تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
جبال شامخه دارد و مشتمل بر دوازده پاره قريه معموره و باغات بسيار و چشمهاى بيشمار در اوست و فواكه سردسيريش نيكوست و مردمش كرد و ترك و حنفى و جبلى و بىادبند و قلعهء به‌غايت محكم بر سر كوه دارد و طايفه كرد يزيدى در شرقى و شمال آن قصبه مسكن دارند و طريق ييلامشى و قشلامشى سپارند راقم چند كاه در آن ديار بوده و با طوايف اكراد مصاحبت نموده آنچه از روش ايشان معلوم كرديده مذكور مىنمايد

در بيان مذهب يزيديان كه ايشان را امويان نيز نامند بر سبيل اختصار

مخفى و پوشيده نماند اين طايفه كويند كه بعد از احمد مختار ( ص ) خلفاء ثلاثه و معاويه و يزيد بر حق بودند و در اعلام دين مبين و ترويج ملّت سيّد المرسلين سعى موفور نمودند و اكثر بلاد عالم و امصار بنىآدم بجد و اجتهاد ايشان بر اهل ايمان مسلّم كشت وصيت اسلام بكوش و هوش خاص و عام رسيده از شرق و غرب عالم دركذشت چنان كه حضرت رسول ( ص ) خبر داده بود كه عن‌قريب امّت من بر اكثر معموره غالب شوند و بنا بر فرمودهء آن حضرت خلفاى ثلاثه و معاويه و يزيد و جمعى از بنى اميّه بر جهان استيلا يافتند و بسبب شوكت و عظمت ايشان اعداى دين و كروه مخالفين به بيغولهء عدم شتافتند ما بر خلافت ايشان ايمان داريم و از امامت پسر ابو طالب و اولادش بيزاريم و روز عاشورا بر اسبان سوار شوند و باهتمام تمام بصحرا روند و چنان نمايند كه زمين كربلاست و امروز روز عاشوراست طبل جنك نوازند و اسب تازند و تير اندازند يعنى ما نيز از متابعان يزيديم و پسر معاويه را از دل و جان مريديم شادىكنان و دستك‌زنان بمنازل خويش مراجعت نمايند و ابواب لهو و لعب و عيش و طرب بر روى يكديكر كشايند و با هم مباركباد كويند و خاطر يكدكر جويند بزركان ايشان سياه‌پوشند اين طايفه در بعضى از كوهستان مشرق كه آن را اشكونه كويند نيز سكونت دارند و در بعضى بلاد دياربكر و شام و ارمنيّه صغرا نيز بسيارند و همكى ايشان در كسوت مسلمانان و لباس اهل ايمان نمازكذار و پرهيزكارند و كتب تفاسير و فقه و غيره بسيار دارند و اكثر ايشان از حيوانى حلال يعنى از كوشت پرهيز كنند و به روغن و ماست و تخم‌مرغ قناعت نمايند يكى از متابعان ايشان كفته كه خلافت يزيد و پدرش از كلام مجيد ثابت شده آنجا كه بارىتعالى به ملائكه فرمود
إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً
زمرهء ملائكه كفتند
أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ
يعنى خليفه اين صفت دارد كه فساد نمايد و سفك دماء كند پس خلافت و امامت يزيد درست آمد جمعى از امويان جبرى و بعضى قدرى باشند

در بيان اعتقاد جبريان

اين فرقه كويند كه عبد را هيچ‌كونه اختيار نيست
يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ
و
يَحْكُمُ ما يُرِيدُ
همين معنى است ضلالت از دركاه ايزد متعالست و آيهء
مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلا هادِيَ لَهُ
بر اين مطلب كواه و خلعت هدايت از فضل بارىتعالى است آيهء
وَ مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُضِلٍّ
شاهد مقال اكر ارادهء حق سبحانه و تعالى بودى آدمى روش مستقيم اختيار نمودى
وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ
از اين كنايتست و زمام اختيار هدايت بدست خلق نيست و آيهء
إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ
بر اين معنى اشارتست و عزّت و ذلّت به اختيار مردم نباشد
تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ
بدين مقصد كواه است در روز
نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ
آنچه مقرّر شده همانست جفّ القلم
فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ
شاهد مدّعا است هرك را خواهد مغفرت كند و هرك را خواهد به دوزخ فرستد
فَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ *
جميع انبياء و اولياء در تحت اويند امر
قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَ لا نَفْعاً إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ
نظم
هر جمادى را كند فضلش خبير * عاقلان را كرده مهتر او ضرير دست نى تا دست جنباند بدفع * نطق نى تا دم زند از ضر و نفع
بىامر حقتعالى كسى را ياراى قدرت نيست
وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ *
وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ
بيت
آسمان و زمين كه در كارند