تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
آوازهء شكوه آن كرده از خورد و كلان دركذشت چون تقدير الهى بدان جارى شده بود كه سنكان بر آن ديار استيلا يابند و اهل اسلام در آن كشور مخذول و منكوب شوند چنان كه سكنهء آذربايجان و اران و شيروان و طالش در دست طايفه روسيّه مخذول و مقهور كشتند لهذا سنكان روز به روز هفته‌به‌هفته ماه‌به‌ماه تضاعف و تزايد و ترقى نمودند اكنون كه سنهء هزار و دويست و چهل و هفت هجريست قرب چهل سال مىشود كه بتدريج تمامت ملك پنجاب كه دار الملك آن لاهور است و كشمير و ملتان و اكثر بلاد افغان مسخّر ايشان شده و راجهء سنكان رنجيد سنك نام راجهء ثريّا مقام و شهريار فريدون احتشام است و صاحب صد و پنجاه هزار سوار جرّار از طايفهء سنكانست و از اهل اسلام نيز مقدار صد هزار سوار و پياده دارد و ساير اساس و اسباب سلطنت وى را ازاين‌قرار بايد دانست راقم كويد كه با راجهء مذكور در دار السّرور لاهور اتفاق ملاقات افتاد و مدّتى مهمان آن راجه قدردان بوده ابواب غريب‌نوازى بر روى راقم كشاد الحق راجه عدل‌كستر و رعيّت‌پرور و شجاعت‌نهاد بود و پيوسته نهال هنرپرورى به آبيارى توفيق در باغ ضميرش بارور مىبود و شجرهء خبيثه تعصّب در بوستان خاطرش چون فصل خزان بىبرك و ثمر مىنمود هرآن‌كس كه مظلوم و ستم رسيده بود خواه هندو و خواه مسلمان و خواه سنك بدان التفات مىفرمود بسا ديده شد كه امراى جليل القدر خود را براى مسلمانى خوار و ذليل كردانيد و بجهة توبرهء كاهى لشكريان خود را بدار مذلّت رسانيد فقير از فرقهء محققان و رياضت‌كشان و امراى ذيشان از سنكان فراوان ملاقات كرده است كه اكر خواهم احوال ايشان را بيان نمايم در اين دفتر نكنجد همان بهتر عنان خامه را به طرف ديكر كردانيم و سمند تيزتك بيان بصوب ديكر رانيم و صلّى اللّه على محمّد و آله الطّاهرين

ذكر امّ البلاد

قاهرهء مصر را امّ البلاد كويند در حرف ميم خواهد آمد

ذكر امين‌آباد

نام قريهء چند است در كشور عراق و فارس و خراسان چندان امتياز ندارد راقم اكثر آنها را ديده است

ذكر اندراب

بفتح اوّل و سكون نون و فتح دال مهمله و راء مع الالف و سكون باء قصبه‌ايست شهرمانند و محلّى است خاطرپسند از توابع كابل و شش منزل دوره مشتملست به دو سه هزار خانهء معمور در كوهستان واقع و از اقليم رابع آبش معتدل و هوايش به سردى مايل نمك بسيار سفيد از آنجا حاصل مىشود مانند بلور ظروف و اوانى ازو سازند

ذكر اندخود

از بلاد طخارستان و از مملكت خراسان بوده اكنون سالهاست در تصرّف طايفهء افشار توران افتاده و اطرافش ريكستان و چند قريهء مضافات آنست مردمش ترك‌زبان است راقم نديده امّا از مردم آنجا شنيده كه اندخود چندان تعريف ندارد ليكن در آنجا ارزانى و فراوانيست

ذكر اندكان

وى را اندجان نيز كويند آنچه معلوم شده اندكان از بلاد تورانست و نام ولايتى است و مردمش همكى ترك‌زبان و حنفىمذهبند راقم نديده

ذكر انار

قصبه‌ايست مسرّت‌آثار از بلوك كرمان و محلّى است خرّم بنيان آبش از كاريز و هوايش بهجت‌آميز و بكرمى مايل قرب هزار باب خانه در اوست و چند قريه معموره مضافات اوست و ميوه سردسيريش به‌غايت نيكوست آن قصبه در محلّ پست و بلند اتّفاق افتاده و جوانب اربعه‌اش نهايت كشاده است راقم كويد كه مكرّر آن قصبه را ديده و مشاهده كرديده است وى ما بين شهر يزد و كرمانست و مردمش همكى شيعه‌مذهب و فارسىزبان و خالى از شجاعت نباشند

ذكر انبار

بفتح اول و سكون نون و باء مع الالف و سكون راء شهرى بوده در كنار فرات بجانب مشرق واقع شده و لهراسب كيانى احداث كرده و بخت‌النصر اسراى بنى اسرائيل را بدانجا آورده و سكونت داده و اشخاص نيك‌محضر از آنجا ظهور نموده‌اند اكنون مدّتها مىباشد خرابست

ذكر انباله

قصبه‌ايست شهرمانند و محلّى است دلپسند قرب دو سه هزار خانه در اوست و چند مزرعه مضافات اوست آبش از چاه و هوايش دلخواه بكرمى مايل از اقليم سيّم از بلاد لاهور و حبوب و غلاتش موفور و در زمين هموار واقع و اطرافش واسعست اكثر مردمش هندوان و ديكر مسلمان و از معارف انسانى دور و از كسوت مردمى عورند

ذكر فخر الدّين

از اهل رياضت و مجاهده بود و همواره بطريق حبس نفس عمل مىنمود به مرتبه كه كويند هزار بار تهليل به يك‌نفس كفتى و اكثر اوقات خود را به مراقبه و ذكر صرف كردى و عمر كرانمايه را
بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 119 | زين العابدين شيروانى