تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
اكرچه قرم به نظر نيامده امّا اهل آن ديار بسيار مشاهده شده است تفصيل آنجا در حرف قاف خواهد آمد

ذكر باقرآباد

نام چند قريه‌ايست در عراق و فارس و خراسان اكثر آنها ديده شده قريهء باقرآباد ملاير خوب‌تر است

ذكر بانپور

از بلاد بلوچستان و از توابع كرمانست از اقليم دويّم هوايش كرم و آبش ملايم و مردمش حنفىمذهب و قومى بىادبند چندان امتياز ندارد

ذكر بايزيد

از بلاد ارمنيّه كبرا و محلّى بهجت‌فزاست و آب و هواى خوب دارد اكرچه راقم داخل ملك بايزيد نكشته امّا بقرب و جوارش كذشته آنچه معلوم شده خالى از امتياز نباشد مردمش حنفىمذهب و ترك‌زبانند

ذكر بالاباغ

نام قريه‌ايست ميان كابل و پيشاور جاى خوب و محلّى مرغوبست فقير مكرّر آنجا را ديده

ذكر باريك‌آب

نام چند موضع است باريك‌آب كابل خوب‌تر از همه است

ذكر بايندر

نام طايفه‌ايست از طوايف ترك در زمان شاه اسماعيل صفوى يعقوب بيك سرخيل بايندرى بود اكنون نيز باشند

ذكر بت‌خاك

نام قريه است در سه فرسخى كابل و قرب پنجاه خانه در اوست و چندان ممتاز نيست مردمش سنّى و حنفىمذهبند

ذكر بخارا

مدينه‌ايست معروف و در السنة و افواه موصوف از بلاد اسلام و شهريست با نظام لفظ بخارا بمعنى دار العلمست در كشور توران بزرك‌تر از وى شهرى نيست از اقليم پنجم و آبش كم و هوايش در زمستان سرد و در تابستان فىالجمله كرم در زمين هموار اتفاق افتاده و اطرافش كشاده قرب شصت هزار خانه در اوست و نواحى معموره و قراى مشهوره مضافات اوست مسكن طوايف مختلفه اغلب مقتدر حنفىمذهبند قرب ده هزار خانه شيعه در كمال تقيّه‌اند و هزار باب خانه يهودند مردم شهر بفرس درى كفتكو كنند و تاجيك باشند و ترك‌زبان نيز بسيارند و اهل قراى و دهات نيز فارسىزبان و عموما به درويشان مهربانند و الوس و صحرانشينان قوم ترك و تركمان و ازبك و جغتاى و ترخانند مدارس و جوامع و خوانق در آن شهر بسيار و دكاكين آراسته و اسواق پيراسته و عمارات دلكشا بيشمار عموما سفيدچهره و از متاع حسن بابهره‌اند و غريب‌نواز و شيعه‌كدازند و نان بازارش ممتاز و اكثر فواكه سردسيريش بامتياز است جمعى كثير از فرقهء علما و عرفا و شعرا و امرا از آنجا برخواسته‌اند و به زيور علم و كمال و وجد و حال و جاه و جلال آراسته‌اند كافهء مردم بخارا خالى از ادراك نباشند امّا به‌غايت متعصّب و اهل عناد باشند و ظاهر شرع را به عمل آورند و از صورت او نكذرند مناهى و ملاهى در خفيه و پنهانى نيز بسيار است

ذكر بختيارى

نام طايفه‌ايست از طوايف لر از علم خالى و از جهل پر و ايشان دو طايفه‌اند هفت لنك و چهار لنك و هريك از آن طايفه را قبايل بسيار و عشاير بيشمار است كويا قرب سى هزار خانه دارند و همواره طريق ييلامشى و قشلامشى سپارند مسكن ايشان جبال سخت و جنكلهاى پردرخت و چمنهاى خوب و مراتع مرغوب و آبهاى خوش‌كوار و هواى سازكار دارد و طايفه بختيارى عموما به جنك و جدال راغب و به راهزنى و بقطّاع الطّريقى طالب امّا اشخاص نيك‌محضر و ستوده‌سير در ميان ايشان نيز بسيار است و به صفت شجاعت و سخاوت و مروّت موصوف و در مراتب غريب‌نوازى و مهمان‌دارى معروفند همكى مذهب اماميّه دارند دريغا كه مربّى ندارند

ذكر بجاور

بلوكيست از بلده پيشاور قرب بيست پاره قريه معموره در اوست و هوايش كرم و آبش سازكار و مردمش افغان همكى مذهب حنفى دارند ديده شد

ذكر بحرين

صاحب معجم كويد كه بحرين نام جميع بلاديست كه بر ساحل درياى هند ميان بصره و عمّان واقع شده و بعضى كفته‌اند كه بحرين قصبه هجر است و بعضى برعكس كفته‌اند و بعضى هركدام را قصبه بر سر خود دانسته‌اند و در آنجا چشمها و آبها بسيار است و بلادى به‌غايت وسيع است و بلاد مشهورهء بحرين حوانا و قطيف و آره و هجر و زازه و حاره و سابور و دارين است از قديم مردم آنجا شيعه‌مذهب و در آن طريقه به‌غايت متعصّبند و همكى قوم عرب و در فروعات بقول علماى اخبار عمل نمايند و از فرقهء اصوليّين احتراز لازم دانند هواى بحرين به‌غايت كرمست و مرواريد اعلا از درياى بحرين حاصل كردد و خرما بسيار شود

ذكر بحار

جمع بحر است و بزرك‌ترين بحار بحر