تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة المعاصرين ( فارسي ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
نورس درين غريبى از تيره‌روزى بخت * يك شب نديد در خواب مسكين نواز خود را
و له
نگهدارد خدا از چشم بد خاك صفاهان را * كه هر سو جلوه‌گر بينم سپاه كج كلاهان را زدى بستى شكستى سوختى از روى افكندى * جوابت چيست فرداى قيامت داد خواهان را

57

زايراى شوشترى به اصفهان آمده بود و به منزل اين داعى با دوستان يكدل آمد و باز به وطن رفته رحلت نمود . بسيار آرميده و شكفته و سبك روح بود به سخن انس و التيامى داشت و اشعارش يكدست هموار بود . [ 58 ] يك بيت از او به ياد است .

بيت

نيست عيب هيچ معشوقى به عاشق آشكار * زال دنيا پيش چشم اهل دنيا پير نيست

ميرزا محمّد تقى قهرمانى همدانى

تحصيل بعض مراتب علميّه نموده در حساب و نجوم و سياق مهارت داشت و از هوشمندان و اتقياى زمانه بود . كتابى در جميع فوايد علميّه و نكات شريفه ترتيب داده كه استقامت سليقه و ادراكش از آن هويداست . در معاشرت اين خاكسار اشعار خوب انشا نموده بود . بيست سال شده باشد كه به ملك بقا پيوست .

[ بيت ]

اين بيت از او به خاطر است :
تذكرة المعاصرين ( فارسي ) — صفحة 198 | محمد علي حزين لاهيجي