فرد « 1 »
بس كه در عشق تو خورد از پنجهء سختى فشار * استخوانم شد به رنگ شاخ آهو تابدار
45
حاجى محمّدصادق صامت اصفهانى
طبع بلند و فكر رسا داشت ، شعرش يكدست و كلامش را نشست ديگر است .
فقير دو سه نوبت او را در خدمت والد علّامى طابثراه ديدهام .
مجموعهء اشعارش قريب سههزار « 2 » بيت به نظر آمده بود . اكنون زياده از پنجاه سال گذشته كه رحلت نموده .
[ ابيات ]
[ 46 ] اين يك دو بيت از او حاليا به خاطر است : « 3 »
عزلتى در دام بال پرشكن « 4 » مىخواستم * نيست عالم جاى پروازى كه من مىخواستم
بعد مرگم نيست تاب بار منت از كسى * آتش تن را ز خاكستر كفن مىخواستم
و له
خوبان همه در قتل من خسته شريكند * تا خون مرا رنگ به دامان كه باشد
46
ميرعبد الغنى تفرشى
از احفاد فاضل مرحوم « 5 » و از نوادر روزگار بود . فقير به شعرفهمى و سخنشناسى او كسى « 6 » نديدهام . در ذكا و استقامت سليقه بىنظير و تحصيل متداولات علوم
هامش
( 1 ) . مطلع .
( 2 ) . به سه هزار بيت .
( 3 ) . ازو به خاطر است .
( 4 ) . بال و پر شكن .
( 5 ) . فاضل مرحوم ميرعبد الغنى تفرشى .
( 6 ) . مثل .