تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة المعاصرين ( فارسي ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
قدر ما را گر نمىدانيد ياران دور نيست * فهم هركس درنيابد نكتهء سنجيده را
و له
نم فيض تو ساقى حل نمايد مشكل ما را * به يك پيمانه مى درياى آتش كن دل ما را
و له
به زخم كاريم چون رنجه گردان دست و خنجر را * عبير افشان نمود از شوخى آن زلف معنبر را

17

القاضى الفاضل مجد الدّين الدزفولى دزفول بلده‌اى است از توابع شوشتر . قاضى مجد الدّين مذكور « 1 » از بدايت تحصيل مطالب علميّه را نزد علماء شوشتر « 2 » طى نموده ، فقه و حديث را از سيّد نعمت اللّه جزايرى عليه الرحمة استفاده نموده به مرتبهء كمال رسيد و مكرر به اصفهان آمده در صحبت علما و ارباب هنر به سربرده درجهء بلند يافت . بسى نيكوخصال و ستوده‌افعال و لطيف‌طبع « 3 » بود . در انشا به غايت ماهر و در شعر نيز سليقهء درست داشت ، اگرچه كم مىگفت ليكن آنچه مىگفت خالى از لطفى نبود . مدتها به اين فقير انيس و جليس « 4 » بود و در بعض اسفار رفاقت نموده . چندسال پيش « 5 » از تحرير ، وفاتش مسموع شد . اسكنه اللّه فى جواره مع الصديقين . [ 19 ] اين چند بيت از واردات اوست .
هامش
( 1 ) . قاضى مجد الدين مذكور قاضى آنجا بود . ( 2 ) . مطالب علمى را نزد علماى حويزه و شوشتر طى نموده . ( 3 ) . لطيف الطبع بود . ( 4 ) . مدتها به اين فقير جليس و انيس و در بعضى اسفار . ( 5 ) . چندسال قبل از تحرير .
تذكرة المعاصرين ( فارسي ) — صفحة 137 | محمد علي حزين لاهيجي