چون سفاين و جهازات ايشان به غايت وسيع و مكانهاى شايسته دارد و در دريا نيز بلدتر از هر قوم و ماهرترند جهاز ايشان را اختيار كردم .
و مىافزايد كه فرنگيان در اين سفر نهايت محبّت را در حق من مبذول داشتند .
سرانجام به آرزوى ديرينهاش كه زيارت خانهء خداست نائل مىشود . در ماه محرم سال 1145 ه . ق با قافلهء حاج لحسا خود را به جزيرهء بحرين و از آنجا به بندرعباس مىرساند و بعد از پرداخت مقدارى از قرضهايش عازم اصفهان مىشود . . . در راه هرچه مىبيند خرابى است .
همهجا را خراب ديدم ، ظلم و تعدّى از حد در گذشته بود هركسى به حال خود درمانده ، دادرسى در ميان نه .
به هنگام زمستان به لار مىرسد و مىگويد :
اوضاع آن شهر از همهجا خرابتر بود . محمّد خان سردار ممالك فارس كه از جانب نادر شاه به اين سمت گمارده شده بود ، اخراجات يوميّه خود را روزانه از مردم مىگرفت و خراج سال آينده را هم مطالبه مىكرد و دستور داده بود كه از هر خانه يك نفر بهعنوان سپاهى با سازوبرگ كامل بدون دريافت وجه در ركاب حاكم حاضر شود و خدمت نمايد .
ناگفته نماند كه اين طرز رفتار فقط دربارهء رعاياى شيعه اعمال مىشد و آنها كه مذهب شافعيّه داشتند از اين تحميلات بر كنار بودند . از قضا روزى حاكم به بهانهاى از كلانتر شهر رنجيده فرمان داد كه وى را به چوب بستند و بعد به زندان انداختند .
مردم لار همراه وابستگان كلانتر به نزد حزين مىآيند و او هرچه ايشان را تسلّى داده دعوت به آرامش مىكند فايدهاى ندارد . ناچار از حاكم مىخواهد كه كلانتر را آزاد نمايد . محمّد خان اين درخواست را مىپذيرد مشروط بر اينكه بعد از رهايى عازم حجاز شود ، اين كار صورت مىپذيرد ولى بعد از مدتى حاكم پشيمان مىشود و
تذكرة المعاصرين ( فارسي ) — صفحة 53
مساهمون: محمد علي حزين لاهيجي
ص٥٣