به عالم نام رعنايى علم شد * چو آن سرو خرامان آفريدند
40
افراسياب خان
برادر رستم خان ايلچى حاكم جام به رياضات « 1 » ورزيده ، به شعور و حسن سليقه معروف و به كمالات صوريّه موصوف « 2 » بود . به سخنشناسى و لطف طبيعت اشتهار يافته ، اشعار لطيف عالى دارد و مدّتها است كه در اصفهان رحلت كرد . « 3 » [ 42 ]
اين چند بيت كه روزى از او استماع نموده به خاطر مانده است ، نگاشته شد .
اشعار
خورم صد زخم اگر بر دل تمناى دگر دارم * ز تيغ غمزهاش اميد جوهر بيشتر دارم
و له
گل افشان شعلهء آتش نقابى آرزو دارم * چو خورشيد قيامت آفتابى آرزو دارم
به يك دزديده ديدن از تو راضى كى توانم شد * ز مژگان تو زخم بىحسابى آرزو دارم
رسد لعل لبت شايد به درد تشنهكاميها * به رنگ آتش ياقوت آبى آرزو دارم
و له
ز چشم شور انجم بىقرارم در دل شبها * نگه دارد خدا داغ مرا از چشم كوكبها
هامش
( 1 ) . حاكم جام به رياضيّات ورزيده .
( 2 ) . به كمالات صوريه موصوف به سخنشناسى .
( 3 ) . رحلت كرده .