نورس درين غريبى از تيرهروزى بخت * يك شب نديد در خواب مسكين نواز خود را
و له
نگهدارد خدا از چشم بد خاك صفاهان را * كه هر سو جلوهگر بينم سپاه كج كلاهان را
زدى بستى شكستى سوختى از روى افكندى * جوابت چيست فرداى قيامت داد خواهان را
57
زايراى شوشترى
به اصفهان آمده بود و به منزل اين داعى با دوستان يكدل آمد و باز به وطن رفته رحلت نمود . بسيار آرميده و شكفته و سبك روح بود به سخن انس و التيامى داشت و اشعارش يكدست هموار بود . [ 58 ]
يك بيت از او به ياد است .
بيت
نيست عيب هيچ معشوقى به عاشق آشكار * زال دنيا پيش چشم اهل دنيا پير نيست
ميرزا محمّد تقى قهرمانى همدانى
تحصيل بعض مراتب علميّه نموده در حساب و نجوم و سياق مهارت داشت و از هوشمندان و اتقياى زمانه بود . كتابى در جميع فوايد علميّه و نكات شريفه ترتيب داده كه استقامت سليقه و ادراكش از آن هويداست .
در معاشرت اين خاكسار اشعار خوب انشا نموده بود . بيست سال شده باشد كه به ملك بقا پيوست .
[ بيت ]
اين بيت از او به خاطر است :