مؤيد مطلب نكوئى و نيز بر ورق الخيال تشبث نجوئى و كلام النّظر الى الخضراء تزيد نور البصر دليل نيارى
نظم
بهل اين آب را كه تر كردى * مخور اين سبزه را كه خر كردى
و طريق اهل اباحت پيش نكيرى يعنى كلّ شيء مباح حتّى تعلم انّه حرام و بر سمند خودرائى سوار و در ميدان ظلم نتازى و كلام لو لا الظلم لخربت الدّنيا را حجّت نسازى و طريق نادانى شيوهء خود نكردانى و حديث
ما عرفناك حقّ معرفتك
را نخوانى و مكّار و دغلى نباشى و خويش را ولى نتراشى يعنى الاولياء تحت قبايى لا يعرفهم غيرى و بر اين سراى فانى دل نهبندى و برشته خبر
الدّنيا مزرعة الآخرة
خود را نهپيوندى و بكذب و نفاق با خلق سلوك ننمائى و نكوئى
التّقية دينى و دين آبائى
و ترك عبادات و مجاهدات نكنى و از اهل وصول لاف نزنى و آيهء
وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ
را دليل نكردانى و تقليد آبا و اجداد را و پيروى صبّاغ و حدّاد ننمائى و بر عذر
إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ
زبان نكشائى و طريق جبر پيش نكيرى و روش ضلالت نپذيرى و آيهء
إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ
را دليل نيارى و ايضا طريق قدريّه و راه مفوّضه نسپارى و خويش را قادر مطلق نشمارى و كلام
خلق اللّه آدم على صورته
را حجّت خود نكردانى و صلّى اللّه على محمّد و آله اجمعين
امّا بربر مشرق
در شش منزلى كابل و در جبال راسخه واقع مسكن قوم هزاره است و در حرف هاء مذكور خواهد شد و ديكر بربر مصر است در شش منزلى شهر سوان در ما بين سوان و ديار سودان واقع شده مردم آنجا سياهفام و اغلب كندمكونند
ذكر بدر
بكسر اوّل و دال و سكون را وى از بلاد دكن است و بعضى كويند صوبهايست از دكن مردمش اكثر هندوان و از مضافات حيدرآباد است راقم نديده
ذكر برتپور
نام قلعهايست ما بين شاه جهانآباد و اكبرآباد واقع بهغايت محكم و حصارش مستحكم است و مردمش همكى هندوانند اكرچه فقير را قلعه برتپور منظور نشده امّا بقرب آن رسيده و آنچه معلوم شده از قلاع استوار و كرفتن آن بهغايت دشوار است
ذكر برار
صوبهايست از دكن و مشتملست بر بلاد بسيار و قصبات بيشمار و قراء فراوان و مزارع بىپايان همكى از اقليم دويّم و هوايش كرم و آبش از چاه و شيرين و اكثر بلادش دلنشين و مردمش اغلب هندوان و ديكر مسلمان و قليلى اهل ايمان و خاكش حاصلخيز راقم كويد كه بعضى از بلاد برار ديده و مشاهده كرديده و با مردمش ملاقات كرده امّا بطريق عبور بوده و توقّف ننموده است
ذكر بردسير
لفظ بردسير مقابل كرمسير است جائى را بردسير كويند كه آن مكان سرد باشد و كرمسير جائى را كويند كه آن مكان كرم باشد و نيز نام ملوكيست در كرمان و ناحيهايست خلدنشان و مشتمل است به قراى دلنشين و دهات مسرّتقرين از اقليم چهارم و هوايش خرّم آب آن ديار از چشمه سار بهغايت خوشكوار و برخى از كاريز و سازكار است آن بلوك محتويست بر دو قطعه يكى در كوهستان واقع هوايش در غايت برودت چنان كه چهار ماه بعد از نوروز اوّل حصاد آنجاست امّا در موسم تابستان مواضع خوش و مراتع دلكش آن دلكشاست مسكن خاندان عظام و دودمان كرامست قلعهء عسكر كه يكى از ضياع آنجاست مقام طايفهء ذو العلاست بزرك ايشان علىرضا بيك نام و كسى عاليمقام است و لقب ناميش رضا على است وجود كراميش به زيور فضائل انسانى آراسته و به حليهء كمالات نفسانى پيراسته سالك مسالك شريعت و ناهج مناهج طريقت در صدق و صفا ممتاز و در برّ و احسان بامتياز است سياحت فارس و عراق و آذربايجان و عربستان نموده و طريق صحبت اكثر مشايخ زمان پيموده آخرالامر در خدمت جناب العارف باللّه رونق على شاه قدّس سرّه به سلسله عليّه مشرّف شده و در بيعت درويشان بر اكثر ايشان فاضل آمده درخت چنار مشيز شاهد مقال و كواه حالست تفصيل اين كلام در حرف ميم مذكور مىشود الحق آن فرزانه در اكثر مكارم