عرب و دياربكر و ربيعه و بعض بلاد كردستان را حكومتكزارند سيّم احبّاى دولت روسيهاند كه ايشان در تمامت ديار شيروان و اران و كرجستان و اكثر بلاد طالش در كمال اقتدارند چهارم جماعت افغان كه ايشان در همه بلاد زابلستان و اكثر خراسان طريق استبداد و استكبار مىسپارند پنجم فرقهء تركمان كه اكثر نواحى جرجان و درّه جزو دشتخاوران و سرخس و بادغيس را دارند ششم طايفهء ازبكان شهر مرو و توابع و لواحق آن را مسخر كردهاند هفتم ايضا از جماعت ازبكان خلم و بلخ و شبرغان را در حيطهء تصرّف آوردهاند هشتم قوم به لباس و كرماج از جماعت كرد كه جبال و كوهستان آذربايجان را مسخّر نمودهاند نهم طايفه عرب خزيمه كه ولايت قاين را اولى به تصرف شدهاند دهم عرب خوارج كه حكام عمّان باشند بندر عباسى و شميل و مينا و نواحى آنجا را كرفته پيش آمدهاند يازدهم ملوك سيستان كه خود را از ملك كيان دانند و در ملك سيستان بطريق استقلال حكومت رانند دوازدهم امراى كرد كه در بلدهء جنوشان و نواحى آن اقتدار دارند سيزدهم فرقهء تيمورى در خاف چهاردهم قوم هزاره در باخرز پانزدهم طايفهء بلوچ در كيج و مكران شانزدهم حكّام قرائى در تربت هفدهم قبيلهء شيبانى در تون و طبس هيجدهم ملكان غور و غرجستان و امثال ايشان در كوشه و كنار باشند و خاطر متردّدين و مسافرين را به تيشه ظلم و جور تراشند در تواريخ مسطور است كه قبل از اسلام چهار طبقه در ايران سلطنت نمودهاند اوّل اوشان پيشداديان و ايشان نه نفر بودند اوّل كيومرث ايشان و آخرشان ذاب بن طهماسب بود كه در انقلاب افراسياب وفات نمود كويند كيومرث دو هزار و دويست و چهل و چهار سال از هبوط آدم كذشته بود كه بر سرير حكومت عروج فرمود مدّت دولت پيشداديان موافق كتاب نظام التواريخ دو هزار و پانصد و شصت و هشت سال بود دويّم كيانيانند و ايشان بىاسكندر نه تن بودند اوّل ايشان كيقباد ابن ذاب از اسباط نوذر است چهار هزار هشتصد و دوازده سال از هبوط آدم كذشته بود كه بر اورنك جهاندارى جلوس نمود و آخر ايشان داراء بن داراب است كه در محاربهء اسكندر بر دست خادمان خويش پايمال شد مدّت سلطنت ملوك كيان هفتصد و سى و هشت سال بود سيّم اشكانيان بود اين فرقهء بيست نفر بودند نخستين ايشان اشك بن اشكان بقولى ابن دارا بود كه در سنه پنجهزار و پانصد و پنجاه بعد از هبوط آدم ( ع ) بر تخت دارائى قدم كذاشت و آخر ايشان اردوان بن نرسى بود كه در جدال اردشير بابكان بقتل آمد زمان دولت ايشان پانصد سال و كسريست چهارم ساسانيانند اين فرقه سى و يكمين بودند اوّل ايشان اردشير بابكان از نژاد ساسان پور بهمن بن اسفنديار است كه سنه شش هزار و پنجاه و كسرى از هبوط آدم كذشته بود ملقّب به شاهنشاه كرديد و آخر ايشان يزد جرد ابن شهريار است كه در ايّام فتح اسلام در مرو شايجان بقتل رسيد زمان دولت ايشان چهار صد و بيست و نه سال بود طبقات اربعهء مذكوره مدّت چهار هزار و دويست و بيست و پنج سال در ساحت اكثر ربع مسكون فرس كامرانى راندند و صيت عدل و داد بكوش و هوش اعالى و ادانى رساندند و بروايتى مدّت حكومت اين چهار طبقه چهار هزار و هفتصد و سى و پنج سال بود در اين باب روايات مختلفه وارد است چون لواى دين مبين سر بر سپهر برين كشيد و صيت ملّت بيضا بشرق و غرب عالم رسيد در روزكار خلافت عمر ابن خطاب و پايمردى عبيده و سعد وقاص مقاليد فتح ايران بدست اسلاميان افتاد و كسى كه باولياء دين معاند و مخالف بود بديار نيستى روى نهاد و در زمان خلفاى راشدين اهل اسلام بر جميع بلاد اهل ايران اقتدار يافتند و اعداى ملك و ملّت دين و دولت به بيغولهء عدم شتافتند مدّت سى سال و كسرى زمان خلافت كشيد و چون فراش قضا مسند خلافت برچيد بساط حكومت بنى اميّه در بسيط زمين منبسط كرديد چهارده تن از آن قوم در كون و فساد حكومت نمودند اوّل ايشان معاوية ابن ابى سفيان و آخر ايشان مروان
بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 126
مساهمون: زين العابدين شيروانى
ص١٢٦