تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
هزار كس مقتول شده مكرّر خرابى باركان عمارات آنجا رسيده و معمور و آباد كرديده است از عهد سلطان مراد خان تا حال در دست روميانست اكنون كه سنهء هزار و دويست و چهل و هفت هجريست قرب پنجاه هزار خانه در آنست ليكن در همين سال لشكر وباء و طاعون بدان ديار استيلا يافته قرب صد و پنجاه هزار كس از بغداد و كاظمين و كربلا و نجف و حلّه و غيره به شهر نيستى شتافتند و قرب پنج‌هزار خانه بطغيان دجله ويران و پريشان كشت و جمعى كثير از ممرّ آب به زير خاك كذشتند راقم كويد كه در اوايل طوفان بلا آنجا بودم و آنچه از ظلم ظلام و جور حكام و ناخوشى وباء و طاعون بر ايشان وارد شد مشاهده نمودم باىّ حال مجموع عماراتش از آجر و دو سه طبقه است و اسواق مسقف و دكاكين مكلّف از حدّ افزون و مساجد رفيعه و خوانق منيعهء از شماره بيرون دارد مسكن ارباب دولت و ثروت و مأمن اهل مكنت و تجارتست ساكنان آنجا طوايف مختلفه‌اند اغلب قوم عرب و حنفىمذهب و ديكر شيعهء اماميّه‌اند و ديكر شافعى و ديكر يهود و ديكر نصارى و ديكر علىاللّهى و قليلى حنبلى و مالكىاند صاحبان لغات متفرّقه در آن ديار بسيار من‌جمله عموما تازىكوى و ديكر فارسى و ديكر كردى و ديكر تركى و ديكر هندى و ارباب لغات ديكر نيز باشند مردمش سفيد چهره و از متاع حسن و جمال بابهره‌اند و خوش‌خوى و كم‌آزار و كم‌اندوه باشند و به تيشهء جور و جفا دل درويشان و ضعيفان نخراشند و كسالت و كاهلى بر طبيعت ايشان غالب و بر عيش و طرب و لهو و لعب راغب باشند در مدح و ذمّ آن ديار سخنان بسيار است حكيم انورى در مدح آنجا كفته بيت
خوشا نواحى بغداد و جاى فضل و هنر * كسى نشان ندهد در جهان چنان كشور سواد آن به مثل چون سپهر مينارنك * هواى آن به صفت چون نسيم جان‌پرور كنار دجله ز تركان سيم‌تن خلخ * ميان رحبه ز خوبان ماه‌رخ كشمر
و حمد اللّه مستوفى صاحب تاريخ كزيده كفته رباعى
بغداد خوش است ليكن از بهر كسى * كو را بمراد دل بود دسترسى با هم‌نفسى بسر برد عمر عزيز * ضايع نكذارد از جوانى نفسى
و حكيم خاقانى در مذمّت اهل آنجا كفته
اهل بغداد را زنان بينى * طبقات طبق‌زنان بينى
جمعى كثير از مشايخ عظام در آن مقام آسوده‌اند مانند شيخ بهلول و شيخ معروف و شيخ جنيد و شيخ داود طائى و شيخ سرى سقطى و شيخ حارث محاسبى و شيخ شبلى و بشر حافى همكى ايشان به طرف مغرب دجله بعضى خارج شهر و بعضى اندرون مدفونند و شيخ عبد القادر كيلانى و شيخ شهاب الدّين سهروردى و شيخ نجم الدّين رازى و شيخ احمد مسروق و ابو الحسن خضرى طرف مشرق دجله در اندرون بغداد جديد آسوده‌اند و از علماى اماميّه نيز جمعى مدفونند و برخى در قريه ابو حنيفه مدفون شده‌اند و آن قريه‌ايست باصفا و مشتملست بر باغات بهجت‌فزا و عمارات دلكشا قرب هزار خانه در اوست و چند مزرعه مضافات اوست اكثر مشتهيات آنجا فراوان و نيكو و جميع ساكنان آنجا حنفىمذهب و قوم عرب و به‌غايت متعصّبند امّا به فرقه عرفا و غربا شفيق و با عموم درويشان رفيقند مزار عالىمقدار ابو حنيفه نعمان ابن ثابت كوفى در آن ديار مطاف خلق روزكار است كنبد عالى در غايت متانت و ضريح نقره خالص بالاى قبرش ساخته‌اند و حجرات بسيار استوار جهة آسايش فقراى هر ديار طرح انداخته‌اند يكى از اهل دانش براى فقير حكايت نمود كه در كتب مورّخان مسطور است كه چون شاه اسماعيل صفوى بر ترويج مذهب اماميّه همّت كماشت و تخم تعصّب بر قلوب شيعيان ايران و ساير بلدان كاشت و هرجا كه مسلّط و مقتدر كرديد طريقهء اهل سنت و جماعت را برانداخت و در هر مكان قبرى از قبور بزركان سنّيان بود معدوم و ناچيز ساخت از آن جمله چون بلدهء هرات جنت آيات را مسخّر نمود بعد از قتل و غارت اهل سنّت و جماعت قبر مولانا جامى و فخر الدّين رازى را ويران و منهدم ساخت و چون بدار السّلام بغداد رسيد قبر ابو حنيفه را خراب كرد و بناهاى عتيق و جديد او را برانداخت
بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 146 | زين العابدين شيروانى