا نيست بايستى جز بايست يا پرستش سزاى اين معنى است كه بايسته بود يا اينكه او بىچون و چكونه و بىرنك و نمونه است اذكار مذكوره بجهر نيز جائز است امّا پسند هيربدان ذكر خفى است و شرطست كه ذاكر در حين ذكر سه چيز را حاضر و ناظر داند و خود را از اين سه چيز