تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة المعاصرين ( فارسي ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥

[ ابيات ]

اين ابيات « 1 » از اوست :
دوش در بزم تو ذوق گريه‌ام بىتاب كرد * آنچه آتش مىكند با شمع با من آب كرد خون دل از پرده‌هاى ديده‌ام گرديد صاف * آتش حل كرده را چشمم شراب ناب كرد
و له
در باغ دهر گر ز مكافات آگهى * منشان نهال ظلم كه افغان شود بلند
و له
من از داغ محبّت در كف درياكشى مستم * كه جز ساغر گرفتن برنيايد كارى از دستم

43

حكيم محمّدرضا عرب « 2 » بروجردى در بلدهء خرم‌آباد با فقير معاشر بود . از كهنه شاعران و در طبابت حذاقت داشت . عمرش از هفتاد سال گذشته بود كه به وطن خود رفته شربت ناگزير ممات چشيد . [ 44 ] اين چند بيت از اوست :

اشعار

ز خون تا پردهء آواز گلرنگ است مىنالم * به من « 3 » تا نالهء بلبل هم‌آهنگ است مىنالم
و له
جلوه‌اى در دل از آن قامت رعنا دارم * خبر تازه از آن « 4 » عالم بالا دارم
هامش
( 1 ) . از اوست ابيات . ( 2 ) . محمّدرضا عشرت بروجردى . ( 3 ) . به مى تا نالهء بلبل . ( 4 ) . خبر تازه‌اى از عالم بالا دارم .
تذكرة المعاصرين ( فارسي ) — صفحة 185 | محمد علي حزين لاهيجي