سر خط بندگيم داد چو مجنونم كرد * باز در گوش مرا حلقهء زنجير كشيد
هر نشاطى كه دل از عشق جوانان اندوخت * انتقامش همه از من فلك پير كشيد
پيش تشريف رساى كرم دوست ازل * خجلت از كوتهى قامت تقصير كشيد
24
ميرزا ابراهيم
برادر ميرزا نجف خان صدرا از احفاد فاضل مشهور ميرزا ابراهيم همدانى كه علّامه زمان بود و از غايت شهرت بىنياز از ذكر اوصاف است . « 1 » مجملا « 2 » ميرزا ابراهيم ثانى تحصيل معالم [ و ] معارف « 3 » به قدر فرصت و استعداد نموده ، توليت مزار امامزاده سهل بن على و رياست آن بلده كه از « 4 » لواحق همدان است به او مفوض بود . طبع موزون داشت . ايشان را در خدمت والد مرحوم ديدهام و در همان مجلس شعرى چند از خود خواند .
[ ابيات ]
[ 26 ] اين چند بيت از آن به ياد است :
نظم
چه گزند است « 5 » ز دلسردى افلاك مرا * نگه گرم تو برداشته از خاك مرا
و له
در آتشى كه بى تو دل داغدار سوخت * مىسوخت آنچنانكه دل روزگار سوخت
هريك در آتشى من و پروانه سوختيم * او را وصال شمع و مرا هجر يار سوخت
25
ميرزا اشرف خلف مرحوم ميرزا عبد الحسيب صبيهزادهء سيّد الحكما امير محمّدباقر الداماد الحسينى قدس اللّه روحه
به علو حسب و نسب معروف و به فضايل [ نفسانيّه « 6 » ] موصوف بود . روزگارى
هامش
( 1 ) . بىنياز از اوصافست .
( 2 ) . مجملا آنكه ميرزا ابراهيم .
( 3 ) . بىنياز از اوصافست .
( 4 ) . رياست آن بلده كه لواحق همدان است .
( 5 ) . چه گزندست به دل سردى .
( 6 ) . به فضايل نفسانيّه . در نسخه « ت » نفائس ذكر شده است .