27
ميرزا ابو الحسن
از سادات شيراز و با نواسنجان دمساز بود . در اوقات اقامت فقير به شيراز پيوسته معاشر و انيس [ بود « 1 » ] . سالها شد كه ازين كهنهسرا به عالم بقا منزل گزيد . [ 29 ]
[ اشعار ]
اين چند بيت از او بياداند . « 2 »
نظم
باز چشم ناتوانى برده از هوشم به زور * كرده است آيينه رخسارى نمد پوشم به زور
در لباس زندگى راحت نمىدانم كه چيست * اين قباى تنگ را عمرى است مىپوشم به زور
و له
به غير از اينكه صداع خمار هجر كشيدم * دگر ز مستى صهباى عشق كهنه چه ديدم
گناه چرخ نبود اينكه سرفراز نگشتم * به قدر همتم اين خانه پست « 3 » بود خميدم
و له
بستهء دام توام در كوى دلدار دگر * با قفس رفتم ازين گلشن به گلزار دگر
و له
مىكشم از خود تمنا انتقام خويشتن * كردهام وقف گريبان [ دست « 4 » ] دامنگير را
28
ميرزا معزّ فطرت مشهدى
سيّد والانژاد و به فطرت اصلى از اهل استعداد بود . « 5 » اكتساب متداولات نموده .
هامش
( 1 ) . پيوسته معاشر و انيس بود . در نسخه « ت » بود ذكر نشده است .
( 2 ) . اين چند بيت ازو به ياد مانده .
( 3 ) . اين خانه تنگ بود .
( 4 ) . دست دامنگير . در نسخهء « ت » به جاى دست ، است ذكر شده است .
( 5 ) . به فطرت اصلى اهل استعداد اكتساب .