و چهل و يك هجرى طغيان ورزيدند و تيغ عصيان بر روى ولىنعمت خويش كه آن صفت مرد و عقلاى هر ملّت و كيش است كشيدند و علانيه كوس مخالفت سلطان زدند هرچند خوندكار از روى شفقت نصايح سودمند فرمود قبول نكردند لهذا فرمان بر قتل و استيصال آن بركشتهبختان صادر كشت و در اندك وقتى قرب صد هزار نيكى چرى از اين عالم دركذشت و حكم شد كه هرجا و هر مكان و هر ديار و هر شهر كه از اوجاق نيكيچرى بود برانداختند و جميع مردان آن طايفه را از كشور روم و شام و عراق عرب و غيرهم معدوم و نابود ساختند اكنون از ايشان جز نام در عالم نمانده است سلطان محمود خان بجاى نيكىچريان لشكركشى بر وفق قانون فرنكان نهاده راقم كويد كه مشرب توحيد و تجريد بر حاجى بكتاش ولى غالب بوده و اغلب و قاعدهء لشكر نظام داده محمديّه اوقات مغلوب حال مىشده و چون با فاقه آمدى خلفاى ثلاثه و معاويه و بنى اميّه را لعن و طعن كردى و با وجود كثرت و ازدحام اهل سنّت و جماعت مطلقا تقيّه ننمودى و بزركان سنّيان را طعن كردى و مطاعن غاصبان و ناكثان و قاسطان و مارقان را بر زبان آوردى اكنون نيز مريدان آن بزركوار همين طريقه دارند و اين طايفه در آن كشور بسيارند در غالى بودن ايشان شبهه نيست و از كسوت كبود نفرت دارند و هركه لباس نيلى و كبود پوشد او را سنّى و عمرى كويند و از مخترعات معاويه دانند و لباس و تاج سفيد مخصوص ايشانست امّا ملتزم صوم و صلاة و ساير عبادات نباشند و ليالى جمعه را محترم دارند و مراسم تعزيهء روز عاشورا را به عمل آرند و طريقه بكتاشيه در تمامت بلاد اناطولى و روم ايلى و جزاير روم و بلاد شام و مصر و عراق عرب جاريست ملوك آل عثمان تكاياى دلكشا جهة آسايش ايشان در تمامى ممالك محروسه ساختهاند امراى آن دولت و امناى آن حضرت خوانق خوب بنام آن طايفه طرح انداخته و موقوفات بسيار براى معاش ايشان مقرّر نمودهاند و ايشان در غايت خوشى و جمعيّت خاطر اوقات كذرانند و بر مسافرين و فقرا و مساكين راحت رسانند و صلّى اللّه على محمّد و آله اجمعين
ذكر بلخ
از بلاد خراسان و دار الملك طخارستان است و مشتملست بر نواحى دلكشا و قراى فرحافزا از اقليم چهارم طولش از جزاير خالدات ق و عرضش از خطّ استوى لولا در بناى آن خلافست بعضى كويند ملاخ ابن اخلوخ از بنى اعمام كيومرث آنجا را بنا كرده و جمعى كويند كيومرث آن شهر را برآورده است و طهمورث ابن هوشنك اتمام نموده است و كيكاوس ابن كيقباد بر عمارات افزوده آن و لهراسب ابن اورند شاه وى را باروئى كشيده و بمرور دهور چنان عظيم كرديد كه آن را امّ البلاد نام كردند و در ايّام ظهور اسلام كثرت و ازدحام به مرتبه رسيد كه آن را قبّة الاسلام كفتند حكيم انورى در بزركى آنجا كفته بيت
آسمان كر طفل بودى بلخ كردى دايكيش * زانكه تاند كرد معمور جهان را مادرى
قبّة الاسلام را هجو اى مسلمانان كه كرد * من نكردم كر كند باللّه جهود خيبرى
در تاريخ حبيب السّير مذكور است كه در زمان عثمان ابن عفان از جانب عبد اللّه احنف آن شهر را بلطف و عنف بكشود و در روزكار بنى اميّه و بنى عبّاس به مرتبهء معمور بود كه در وقت فترت چنكيزخانى در اصل شهر و قراء هزار و دويست سجّاده صلاة جمعه مىگستردند و هزار و دويست حمّام موجود بود و پنجاه هزار كس از سادات عظام و مشايخ كرام و علماى عاليمقام در آنجا مسكن داشتند لشكريان چنكيز خان خورد و كلان و اطفال و نسوان آنجا را بقتل آوردند و عمارات بلند و قصور ارجمند آن شهر را با خاك برابر و يكسان كردند بعد از قتل و غارت و خرابى چنكيزخانى آن ديار كرّة بعد اخرى بسعى و اهتمام ملوك كسوت تعمير پوشيده و بسبب تردّدات سپاه مخالف ويران و پريشان كرديده اكنون كه سنهء هزار و دويست و چهل و هفت هجريست بهغايت پريشان و قلعهاش فىالجمله آبادانست و قرب پانصد باب خانه در اوست و دو سه هزار خانه در خارج قلعه سكونت دارند و مردمش سفيدرخسار و از متاع حسن فىالجمله برخوردارند آبش معتدل و از رود آب و هوايش بكرمى مايل و مختلف شهر بلخ هفت نهر و هفده بلوك معتبر دارد