و له
به كار خويش چو نرگس [ هميشه « 1 » ] حيرانم * از اينكه راست قلم ديده است دورانم
و له
قدم حسنت اگر رنجه نگردد ديگر * خانه را آينه بهر كه صفا خواهد داد
و له
بر سراپاى وجود خود خط باطل مكش * در رياض زندگى چون سرو بىحاصل مباش « 2 »
39
لطفعلى بيگ شامى
والدش اسماعيل بيگ نام داشت . اصل از طايفه چركس و در سلك غلامان « 3 » آستان صفويّه منسلك بود . در مردمى و تقوا و عبادت يگانهء اشباه و اقران و لطفعلى بيگ از پدر نيكاختر « 4 » [ و ] سعادتمندتر بود . به اكتساب « 5 » كمالات صورى و خصال ستوده نشانى ممتاز و در چشم اعيان زمان چون مردم ديده به اعزاز بود .
با والد علّامه نور اللّه مرقده به اخلاص آشنا و با اين داعى اصدقا صديق سراپا وفا به نكتهسنجى اشتهار يافته ، خاطر [ معانى ] « 6 » ذخايرش درج لآلى شاهوار و خامهء حقيقت مآثرش مشّاطهء عرايس ابكار است .
اقتدارى تمام بر گفتن تاريخ داشت و تواريخ شايسته بسيار دارد . و در تركى هم غزلهاى خوب گفته ، مجموعهء منظوماتش تخمينا چهار هزار بيت باشد . سال هزار و يكصد و بيست هجرى در اصفهان به جنّت جاودان رحلت نمود . [ 41 ]
هامش
( 1 ) . چو نرگس هميشه حيرانم . در نسخهء « ت » به جاى هميشه عبارت « همين نه » ذكر شده است .
( 2 ) . اين بيت در نسخهء « پ » نيامده است .
( 3 ) . در سلك ملازمان صفويّه .
( 4 ) . از پدر نيكاختر و سعادتمندتر بود . در نسخه « ت » حرف واو ذكر نشده است .
( 5 ) . و به اكتساب .
( 6 ) . در نسخه « ت » معنى آمده است .