تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
و فنا شتافته قرب نود سال عمر داشت و غالب اوقات فرخنده ساعات خود را در مجاهده و رياضت و اوراد و اذكار صرف نموده بود راقم چند كاه بصحبت آن عارف آكاه اقتباس فيض مىنمود نوبتى به خدمت ايشان عرض نمود كه اكر فصلى از خواص حروف بيان نمائى و بمفتاح تقرير قفل خواص اسماء حسنى كشائى غريب‌نوازى باشد جواب فرمود كه علماى اسماء و حروف و عرفاى صاحب وقوف در اين باب كتب مفيده تاليف نموده‌اند و در اين خصوص طريق بسط و كشاد پيموده‌اند و در شرائط و آداب و رعايت خواندن حروف و اسماء و اوراد و اذكار اهتمام تمام كرده‌اند آنچه اهمّ و الزم اين راه است بيان مىشود بدانكه در آداب خواندن حروف و اسماء و اوراد و اذكار بيست شرط لازمست كه تاثير آن اكمل و فيض او اتمّ باشد اوّل خود را از خيالات فاسده معرّا سازد دويّم از لقمه حرام و شبهه احتراز نمايد سيّم روزه و نماز و صدقه به قدر مقدور بر پا دارد چهارم ترك كلّ روايح كند مكرآنكه مقرّر باشد براى وردى و ذكرى پنجم از استاد و مرشد اذن كيرد زيرا كه بىاجازت سعى و عمل بر باد است ششم لباس پاك و كسوت طاهر پوشد هفتم از حلال و مباح نيز پرهيز كند و از طريق اعتدال تجاوز نكند هشتم رعايت زمان و مكان نمايد و محلّ مخصوصى را مقرّر كند نهم اختيار خلوت و عزلت و ترك معاشرت و مجالست كند دهم ترك صحبت زنان و فرزندان نمايد يازدهم بخور مناسب اوراد و اذكار سوزاند دوازدهم تقسيم تلاوت حصرى و اطلاقى را معيّن نمايد حصرى آنست كه نصاب قرائت را معيّن كرده باشند بعدد معلوم و اين طريقه اتم و اكمل است و اطلاقى آنست چندانكه تواند بخواند عدد معيّن ندارد سيزدهم اختيار خلوت نمايد و بايد كه وسعت فضاى آن مقدارى كه نماز ايستاده توان كرد باشد و زمين حصير و بوريا باشد و در آن مكان بجز ذكر و عبادت و صلاة كار ديكر نكند چهاردهم بايد كه زبان با دل و دل با زبان موافق باشد پانزدهم ترك سجع و تكلف در دعا و مناجات كند و از كلام مروّف و مقفّى احتراز نمايد شانزدهم حفظ عدد و اتمام آن كند و اكر حصريست تلاوت ترك ما لا يغنى نمايد تا آن عدد به آخر نرسد در اثناى آن تكلّم ننمايد هفدهم نفث يعنى قبل از شروع دعا و آيه و سوره كه وارد است خواند و بر خود دمد هيجدهم در اخذ ملاحظهء قلم جديد و مركّب الوان و قلمى كه يك‌بار تراشيده باشند و به آن حرفى رقم زده باشند اصلا روا نباشد كه چيزى از اعمال به آن نويسند و از براى هر عملى لونى خاص از مداد اختيار بايد نمود مثلا در اعمال محبّت لون سفيد و سبز و زرد اختيار كند كه بكوكب سعد تعلّق دارد و در عداوت لون سياه و كبود و سرخ اختيار كند كه بكوكب نحس تعلّق دارد نوزدهم در رعايت اوراق به حرير و بعضى را بر اوراق اشجار و بر پوست آهو و شير و غيره بايد كه عامل رعايت اين اعمال را بكند تا تاثير آن تمام كردد بيستم توجّه تمام است به صورت خط و امعان نظر بر آن و اشتغال قوّت خيال با مركّبات و ضبط و حفظ مكتوب معمول در موم سفيد يا كرباس كبود و يا پارچهء حرير بدانكه اوّل چيزى كه بر عامل لازمست دانستن طبايع حروفست زيرا كه هر حرفى طبيعتى خاص و مزاج مخصوص دارد بعضى حار و بعضى بارد و بعضى يابس و بعضى رطب است و بعضى را مركّب القوى يافته‌اند از حرارت و يبوست و برودت و رطوبت در ميان علماى مشارقه و مغاربه در طبايع بعض حروف اختلافست بنا بر اختلافى كه در ترتيب حروف جمل است و حروف طبايع بقول علماى مشارق حروف نارى اينست ا ج ذ ش ظ ق ن و حروف هوائى اينست ت خ ز ض غ ل ه و حروف مائى است ث د س ط ف م ى و حروف ترابى اينست ب ح ر ص ع ك و و حروف طبايع بقول علماى مغرب اينست نارى ا ه ط م ف ش ذ و حروف هوائى اينست ج ز ك س ق ث ض حروف مائى اينست د ح ل ع ر خ غ و حروف ترابى اينست ب و ى