16
السيد الالمعى سيّد قاسم البروجردى
از سادات عالىدرجات « 1 » بروجرد است كه بلدهاى است دلگشا قريب نهاوند .
فقير در بلده به خرمآباد « 2 » لرستان بود كه آن سيّد سعادت بهر از شهر خود كه مسافت بيست فرسنگ است به خرمآباد رسيده از صحبت او مسرّت تمام حاصل شده و با آنكه بيست و دو سال از عمر او گذشته بود از موطن خود به جايى سفر نكرده ، او را از افاضل دريافت . تحصيل نزد « 3 » فضايل مآب حاجى عبد الغفور بروجردى نموده و حال آنكه او را فقير « 4 » ديده و به رتبه او واقف گرديده ، سيّد مذكور را فايق بر استاد يافت . ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشاء . بىتكلّف جوانى بود از نوادر جهان به آن « 5 » لياقت و استعداد و استقامت سليقه و جودت ذهن و سرعت فهم و حدّت شعور و استحضار به علوم « 6 » متداوله كه ديده بود كمتر اتفاق افتد . مدت سه چهار ماه پيوسته حاضر و معاشر بود و به شعر و معمّا « 7 » چنان آشنا كه به اندك تأمّل گفتى و پسنديده گفتى . باز به وطن خود عود نموده ، ده دوازده سال قبل از وقت تحرير شنيده شد كه به جنّت جاودان انتقال نموده . [ 18 ]
اين ابيات از او به ياد است .
اشعار « 8 »
اى ز تو هر لحظه [ سودايى ] « 9 » دل شوريده را * در تماشاى تو هر ساعت فروغى ديده را
هامش
( 1 ) . عالىمقدار .
( 2 ) . بلدهء خرمآباد .
( 3 ) . او را از افاضل تحصيل نزد فضايل مآب . اين قسمت در نسخهء « پ » مغلوط است .
( 4 ) . حال آنكه فقير او را و به رتبه او واقف گرديده .
( 5 ) . از نوادر جهان لياقت و استعداد و استقامت .
( 6 ) . استحضار علم متداوله .
( 7 ) . به شعر و معمّا چنانكه به اندك .
( 8 ) . ابيات .
( 9 ) . سودايى سر شوريده را . در نسخه « ت » سوداى آمده است .