تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة المعاصرين ( فارسي ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
و خوش‌اخلاق بود . [ 61 ] اين چند بيت از اوست :

اشعار

هر جاده مرا در طلب راهنمايى است * هر چشمه نشان قدم آبله پايى است
و له
ساقى به گردش آر شراب دو ساله را * مگذار همچو شاخ تو از كف پياله را
و له
عدو را زيردست خود به ضرب دست احسان كن * نباشد حربه‌اى جز مشت پر ارباب همّت را

61

ميرعسگرى قمى از طائفهء معماران قم و سيّد ساده‌لوح صافى طويّت بود . در آن بلده او را ديده‌ام . در انتظام نظم سرخشتى به پاى كار مىآورد . اهالى قم او را از كهنه شاعران شهر مىدانستند . گاهى بيت استوارى از قلمش پيرايهء ظهور مىيافت و گاهى چون نسج عنكبوت مىبافت . [ 62 ] اين رباعى از او به ياد است :

رباعى

سبطين كز انبيا فزون مقدارند * چون والد خويش محرم اسرارند ز ايشان باشد مزاج اسلام قوى * در تقويت دين نبى جِد دارند

62

ميرنوراكسير كهين برادر ميرعسگرى و در شعر از او پايهء برترى داشت . مدّتى در اصفهان به هوس كيمياگرى افتاده سرمايهء عمر را در بوتهء بىحاصلى سوخت و چهره از پرتو نور مرادى نيفروخت ليكن ابيات خوش‌عيار دارد ، [ 63 ] از آن جمله اين چند بيت است :
تذكرة المعاصرين ( فارسي ) — صفحة 201 | محمد علي حزين لاهيجي