تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
زبان دشمن بسته كردد بايد كه نام دشمن در وقت عمل كفته شود كه البتّه ثمره زودتر دهد الصّاد اكر كسى در وقت راه رفتن حرف صاد را تكرار كند و مكرّر بخواند خسته نشود و به زودى قطع مسافت كند الضّاد اكر كسى هشتصد بار بر طعام بخواند و بخورد از مرض خفقان شفا يابد الطّاء اكر كسى خواهد كه از ميان دشمن به سلامت رود بايد كه بهر ناخن خود اين حرف بنويسد و در اثناء نوشتن ده بار به يك‌نفس بخواند به سلامت كذرد الظّاء اكر كسى از ظالمى بترسد هر بامداد نهصد بار بعدد همان حرف بخواند و هر پيشين نهصد و يك‌بار بعدد مفصّل او بكويد و بجانب ظالم دم كند به زودى آن ظالم نابود كردد و اكر كسى به همين عدد بنويسد و بر مصروع بندد شفا يابد العين اكر كسى در هنكام نماز جمعه هفتاد بار به اين صورت ع بر حرير سفيد بنويسد وقتى كه عطارد و مشترى خوشحال باشند و آن نوشته را زير نكين نهد و به آن تختم كند حق‌تعالى زبان او را به حكمت جارى كرداند و چون در محاذى دل خود آويزد فهم و عقل كامل او را مرزوق كرد و هركه با خود دارد قدر وى بلند كردد و اكر در ذيل آن حرف العزيز بنويسند اثر آن كامل‌تر باشد الغين اكر كسى هر روز هزار بار بعدد خودش بخواند و بجانب دشمن دم كند به زودى نابود شود الفاء اكر كسى هشتاد و يك‌بار اين حرف را بعدد زبر و بيناتش يعنى مكتوبى آن بخواند به اسماء او و آن ده اسمست بهر مقصودى كه دارد فايض كردد و هركه مداومت نمايد بر تكرار اين حرف با اسماء او خصوص اسم الفتّاح ابواب معارف و حقايق از علوم حقيّة بر دل او مفتوح شود القاف اكر كسى صد بار اين حرف را بعدد مجمل خودش بر برك جوز بنويسد و در منزل ظالم دفن كند كار وى بسته شود و پريشان كردد الكاف اكر كسى اين حرف را دويست بار كه حاصل الضّرب اوست در نفش بنويسد و با خود دارد در چشم خلق عزيز و مكرّم كردد و اكر هر روز دويست بار بخواند اسرار الوهيّت در دل او مكشوف شود اللّام اكر كسى خواهد كه از نظر دشمن مخفى شود بايد كه بوقت حاجت اين حرف را دويست بار بخواند زياد بخواند تا مقصود حاصل شود و اكر بر صفحه نحاس بعدد مفصل خودش كه هفتاد و يك‌بار است بقلم فولاد رقم زند و با خود نكاه دارد از چشم حاسدان محفوظ ماند الميم اكر كسى هر روز چهل بار در شكل ميم نظر كند و هربار آيهء
قُلِ اللَّهُمَّ *
را تا
بِغَيْرِ حِسابٍ
بخواند اسباب دنيوى و اخروى بر وى آسان شود النّون اكر كسى اين حرف را بيست و يك‌بار بر نعل نو اسب نويسد بنام مطلوب و مادر مطلوب و در آتش اندازد آن‌كس قرار نكيرد و هركه بر تكرار او مقرون باسم النّور ورد كند ظاهر و باطن او نورانى كردد الواو اكر كسى حرف واو را نود و نه بار بنام كسى نويسد بر ورق آهو و رو بباد آويزد خواب آن‌كس بسته كردد و اكر بنام دشمن دويست بار بر كاغذى نويسد و در ممرّ باد آويزد آن دشمن پريشان و بدحال شود الهاء اكر كسى اين حرف را به قصد پريشانى دشمن هفتاد بار بر خاك كورستان كهنه يا خاك سراى وقف بخواند و بر خانه دشمن اندازد بارىتعالى شرّ او را كفايت كند الياء اكر كسى اين حرف را ده بار بعدد مجمل او بر كاردى نويسد بنام شخصى و او را در زير خاك دفن كند خواب آن‌كس بسته شود راقم كويد آنچه از خواص حروف نوشته شد از هزار يك و از بسيار اندك بود و به همين اختتام نمود و صلّى اللّه على محمّد و آله اجمعين

ذكر راغب پاشا

وى از امراى جليل القدر خوندكار بود و در فضائل انسانى و كمالات نفسانى بر اكثر وزراى قيصرى سبقت مىنمود حدس صايب و راى متين و فكر دقيق و صفوت ضمير داشت و لواى بر و احسان بر سپهر قلوب خورد و كلان مىافراشت اهل فضل و كمال و ارباب وجد و حال را محبّت و خدمت كردى و لوازم اكرام و احترام نسبت به ايشان به عمل آوردى روزى در حضور جمعى از اكابر آن ديار از فقير پرسيد كه آيهء كريمهء
لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ
چه معنى دارد راقم بطريق علماى ظاهر موافق قول مفسّرين معنى كرد ان امير معرفت مصير فرمود كه اين خود ظاهر است من بمشرب عرفا پرسيدم فقير معروض نمود كه آنچه بخاطر مىرسد اين است كه در اين آيه حضرت يونس ( ع ) اثبات وجود حق و نفى وجود ممكنات
بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 142 | زين العابدين شيروانى