و جسارت پيدا كرده تمام راههاى ورود به شهر را مستحكم ساختند و حزين هم بنابر گفتهء خودش « شبها در پاسدارى و روزها در سوارى با آنها همراهى مىكرد » عثمانيها كه وضع را چنين ديدند متعرّض خرّمآباد نشدند و به شهرهاى اطراف از جمله همدان هجوم بردند و چون در اين شهر حاكم كاردان و لشكر منسجمى وجود نداشت مردم بهطور پراكنده به دفاع برخاستند و سرانجام بعد از گذشت چهار ماه ، عثمانيها خط محاصره را شكستند و به داخل شهر هجوم بردند و آنچنان كشتارى به راه انداختند كه به قول حزين « حساب كشته شدگان را علّام الغيوب داند . » علما و مشاهير بسيارى در اين حادثه به شهادت رسيدند از جمله :
ميرزا هاشمى همدانى ، و مولانا على اعلى اصفهانى .
حزين براى اطلاع از حال زن و فرزند و دوستان و نزديكان خود كه در اين حادثه به قتل رسيده بودند عازم همدان مىشود و در رهايى بسيارى از زندانيان موفق مىگردد .
با اينكه امراى عثمانى او را گرامى مىدارند و احترامش را به جاى مىآورند ولى وى ماندن در ميان آنان را « بليّه عظيم » به حساب مىآورد .
به اين جهت با سختى و مشقّت عازم نهاوند مىشود و از آنجا به ولايت بختيارى رفته دوباره به خرمآباد باز مىگردد و چون شهر را خالى از سكنه مىبيند عازم شوشتر و ساير شهرهاى خوزستان شده به دزفول مىرود و با قاضى مجد الدين دزفولى ملاقات مىكند .
دوباره به شوشتر برمىگردد و بعد از ديدار با سيد نور الدّين بن سيّد نعمت اللّه جزايرى و ميرزا محمّدتقى و ميرزا عبد الباقى مرعشى به حويزه رفته عازم بصره مىشود . در آنجا جماعتى را عازم حج مىبيند و شوق ديدار كعبه دوباره در او بيدار مىشود ولى به محض نشستن در كشتى مريض شده بعد از چهل روز به بندر موخا واقع در سواحل يمن مىرسد و در شهر « تعض » كه از مناطق خوش آب و هواى يمن بوده به استراحت مىپردازد و بعد از بهبودى عازم « صنعا » پايتخت يمن مىشود ولى چون موعد حج گذشته بود مجددا به بصره باز مىگردد .
تذكرة المعاصرين ( فارسي ) — صفحة 50
مساهمون: محمد علي حزين لاهيجي
ص٥٠