ذو المناقب و المفاخر الميرزا باقر طاب مثواه [ 14 ]
به قاضىزادهء عباسآباد « 1 » معروف و به فضايل ظاهرى و باطنى موصوف . مولد و موطنش اصفهان و از اعيان زمان بود . استفادهء منقول از حضرت مجتهد الزمان مولانا محمّدباقر خراسانى عليه الرحمة و معقول از سيّد الحكما مير قوام « 2 » قدس اللّه روحه نموده . مصاحبتى ديرينه با والد علّامه رحمة اللّه « 3 » و عطوفتى تمام « 4 » به حال راقم اين مقاله داشت .
مناسبت « 5 » سليقهاش با دقايق صناعت شعر از اكثر افاضل ديگر بيشتر و نى كلكش را در شكرريزى قيمتى اوفى و اوفر بود . در عشر سبعين از مراحل زندگانى اين جهان فانى را بدرود نموده به حظاير قدس ارتحال فرمود . اين ابيات از مآثر قلم آن سنجيده رقم است .
فرديّات
عينك در انتظار تو با ديده يار شد * چشم سفيد گشته به راهت چهار شد
و له
بگذار بود مهر خموشى به دهانم * پيداست چو آيينه ز دل راز نهانم
با آنكه ميان من و تو موى نگنجد * چون بهله تهيدست از آن موى ميانم
آوارگيم منزل و مقصود ندارد * چون تير هوايى به نظر نيست نشانم
و له
مپسند ز ديدار تو محروم بماند * از ديده برآيد به صد اميد نگاهم
نور نظرم شعله جواله شد از بس * بر گرد سراپاى تو گرديد نگاهم
هامش
( 1 ) . قاضىزادهء عباسآباد به علم و عمل معروف .
( 2 ) . مير قوام الدّين .
( 3 ) . والد علّامه عليه الرّحمة .
( 4 ) عطوفتى تمام با راقم اين كلام داشت .
( 5 ) . مناسب سليقهاش .