و خوشاخلاق بود . [ 61 ] اين چند بيت از اوست :
اشعار
هر جاده مرا در طلب راهنمايى است * هر چشمه نشان قدم آبله پايى است
و له
ساقى به گردش آر شراب دو ساله را * مگذار همچو شاخ تو از كف پياله را
و له
عدو را زيردست خود به ضرب دست احسان كن * نباشد حربهاى جز مشت پر ارباب همّت را
61
ميرعسگرى قمى
از طائفهء معماران قم و سيّد سادهلوح صافى طويّت بود . در آن بلده او را ديدهام .
در انتظام نظم سرخشتى به پاى كار مىآورد . اهالى قم او را از كهنه شاعران شهر مىدانستند .
گاهى بيت استوارى از قلمش پيرايهء ظهور مىيافت و گاهى چون نسج عنكبوت مىبافت . [ 62 ] اين رباعى از او به ياد است :
رباعى
سبطين كز انبيا فزون مقدارند * چون والد خويش محرم اسرارند
ز ايشان باشد مزاج اسلام قوى * در تقويت دين نبى جِد دارند
62
ميرنوراكسير كهين
برادر ميرعسگرى و در شعر از او پايهء برترى داشت . مدّتى در اصفهان به هوس كيمياگرى افتاده سرمايهء عمر را در بوتهء بىحاصلى سوخت و چهره از پرتو نور مرادى نيفروخت ليكن ابيات خوشعيار دارد ، [ 63 ] از آن جمله اين چند بيت است :