اكثر هندوان و بعد مسلمان و ديكر اهل ايمانند از مضافات حيدرآباد دكن است و اورنكآباد شكارپور قريه مسرّتموفور از توابع سند و محلّى است خاطرپسند قرب پانصد خانه در اوست و هوايش كرم و آبش از چاه و خلقش هندو است و ديكر اورنكآباد پنجابست كه پارچهاى نفيس در آنجا بافند راقم نديده است
ذكر اوبه
قصبهايست از مضافات مدينهء هرات و طرف مشرق آن واقع قرب بيست فرسخ دور و همه چيزش موفور الّا آدم كه ندارد و حيوان دوپا بسيار دارد
ذكر اورشليم
لفظ اورشليم عبريست كويند و نام بيت المقدّس است در حرف باء مذكور خواهد شد
ذكر ايليا
لفظ ايليا نيز عبريست و اسم بيت المقدّس باشد
ذكر اينهكول
بفتح اوّل و سكون ياء تحتانى و فتح نون و سكون هاء و ضمّ كاف فارسى و واو مجهوله و لام ساكنه قصبهايست شهرمانند و محلّى است خاطرپسند وى در زمين هموار واقع و جوانب اربعهاش واسع از اقليم پنجم و آبش از رود و سازكار و هوايش به سردى مايل و فواكه سردسيريش فراوان و مردمش تركزبان و به غربا و فقرا مهربان و اكثر حنفىمذهب و رندمشرب و ديكرى عيسوىملّت و قليلى علىاللّهى ان قصبه در چهار منزلى اسلامبول واقع شده و از هر طرف دو فرسخ دور جبال سخت و جنكل پردرخت احاطه دارد اشخاص نيك محضر و ستودهسير در آن كشور مشاهده شد اكر خواهم بيان احوال آن ديار نمايم به طول خواهد انجاميد لاجرم كميت قلم را از آن طرف كردانيد
ذكر ايروان
وى دار الملك اران و از مضافات آذربايجان است و چخورسعد سعد نيز او را كويند چه كه در شيب و كودى واقع شده و چخور در لغت ترك شيب را كويند بدان سبب آنجا را چخورسعد سعد نامند آبش به دو روان و هوايش مختلفبنيان از اقليم رابع و اطرافش واسع ميوهاش ارزان و حبوبش فراوان و مردمش تركزبان و شيعىمذهب و قليلى عيسوىاند قلعهء محكم دارد راقم داخل شهر نكشته و از قرب و جوارش كذشته مردم آنجا را بسيار ديده و كلمات ايشان را بسيار شنيده خالى از مردمى نباشند
ذكر ايران
مخفى و پوشيده نماند كه قديم الزّمان ايران را پارس كفتندى چه كه پارس ابن پهلو ابن سام ابن نوح ( ع ) آن ملك را آباد نموده و باسم خويش موسوم كرد و عربان پاء را بفاء مبدّل نموده فارس كفتند شيخ ابن حجر عسقلانى شارح متن صحيح نجارى در شرح باب من تكلّم بالفارسيّه ذكر كرده كه الفارسيّة نسبة الى فارس ابن عامور و قيل عامر ابن يافث ابن نوح و قيل نسبة اهل الفارس الى بذرام و قيل بذرام بفتح الباء و ذال المعجمة هو ابن ارفحشد ابن سام ابن نوح ( ع ) و انّه ولد بضعته عشر ولد كلّهم كانوا رجالا فارسا شجاعا الفرس بالفروسيّة و كان دينهم الصّائبيّة ثمّ تمجّسوا و بنوا بيت النيران و كانوا اهل الرّئاسة و السّياسة و تدبير الحرب و حسن المملكة و وضع الأشياء فى مواضعها و هم التّرسل و اللّطافة و النّظافة و تاليف الطّعام و الطيب جمعى از مورخان كويند فارس ابن طهمورث ابن كيومرث آن ملك را عمارت كرد و عموم اهل سير در خصوص اين خبر متّفقند كه چون فريدون مملكت خود را بسه قسمت تقسيم نمود ملك ماوراءالنّهر را كه بتوران شهرت دارد و جانب شرقى ايران واقع شده بتور عنايت فرمود و مرز بوم روم كه سمت غربى ايران اتفاق افتاده بسلم مسلّم داشت و كشور ايران را به كف كفايت ايرج كذاشت بدان جهت به ايران موسوم كشت قديم الايّام وسعت آن مقام از لب فرات تا كنار جيحون طولا و از باب الابواب دربند الى ساحل عمّان عرضنا بوده و بمرور دهور و كرور شهور هر ولايتى باسم صاحب ايالتى مسمّى كرديد آن ديار مشتمل است بر اقليم دويّم و و سيّم و چهارم و پنجم و مربّى اكثر بلادش آفتابست و در آن مكان جبال و تلال بيشتر از دشت و بيابانست و محدود است از طرف مشرق بولايت توران و كابلستان و از سمت جنوب به درياى عمّان و از جانب مغرب بملك عرب و شام و روم و از جهة شمال بجبال البرز و بحر خزر و مشتملست بر بيست و دو ولايت بدين موجب اوّل آذربايجان دويّم اران سيّم ارمن چهارم جيلان پنجم خراسان ششم خوزستان هفتم زابلستان هشتم سجستان نهم شيروان دهم طبرستان يازدهم