تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
ابن محمّد كه بمروان حمار مشهور است زمان حكومت آن فرقه هزار ماه بود و چون روزكار اقبال بنى اميّه دركذشت و آفتاب جلال عبّاسيان از مشرق اقبال طالع كشت ازين طايفه سى و هفت نفر به خلافت رسيدند نخستين ايشان عبد اللّه السفاح ابن محمّد باعتضاد ابو مسلم مروزى در سنه صد و سى و يك هجرى بر اورنك حكومت جلوس نمود و آخر ايشان المستعصم باللّه ابن المستنصر باللّه بود كه در سنهء 656 شش‌صد و پنجاه و شش هجرى هلاكو خان ابن تولى خان ابن چنكيز خان به اغواى مؤيّد الدين العلقمى و باستصواب خواجه نصير الدّين طوسى بدار السّلام بغداد استيلا يافت و به حكم هلاكو خان مستعصم بدار الخلافهء عدم شتافت مدّت خلافت بنى عبّاس پانصد و بيست و پنج سال و كسرى بود آنكاه دولت آل چنكيز در آن كشور ظهور نمود چهارده نفر از آن فرقه در ايران به حكومت رسيدند نخستين ايشان چنكيز خان ابن يسوكابهادر بن قيل خان است كه در سنه شش‌صد و هفده بر اكثر ايران مستولى كرديد و نهايت ايشان ارپا خان ابن سوسه خان از نژاد هلاكو خان بود كه در جنك موسى خان ابن على بقتل آمد مدّت اقبال و زمان استقلال چنكيزيّه در ايران يك‌صد و يازده سال بود در ايّام حكومت ارپا خان فتور فراوان باركان دولت چنكيز خانان رسيد چنان كه بعد از وى در هر ديارى شهريارى و هر ولايتى صاحب ايالتى ظاهر كرديد هريك در موقع خود اشاره به آن شده و بعد نيز خواهد شد تا آنكه نهال اقبال امير تيمور ابن طرغاى بهادر كوركانى باليدن كرفت از آل تيمورى سى و يك نفر در كشور ايران حكومت نمودند و مدّت صد و شانزده سال طريقه سلطنت پيمودند اوّل ايشان امير تيمور بود كه در سنه هفتصد و هفتاد و يك در قبّة الاسلام بلخ بر سرير جهانكيرى جلوس نمود و آخرشان بديع الزّمان ميرزا ابن سلطان حسين ميرزا بود از جنك شپك خان ابن خليل خان هزيمت و بصوب عراق شتافت و آخرالامر در اسلامبول به مرض طاعون از اين عالم روى برتافت مقارن دولت كوركانيّه ملوك تركمانيّه و ايلكانيّه ظهور نمودند و اين دو فرقه قرب صد و نه سال حكومت كردند و در اواخر دولت تركمانان ملوك صفويّه بظهور رسيدند و دوازده نفر از ايشان شهريار كرديدند اوّل ايشان شاه اسماعيل ابن سلطان حيدر و آخر ايشان شاه عبّاس ثالث كه در وى بجز نام شاهى نبود نخست محمود ابن ميرديس غلجائى از جماعت افغان شاه سلطان حسين را بدست آورده با اكثر اولادش بديار عدم رسانيد و ديكر نادر شاه بقيّه السّيف محمود را بجهة مصلحت دولت خود معدوم و ناچيز كردانيد زمان سلطنت ملوك صفويّه من حيث الاستقلال دويست و پنجاه سال بود و جماعت افغان در عراق و فارس و كرمان و بعضى در بلاد خراسان هفت سال حكومت نمودند تا آنكه نادر شاه ابن امام قلى بيك قرقلو از جماعت افشار در سنه هزار و صد و چهل و يك هجرى خروج كرده ايران را از وجود مخالفان مصفّا نمود و در اندك زمان براقع بسيار از چهرهء عرايس قلاع بكشود و مدّت دوازده سال من حيث الاستقلال سلطنت نمود آخرالامر بمضمون الاقارب كالعقارب خويشان آن شهريار وى را بقتل آوردند و اثاث و اسباب نادرى را جماعت افغان و اوزبك و ترك و كرد غارت كردند در ايران انواع شور و فتن وقوع و اقسام رنج و محن شيوع يافت و هركس در هر ديارى كه بود بوادى خودسرى شتافت مقارن اين حال كوكب اقبال زنديّه از مشرق جلال طالع كشت و هفت نفر از زنديّه به مرتبهء امارت رسيدند اوّل ايشان كريمخان ابن ايناق زند از جماعت كرد در حدود سنهء 1170 هزار و صد و هفتاد افسر امارت بر فرق نهاد و آخر ايشان لطف‌على خان ابن جعفر خان بود كه در دست آقا محمّد خان ابن محمّد حسن خان قاجار بقتل رسيد مدّت حكومت زنديّه در عراق و فارس و كرمان و خوزستان و دار المرز و آذربايجان قرب چهل سال امتداد كشيد آنكاه آفتاب جلال قاجاريّه از افق اقبال طلوع نمود اوّل ايشان آقا محمّد خان ابن محمّد حسن خان بود كه در حدود سنه هزار و دويست هجرى اكثر بلاد ايران را تصرّف كرد و مدّت چهارده سال و كسرى لوازم سلطنت به عمل آورد عاقبت در قلعهء شوشه بدست خادمان خويش بقتل رسيد و بموجب وصيّت او سلطان فتحعلى شاه شهريار كرديد اكنون كه سنهء هزار و دويست و چهل و هفت هجريست فرمان‌فرماى آن ديار
بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 127 | زين العابدين شيروانى