تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة المعاصرين ( فارسي ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
سر خط بندگيم داد چو مجنونم كرد * باز در گوش مرا حلقهء زنجير كشيد هر نشاطى كه دل از عشق جوانان اندوخت * انتقامش همه از من فلك پير كشيد پيش تشريف رساى كرم دوست ازل * خجلت از كوتهى قامت تقصير كشيد

24

ميرزا ابراهيم برادر ميرزا نجف خان صدرا از احفاد فاضل مشهور ميرزا ابراهيم همدانى كه علّامه زمان بود و از غايت شهرت بىنياز از ذكر اوصاف است . « 1 » مجملا « 2 » ميرزا ابراهيم ثانى تحصيل معالم [ و ] معارف « 3 » به قدر فرصت و استعداد نموده ، توليت مزار امامزاده سهل بن على و رياست آن بلده كه از « 4 » لواحق همدان است به او مفوض بود . طبع موزون داشت . ايشان را در خدمت والد مرحوم ديده‌ام و در همان مجلس شعرى چند از خود خواند .

[ ابيات ]

[ 26 ] اين چند بيت از آن به ياد است : نظم
چه گزند است « 5 » ز دلسردى افلاك مرا * نگه گرم تو برداشته از خاك مرا
و له
در آتشى كه بى تو دل داغدار سوخت * مىسوخت آن‌چنان‌كه دل روزگار سوخت هريك در آتشى من و پروانه سوختيم * او را وصال شمع و مرا هجر يار سوخت

25

ميرزا اشرف خلف مرحوم ميرزا عبد الحسيب صبيه‌زادهء سيّد الحكما امير محمّدباقر الداماد الحسينى قدس اللّه روحه به علو حسب و نسب معروف و به فضايل [ نفسانيّه « 6 » ] موصوف بود . روزگارى
هامش
( 1 ) . بىنياز از اوصافست . ( 2 ) . مجملا آنكه ميرزا ابراهيم . ( 3 ) . بىنياز از اوصافست . ( 4 ) . رياست آن بلده كه لواحق همدان است . ( 5 ) . چه گزندست به دل سردى . ( 6 ) . به فضايل نفسانيّه . در نسخه « ت » نفائس ذكر شده است .
تذكرة المعاصرين ( فارسي ) — صفحة 150 | محمد علي حزين لاهيجي