تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
ن ص ت ظ و حروف جمل مغاربه مركب است بدين تركيب اهطمفشذ وى مركّب است از حرارت و يبوست و حروف هوائى بدين تركيب است جز كسقثض وى مركّب است از حرارت و رطوبت و حروف مائى بدين تركيب است دحلع رخغ وى مركّب است از برودت و رطوبت و حروف ترابى بدين تركيبست بوينصتظ وى مركبست از برودت و يبوست شيخ محى الدّين اعرابى فرموده كه نه حرف از حروف بيست و هشت‌كانه مركب القوى است اوّل ه و آن ترابى و هوائيست دويّم ج و آن نيز ترابى و هوائيست سيّم ط وى مائى و ترابيست چهارم ى و آن نارى و مائيست پنجم ل و آن نارى و ترابيست ششم س و آن مائى و هوائيست هفتم و آن هم مائى و هوائيست هشتم ق و آن نارى و مائيست نهم خ و آن نارى و ترابيست و تقسيم حروف بر افلاك بر وفق حروف جمل مشارقه چنين قسمت كرده‌اند بايد كه عامل رعايت سعد و نحس انها نموده عمل كند ايقغ متعلّق بفلك‌الافلاكست بكر بفلك ثوابت تعلّق دارد جلش بفلك زحل منسوبست دمت بفلك مشترى متعلّق است هنث نسبت بفلك مرّيخ است وسخ بفلك شمس تعلّق دارد زعذ بفلك زهره منسوبست حفض بفلك عطارد تعلّق دارد ضصظ بفلك قمر نسبت دارد و تقسيم حروف بر كواكب سبعه سيّاره بر طبق عقيده مشارقه بر اين موجب است ابجد بزحل تعلّق دارد هوّزح به مشترى نسبت دارد طيكل به مرّيخ منسوبست منسع بشمس تعلّق دارد فصقر به زهره تعلّق دارد شتثخ بعطارد تعلّق دارد ذضظغ بقمر تعلّق دارد و تقسيم حروف بر منازل بيست و هشت‌كانه قمر عامل را اطّلاع بر آن ضرور است تا بداند كه هر حرفى تعلق بكدام منزل دارد از منازل سعد و نحس تا موافق ان عمل كند ا شرطين ب بطين ج ثريّا د دبران ه هقعه و هنعه ز ذراع ح نثر و ط طرفه ى جبهه ك زبره ل صرفه م عوار ن سماك س غفر ع زبانا ف اكليل ص قلب ق شوله ر نعايم ش بلده ت ذابح ث بلع خ سعود ذ اخبيه ض مقدم ظ مؤخر غ رشا بدانكه ده منزل از منازل قمر را نحس كفته‌اند و آن اينست بيت
شوله و اخبيه صرفه طرفه دبران * بلده و ذابح و اكليل و زبانا و سماك
صاحب شمس المعارف شيخ احمد بونى كفته كه چون قمر از درجات عاليات منجلى كردد تاثير خود را در مراتب سفليات ظاهر كرده‌اند چون در شرطين بود الف قهر و غضب ايجاد كند و در بطين باء اظهار لطف و مرحمت نمايد و در ثريّا جيم سعادت متوسط بخشد و در دبران دال فتنه و بلا انكيزد و در هقعه هاء ممتزج بود ميان سعد و نحس و در هنعه واو سعادت و دولت بخشد و در ذراع زاء نيز سعادت احداث كند و در نثره حاء نحوست و سعادت انكيزد و در طرفه طاء بلا و محنت فزايد و در جبهه ياء حركت متوسّط انكيزد و در زبره كاف خير و بركت زيادت كند و در صرفه لام ممتزج ميان خير و شر بود و در عوا ميم و در سماك نون شور و شر انكيزد و در غفر سين سعادت كامله ايجاد كند و در زبانا عين ممتزج باشد و خير غالب بود و در اكليل فاء نحوست و بلا انكيزد و در قلب صاد سعادت بخشد و در شوله قاف ممتزج بود و شرّ غالب باشد و در نعايم راء سعادت عظمى ايجاد كند و در بلده شين نحوست كبرى احداث كند و در ذابح تاء ممتزج بود و شرّ غالب باشد و در بلع ثاء نحوست و فتنه عظمى انكيزد و در سعود خاء سعادت معتدله ظاهر كند و در اخبيه ذال نيز سعادت ظاهر كرداند و در مقدّم ضاد سعادت تامّه بخشد و در مؤخّر ظاء ممتزج بود ميانهء خير و شر و در رشا غين سعادت افزايد شيخ محى الدّين اعرابى قدس اللّه سرّه در كتاب مدخل فرموده كه آب منسوب بحمل ج د بثور ه و ز به جوزا ح ط ى بسرطان ك ل باسد م ن بسنبله س ع به ميزان
بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 140 | زين العابدين شيروانى