تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة المعاصرين ( فارسي ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧

فرد « 1 »

بس كه در عشق تو خورد از پنجهء سختى فشار * استخوانم شد به رنگ شاخ آهو تابدار

45

حاجى محمّدصادق صامت اصفهانى طبع بلند و فكر رسا داشت ، شعرش يكدست و كلامش را نشست ديگر است . فقير دو سه نوبت او را در خدمت والد علّامى طاب‌ثراه ديده‌ام . مجموعهء اشعارش قريب سه‌هزار « 2 » بيت به نظر آمده بود . اكنون زياده از پنجاه سال گذشته كه رحلت نموده .

[ ابيات ]

[ 46 ] اين يك دو بيت از او حاليا به خاطر است : « 3 »
عزلتى در دام بال پرشكن « 4 » مىخواستم * نيست عالم جاى پروازى كه من مىخواستم بعد مرگم نيست تاب بار منت از كسى * آتش تن را ز خاكستر كفن مىخواستم
و له
خوبان همه در قتل من خسته شريكند * تا خون مرا رنگ به دامان كه باشد

46

ميرعبد الغنى تفرشى از احفاد فاضل مرحوم « 5 » و از نوادر روزگار بود . فقير به شعرفهمى و سخن‌شناسى او كسى « 6 » نديده‌ام . در ذكا و استقامت سليقه بىنظير و تحصيل متداولات علوم
هامش
( 1 ) . مطلع . ( 2 ) . به سه هزار بيت . ( 3 ) . ازو به خاطر است . ( 4 ) . بال و پر شكن . ( 5 ) . فاضل مرحوم ميرعبد الغنى تفرشى . ( 6 ) . مثل .
تذكرة المعاصرين ( فارسي ) — صفحة 187 | محمد علي حزين لاهيجي